بمبی در گلوی شاعر




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : سید اکبر سلیمانی


عنوان شعر اول : دیوار به قاب عکست آویزانَست !
نقش تو نمای سردر و ایوانَست
دلگرمی خانه و بلاگردانَست
بر پاشنه‌ی نام تو می‌چرخد در
دیوار به قاب عکست آویزانَست !

عنوان شعر دوم : هر سنگ شکسته‌ای نگین خواهد شد !
دل با تب‌وتاب تو عجین خواهد شد
با حلقه‌ی مهر، همنشین خواهد شد
از یمن حضور در رکابت ای عشق
هر سنگ شکسته‌ای نگین خواهد شد !

عنوان شعر سوم : این بغض که در گلوی دنیای من است
آهی‌ست که بارگوی دنیای من است
مرگی‌ست که مو‌به‌موی دنیای من است
بمبی‌ست سَرِ ساعت نامعلومی
این بغض که در گلوی دنیای من است !
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
جسارت و نوچینی آن شعبده‌ای‌ست که شعر را از سطح فراتر می‌برد، عمق می‌بخشد و جلا می‌دهد، از سازوکارهای صوری و ماهوی قدما در نقش‌بندی رباعی، که قطعن نمی‌شاید به راحتی از آن گذشت، تا ابداعات امروزی که هم در حوصله زبان و هم در نحو و هم در تصویرگرایی قابل رجوع است همه و همه آمده‌اند تا رباعی را از یک گفتمان کوتاه و گذرا به یک راندمان گویا و مانا تبدیل نمایند. پیشینه‌ی رباعی را بارها در مقدمه نقدهایم گفته‌ام و هر از گاه گوشه‌ای از علل مراجعه عمومی شاعران به این شیوه‌ی شرح، را توضیح داده‌ام. این مجال اما فرصتی‌ست تا بگویم مردم یا بهتر است بگویم، «مخاطب» از این قالب چه انتظاری دارد، چندی پیش در پژوهشی میدانی، از آدم‌های مختلف پرسیده شد: «آیا فرصت خواندن شعر دارید؟» عموما با سر تکان دادن و نه گفتن از کنار پرسشگر گذشتند و آن‌ها که جواب دادند به گفتن «گاهی، شعر کوتاه» اکتفا کردند و این یعنی تمام آن‌چه مردم فورس‌ماژور این‌روزگار به آن نیازمندترند، تولید شعر کوتاه با پشتوانه غنی ادبی‌ست، چه فرصت‌های محدود آدمیان با خوانش چنین کوتاهه‌هایی تلنگر و تهییج لازم دارند و ما شاعران وظیفه‌مان به اوج رسانی این قبیل شعرهای ارجمند است، رباعی معاصر اما آن‌قدر صاحب ادا و اصول به جا و نابه‌جا شده است که دفاع جانانه‌ از آن کار اساتید و دانشگاهیان است، اما بر خود فرض می‌دانم دستاوردهای باشکوه این قالب کهن را ارج بنهم و فهرست‌وار به برخی از آن اشاره کنم؛

آ) در حوزه زبان‌، همان‌قدر که شعر معاصر به تازه‌ها و تحولاتی شگرف تن داده، رباعی هم بیش‌تر متوجه تغییرات بوده است، زیرکی‌هایی که به آن بازی‌های زبانی گفته می‌شود، بسیار مورد رجوع علاقمندان بوده و از قیصرجان که پخته و سنگین و موثر و شگفت می‌گوید؛ «یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد/ چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت» تا جلیل صفربیگی که لوس و سانتی‌مانتال و پیش‌دستانه می‌گوید؛ «لب‌های من از تب جنون می‌سوزند/ بوسیدگی شدید دارم دکتر» همگی خدمت‌گذاران زبان هستند و هر کدام به نحوی بازیگر این عرصه‌اند.
ب) در نحو و دستور زبان نیز رباعیات برخی معاصرین تازگی‌هایی دارد که می‌توان آن‌ها را هم ستود و هم تحلیل کرد، از بیژن ارژن در این زمینه می‌شود مثال‌هایی نغز آورد. مثلن «صبحی شدی و سپید پاشیده شدی/ بر دیوار سیاه تنهایی من»
ج) تصاویر انتزاعی نیز از دیگر کنش‌های رباعی‌نویسان است، ایرج زبردست می‌گوید؛ «هجران تو را اگر شبی آه کشم/ خاکستر ماه بر زمین می‌ریزد»
د) بارزترين ويژگي شعر دهه هشتاد بيش از توجه به تکنيک، فرم و مفهوم که در دهه‌های پيش برجسته و مطرح بود، توجهي است که شاعران این دهه به خود و مخاطبان کرده‌اند. در اين ميان رباعی، یکی از قالب‌هايی بود که تجربه‌هايی جديد را به ادبيات ايران اضافه کرد. در واقع می‌توان توجه به ذوق جامعه را از ویژگی‌های دیگر رباعی دانست. به این فهرست/ ساختار، محتوا، چندصدایی، لحن، موسیقی و هندی‌نویسی را نیز می‌شود اضافه کرد. به سبب نقد امروز این مقدمه را می‌بندم تا جایی دیگر از آن بیش بگویم؛ این کَرَت اما نوبت یک دوست دلی ارزشمند است و سعادت است که نقد می‌نویسم بر سه رباعی از عزیز دلم، جناب «سید اکبر سلیمانی» که حقا بر ارجمندی و مردانگی او، با کسب رخصت از غیاب‌شان بر می‌رسیم آثار او را؛

۱/ رباعی نخست؛
در مثال‌هایم جایی را برای فانتزی‌نویسی باز نکردم. چه خوب که اکنون با خوانش رباعی اول جناب سلیمانی این مهم بازگفته می‌شود، فانتزی‌نویسی در واقع از مهم‌ترین دستاوردهای رباعی معاصر است، در این شعر کوتاه که به خوبی اجزاء صدر تا ذیل آن به هم وابسته هستند، این مدل نوشتاری را شاهد هستیم. اینکه دیوار به یک قاب عکس آویزان باشد، تنها در یک انیمیشن قابل نمایش و قابل قبول‌ست. حقیقت آن است که کار فانتزی در این‌جا به خوبی درآمده است و به خاطر نقش ابتدایی که بر قاب انتهایی تصویر شده می‌توان گفت شاعر در این رباعی بسیار خوب از عرض و طول معنایی استفاده کرده است.

بر پاشنه‌ی نام تو می‌چرخد در
دیوار به قاب عکست آویزانَ‌ست!

چینش صحیح کلمات در مجاورت معنایی یکدیگر، زنجیره‌ی مفهوم را به سرانجام رسانده ‌و سبب شده شعر در مفهوم‌سازی انتزاعی به شکلی قابل پذیرش عمل کند. شکی نیست که این چنین سرودن حاصل تجربه است. چه بهتر که الگویی باشد این شیوه برای تازه‌نگاران ادبیات، پختگی اثر واقعا تحسین برانگیز است.

۲/ رباعی میانی؛
به جز سطر نخست که فاصله‌ی کلامی آشکاری با سه سطر دیگر دارد، با قی سطرها ادامه‌ منطقی یکدیگرند «حلقه مهر» در مصراع دوم به درستی انتخاب شده است و همین وابستگی متنی به انگشتر و نگین، کافی‌ست راه ادامه شعر باز شود، اما در سطر نخست با اینکه معنای غایی می‌تواند ما را به ادامه کار فرا بخواند، اما چه خوب بود چون رباعی نخست هر چهار مصراع در خدمت مفهوم شعر قرار داشتند و کلمات و یا عبارتی که مثل حلقه در سطر دو، عمل کند، در این سطر نیز لحاظ می‌شد، چیزی که در تمام این‌ سال‌ها برای رباعی گفته‌ام و تاکید داشته‌ام، همراهی چهار مصراع با یکدیگر بوده است، متاسفانه بسیار دیده می‌شود که رباعی‌نویس‌ها تمام هم و غم خود را می‌گذارند برای سطر چهارم و درخشش آن، اگرچه درخشش و برجستگی سطر چهار، اولین هدف رباعی‌ست ولی بهتر آن است که هر چهار مصراع در عرض هم باشند. این‌گونه باعث می‌شوند سطر چهار کاملا ضربه‌اش کاری باشد.
نکته دیگر، آمدن «ای عشق» در سطر سوم است که به کلیت شعر لطمه وارد کرده، از بس این کلمه این روزگاری نیست و این سال‌ها دستمالی بسیاری شده است، پذیرش آن در این جایگاه، همچنین به عنوان سکوی پرتاب سطر چهارم، برای این کاتب اصلاً خوشایند نیست، حتا اگر ما معادلی مثل «بانو» به جای عشق استفاده کنیم، به مراتب شعر به مذاق نواندیشان بیشتر خوش می‌آید. خوب‌تر این‌که نگین اسمی زنانه هم هست.

۳/ رباعی آخر؛
بمبی‌ست سَرِ ساعت نامعلومی
این بغض که در گلوی دنیای من است!

خاصیت ردیف فارغ از ایجاد موسیقی کناری، اگر بالا بردن اشتیاق شنیداری مخاطب و یک نوع نوآوری ادبی باشد، دقیقا اینجا چنین اتفاقی را شاهدیم، در این رباعی، بیت دوم بسیار بسیار عالی‌ست و دو سطر آغازین نیز توانسته‌اند مخاطب را به سوی بمبی که در گلوی شاعر است هدایت کنند، دقیقاً اهمیت سطرهای نخست رباعی همین است که بتواند پلی باشد برای رسیدن به معنای نهایی و در اینجا این پل به زیبایی ساخته شده است. آه با گلو نسبت دیرینه دارد، مرگ سوغاتی بمب است و به این شیوه، ارتباط عمیق اجزای شعر با هم رقم خورده است و بسیار جای سپاس دارد از شاعر و توانایی‌اش

بادا که همچنان میزبان شعرهای خوب سید اکبر عزیز باشیم، برایش بهترین‌ها را آرزومندم.

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۱
غلامعلی همایونی » 9 روز پیش
سلام استاد صادقی عزیز لذت بردم از رباعی‌های زیبای جناب سلیمانی و نقد حکیمانه حضرت‌عالی/آرزوی توفیق روز افزون برای مدیریت محترم پایگاه نقد شعر که سخاوتمندانه ما را میهمان این خوان پر برکت کردند/برقرار باشید/عزت زیاد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.