پنهان‌تر و پیدا‌تر



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : قطعه هجو
این روسیاهْ شاعرانِ رنگْ کارِ شهر
که قالبِ مکدرِ خود رنگ میکنند

در راه های پر خمِ اشعار قرن ها
تصویر های راهرو را لنگ میکنند

طوطی صفت گهی پسِ آیینه میروند
دوروْ نشان ولی تنه از سنگ میکنند

گه کهنهْ کارْ شاعرانِ کارْ کشته را
از دار شعر های خود آونگ میکنند

گه ملحدانه «داوری کو...» داوری کنان
با صلح خود، ستیزه، بار جنگ میکنند

گویند:«وزن و قافیه میراث سوخته ست»
و«آنها خرند! عرصه ی خود تنگ میکنند»

بر گوشه ای نشسته و از بند و بار وزن
چون کودکان نورسیده ونگ میکنند:

« حرافی قافیه و صرافی عروض
نون را به گاف بسته و آهنگ میکنند»

بر خویش سخت کرده و خود خویش را ز هر
همبستگی قافیه محروم میکنند

این روسیاه شاعران رنگ کار شهر
گنجشک نثر را قناری رنگ میکنند.

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزلی از دوست شاعر نوجوان امیررضا مشک بید حقیقی، من پیش‌تر راجع به غزلی از ایشان هم صحبت کرده بودم و همان‌جا در خصوص ذهن پرسشگر و البته پر‌تلاش شاعر نکته‌ای گفته بودم، به شاعر عزیز تبریک می‌گویم که همچنان با پشتکار به خلاقیت در شعر فکر می‌کند، فقط باید بداند گاهی این پرسش‌ها هدف اصلی را از شاعر دور می‌کند.
در اثر قطعه هجو، که گویا در مذمت رفتار برخی از شاعران نوشته شده است ما با ایراد وزنی مواجهیم.
این روسیاهْ شاعرانِ رنگْ کارِ شهر
که قالبِ مکدرِ خود رنگ می‌کنند
وزن (مستفعلن مفاعل مفعول فاعلن) یا (مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن) است، اما در همان مصرع اول شاعر دچار ایراد وزنی می‌شود، در خاطرم هست در نقد اثر قبلی ایشان برای رعایت وزن مجبور شده بود کلام را دستخوش تغییر کند، اینجا هم مشابه همان اتفاق افتاده یعنی وزن باعث شده شاعر به خطا بیفتد، همین دو شعری که از شما خواندم کافی‌ست، تا شما را دعوت به مطالعه جدی‌تر در خصوص وزن کنم، امیدوارم با مطالعه تئوری و تمرین و تکرار بتوانید به زودی بر وزن مسلط شوید.
مثلا نگاه کنید:
این روسیاه شاعرکان، رنگ کار شهر
با همین یک تغییر ساده وزن شعر درست می‌شود، دست کم در هفت هشت مصراع دیگر نیز در این شعر ایراد وزنی وجود دارد، این میزان ایراد نشان دهنده عدم تسلط بر وزن است، حالا به شما یک تمرین ساده برای یادگیری وزن معرفی می‌کنم:
ابتدا یکی دو کتاب تئوری در خصوص وزن بخوانید، مثلا کتاب روزنه از دکتر محمدکاظم کاظمی، بیست تمرین ساده برای آموزش وزن دکتر اسماعیل امینی و کتاب عروض و قافیه سوم دبیرستان رشته علوم انسانی، همین‌ها برای درک مطلب کافی‌ست، سپس چند کتاب شعر کلاسیک از امروز و دیروز را از منظر وزن عروضی مطالعه کنید تقطیع کنید، و این تمرین را مرتب ادامه دهید، تا جایی که بدون تقطیع قادر به تشخیص وزن باشید، در سرودن هم همین مسئله را انجام دهید، یعنی ابتدا با تقطیع و سپس بدون تقطیع، خواهید دید پس از مدت کوتاهی پیشرفت قابل ملاحظه‌ای خواهید داشت.
حال کمی در مورد موضوع شعرتان صحبت کنیم، هجو در لغت به معنی نکوهیدن، سرزنش، شمردن معایب و عیب کردن و دشنام دادن کسی را است. اما در معنای اصطلاحی به شعری گفته می‌شود که در مذمت کسی سروده شده باشد. بدگویی از کسی به شعر است به شرط آنکه آنچه بر کسی عیب گرفته می‌شود برای او واقعاً عیب باشد. هجو در شعر فارسی نخستین جلوۀ طنز و سنتی برگرفته از ادبیات عرب در دوران جاهلیت است.
شعر هجو معمولاً لحنی صریح و گزنده دارد و غالباً با بدگویی و دشنام همراه است. هجو می‌تواند همراه با رکاکت هم باشد. اما به اعتقاد برخی‌ها شعر هجو آنگاه که با هدف بیان دردهای اجتماعی و سیاسی سروده می‌شود، احتمالاً به دلیل اغراض غیرشخصی و مصلحانه‌اش، زبان ملایم‌تری دارد. همچنین هرگونه تکیه و تأکید بر زشتی‌های یک چیز را، چه از روی ادعا باشد و چه از روی حقیقت، هجوْ نامیده‌اند. دکتر سیروس شمیسا در کتاب انواع ادبی خود برای هجو دو معنی مراد می‌کند: «یکی به معنی ژرف‌ساختیِ آن‌که بنیاد همۀ انواعی است که در آن قهرمان یا موضوع را فروتر از آنچه هست نشان می‌دهند و نسبت به او نظر خوشی ندارند و بدین ترتیب طنز و پارودی و شهرآشوب را از فروع و اقسام هجو شمرده‌ایم. و دیگر در معنای اصطلاحی که نوعی شعر است که در آن به مذمت کسی بپردازند و از او بد گویند. در هجو که صورت منظوم (بیشتر به صورت قطعه) دارد، شاعر همۀ کوشش خود را به کار می‌برد تا طرف را بی‌آبرو و خوار سازد و در این زمینه کار را به غلو و گاه به زشت‌نگاری می‌رساند.»، حال با توجه به تعاریف فوق اثری که خلق کرده‌اید را چه مقدار منطبق با آن می‌دانید، فی المثل به سنت پیشینیان قطعه سروده‌اید، اما چقدر از نظر محتوایی با این تعاریف موافقید، تصور می‌کنم در یان قطعه یک حرف چندین بار زده شده است، و این از لطف اثر کم کرده است، کاش می‌توانستید از جنبه‌های گوناگون به موضوع برسید، این که شاعران ریاکار هستند و در بند وزن و قافیه موضوع شعر شماست، کلیشه‌هایی که در شعر ما بسیار گفته شده، فراموش نکنید هجو هم نیاز به عمق، خلاقیت و کشف دارد.

با آرزوی توفیق.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
امیررضا مشک بید » 2 روز پیش
خیلی ممنون.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.