هنر شاعری




عنوان مجموعه اشعار : کوتاه نوشته ها
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
سوگواران می آیند،
بر گور نشسته
پروانه ای سیاه


عنوان شعر دوم : ۲:
ماه نزدیک کوه،
چشم اگر بردارم
پنهان می شود

عنوان شعر سوم : ۳:
پرنده نمی خواند
آهو می لرزد،
با صدای گردباد
۴:
چشمانش هنوز باز،
سری
خوابیده بر سکو
۵:
نه لرزه قفس
نه صدای تیک تاک،
سکوت هراسناک!
۶:
از تخت جدا می شود،
در گور می رود
پا
۷:
از میان ویرانه ها
فاتحانه می گذرد،
آب
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
با توجه به تعریفی که دکتر شفیعی کدکنی از شعر می‌کند: «شعر حادثه‌ای است که در زبان روی می‌دهد و در حقیقت گوینده شعر، با شعر خود عملی روی زبان انجام می‌دهد که خواننده میان زبان شعری او و زبان روزمره و عادی تمایزی احساس می‌کند. می‌توان آشنایی‌زدایی را در خدمت ایجاد این تمایز قلمداد کرد. به بیان دیگر تفاوت و تمایز یک سخن معمولی با کلام شعری در نحوه به‌کارگیری زبان آن است. شاعر در شعرش واژه‌ها را برخلاف معمول و عادی آن به کار می‌برد، چیزی که از آن به‌عنوان «رستاخیزِ کلمات» یاد می‌کنند. مرز شعر و ناشعر همین رستاخیز کلمات است. البته این اصطلاح خود، قوانین و قواعدی دارد ولی به‌طورکلی در دو دسته موسیقیایی و زبان‌شناسی دسته‌بندی می‌شود.«آشنایی‌زدایی» یکی از وجوه رستاخیز کلمات در محور زبان‌شناسی است. بدین معنی که کلمات در هنجار عادی گفتار مرده‌اند و هیچ تشخّص ویژه‌ای ندارند؛ اما، هنر شاعر در این است که به این کلمات مرده جان می‌بخشد و علاوه بر ایجاد شعریت در کلام خود، باعث لذت ادبی مخاطب می‌شود. پس آشنایی‌زدایی یعنی غریبه و متفاوت کردن آنچه تا به حال در نظر مخاطب آشنا و طبیعی بوده است و در دو حوزه بحث می‌شود:
۱- در حوزه قاموسی
۲- در حوزه نحو و دستور زبان.
آشنایی‌زدایی قاموسی یعنی کاربرد غیرمعمول و نامتداول کلمات. شاعر واژه‌ای را به گونه‌ای به کار می‌برد که خلاف انتظار خواننده است.
آشنایی‌زدایی در حوزه نحو یعنی بر هم زدن ساختار دستوری زبان و جابجا کردن اجزای جمله و دخل و تصرف در نحو آن.
علاوه بر این دسته‌بندی، نوع سومی هم برای آشنایی‌زدایی بیان کرده‌اند و آن ساختن ترکیب‌های تازه از طریق پیوند دادن کلمات متداول است. این ترکیب‌ها علاوه بر اینکه کلمات تشکیل دهنده خود را از حالت عادی و معمول خارج می‌کنند، اغلب، تصاویر زیبا نیز در ذهن خواننده ایجاد می‌کنند.
آشنایی‌زدایی یا بیگانه سازی در ادبیات و هنر به شگردی اطلاق می‌شود که با استفاده از آن نویسنده یا هنرمند در اثر خود به‌گونه‌ای نامعمول به اشیاء و دیده‌ها می‌نگرد و بدین ترتیب سعی بر آن دارد تا نگاهی نو به اطراف خود بیندازد. این شگرد اقسام مختلف دارد و اگرچه در دوران معاصر نامی برای خود یافته از دیرباز مورداستفاده بوده است و در ادبیات فارسی بی‌سابقه نیست. به‌بیان‌دیگر آشنایی‌زدایی یعنی تازه و نو، و غریبه و متفاوت کردن آنچه آشنا و شناخته‌شده است.
در حقیقت وظیفه هنر و ادبیات، کشف دوباره موجودیتِ اجسام، اشیاء و پدیده‌هاست. در زبان هنجار و عادی، دریافت ما از واقعیت، بی‌روح و «خودکار» می‌شود و وظیفه ادبیات این است که ما را قادر سازد تا به کمک عناصر ادبی، در برابر
واقعیت‌ها و اشیاء و پدیده‌های طبیعت، دریافتی متفاوت داشته باشیم؛ بنابراین، واکنش‌های معمول، عادی و ایستای ما در برابر این واقعیت‌ها و پدیده‌های طبیعت، جانی دوباره می‌یابند.
دراین‌بین و با توجه به سرودهای پیش رو شایسته است بر برجسته‌سازی معنایی بیشتر تأکید کنیم. در تعریف برجسته‌سازی معنایی باید گفت که کاربرد متفاوت معنای واژگان و ترکیبات با استفاده از برجسته‌سازی را، برجسته‌سازیِ معنایی می‌گویند. درواقع در برجسته‌سازی معنایی، واژگان در محور جایگزینی و محورِ هم‌نشینی مطابق عرف و هنجار مرسوم نیستند. شاعر و ادیب برای اینکه بتواند به اثرش روح هنری بخشد، باید سعی کند با استفاده از شگردهایی خاص، بر پیچیدگی و کثرت معنوی آن متن بیفزاید و معنا را برای همیشه به تعویق بیندازد. هنجارگریزی معنایی انحراف از قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار است. حوزه‌ی معنی به‌عنوان انعطاف‌پذیرترین سطح زبان، بیشتر از دیگر سطوح در برجسته‌سازی، مورد استفاده قرار می‌گیرد. (صفوی، ۱۳۹۰: ۸۴)
به تعبیر دکتر شمیسا «استعاره، بزرگ‌ترین کشف هنرمند و عالی‌ترین امکانات در حیطه زبان هنری است. استعاره، کارآمدترین ابزار تخییل و به‌اصطلاح ابزار نقاشی در کلام است.» (شمیسا، ۱۳۸۳: ۱۴۲)
استعاره، هنری‌ترین نوع صور خیال و شاعرانه‌ترین گونه‌ی بیان در هر زبانی است، در آن، ادعای همسانی و مشابهت جای خود را به باور همسانی می‌دهد، مشبه و مشبه‌به یکی تبدیل می‌شود.
حال برای روشن‌تر شدن موضوع به سراغ سروده‌ها خواهیم رفت. در سروده‌ی اول «سوگواران می آیند،/ بر گور نشسته/ پروانه ای سیاه» در عین استفاده از تعداد واژه‌های محدود در سطر اول و دوم سروده، فضاسازی صورت گرفته و در ادامه با استخدام ترکیب «پروانه‌ای سیاه» کنشی استعاری اتفاق افتاده و باعث برجسته‌سازی شده است. این در حالی است که بقیه‌ی سروده‌ها از سطح یک توصیف ساده پا فراتر نگذاشته‌اند.
منابع:
آشنایی‌زدایی در مقالات شمس، نفیسه نصیری، زهرا عامری، ششمین همایش ملی پژوهش‌های ادبی ۱۳۹۱
فرهنگ اندیشه انتقادی از روشنگری تا پسامدرنیته
آشنایی‌زدایی و نقش آن در خلق شعر، غلامعباس رضایی هفتادر و دیگران، ادب عربی، شماره ۲،پاییز و زمستان ۱۳۹۲
روش‌های آشنایی‌زدایی در شعر صائب تبریزی ، نرگس اسکویی ، پژوهش‌نامه فرهنگ و ادب
رویکرد آشنایی‌زدایی در فرایند ارتباط تصویری حوزه تصویرسازی تبلیغاتی، میترا معنوی راد ، سعیده عنبر دباغیان، نشریه هنرهای زیبا شماره ۱، بهار ۱۳۹۳
از زبان‌شناسی به ادبیات (۱و۲)، کورش صفوی (۱۳۹۰) چاپ سوم، تهران: سوره مهر، ۱۳۹۰
کلیات سبک‌شناسی، شمیسا، سیروس (۱۳۷۵)چاپ چهارم، تهران: انتشارات فردوس، ۱۳۷۵

منتقد : مسعود میرقادری

- دبیر علمی یک دوره از همایش فصلی به ساعت اصفهان - عضو هیئت مؤسس کانون ادبی مهر - مشاور کانون ادبی قند پارسی دانشگاه اصفهان - داوری در جشنواره‌ی شعر قند پارسی دانشگاه اصفهان -داوری بخش شعر کلاسیک در جشنواره‌ی ادبی ماورا -همکاری با نشریه‌‌ی «صبح اندیشه»



دیدگاه ها - ۲
مسعود میرقادری » 7 روز پیش
منتقد شعر
درود فراوان بر شما، موفق و پاینده باشید.
علی محمودی » 9 روز پیش
با سلام و درود به استاد میرقادری و سپاس از نقد خوبتان و همینطور معرفی کتاب.زنده باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.