هشت بند رزاقی



عنوان مجموعه اشعار : هزار و دومین شب
عنوان شعر اول : بر باد رفته ...
تو را خواب مي برد ...
مرا باد مي برد ،
امشب هم،
تا هر جا ، تا هر سو ...

تو را خواب مي برد
مرا شهر مي برد ،
تا آنجا ،
كه پسري رأسِ نه شب
دست در دستِ
"زباله" هاي عزيز،
كه همه دولت و ملت مي دهند دست به هم
تا بسوزانندنشان از سطح زمين ،
از درون قفس پر تنش اش
به تب سرد خيابان زده است ...

تو را خواب مي برد ...
مرا ترس مي برد ،
تا آنجا ،
كه در آن مي بندد چَشم اش را
دختري كز سر صبح ،
در پيِ تكّه ي ناني بوده ست ...

تو را خواب مي برد ...
مرا اشك مي برد ،
تا آنجا ،
كه در آن مي يابد ،
پسري ، "كارتني"
از براي خواب شباهنگام اش
وز پنجره مي بيند يافته است ،
پدري ، "كارتوني"
از براي خواب پسرش ...

تو را خواب مي برد ...
مرا شوق مي برد ،
تا آنجا ،
كه در آن مي زند نقش ، با هزاران امّيد
زيباترين كودكِ سرطانيِ شهر
بر فراز "چشم چشم ، دو ابرو ... "

تو را خواب مي برد ...
مرا خشم مي برد ،
تا آنجا ,
كه در آن مي نمايد پاره ،
شاعري
تك به تكِ اوراق بهادارِ
دفترِ شعرش را ...


تو را خواب مي برد ...
مرا وهم مي برد ،
تا آنجا ،
كه در آن آزاد است :
كاج از ترس هرس ،
گاو از دست مگس ،
سار از بند قفس ...

و ...
تو را خواب مي برد ...
مرا مرگ مي برد ،
تا آنجا ،
كه در آن بيدارم !
و نمي برد ديگر مرا گامهايم
به درون شب پر توحش شهر فرنگ ...


عنوان شعر دوم : ل
ل

عنوان شعر سوم : ا
ا
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
در متن ارسالی مخاطب با دلنوشته مواجه است تا یک متن شاعرانه ! اثری که در آن تلاش شاعر برای شعر نوشتن کاملا مشهود است! ارتباط های نا همگون و سطحی بین بندها نشان است دست کم گرفتن مخاطبان می باشد. گویی مولف هنوز بر ادبیات پیرامونش (شعر دهه هشتاد و نود) واقف نیست و تلاش اصلی خود را برای موسیقی کناری متن نهاده و از بقیه تکنیک ها جا مانده است ! به سطرهای زیر دقت کنید:
1.تو را خواب مي برد ... / مرا باد مي برد / تا هرجا تا هر سو / ...
2.تو را خواب مي برد / مرا شهر مي برد/ تا آنجا / که...
3.تو را خواب مي برد .../ مرا ترس مي برد/تا آنجا / که...
4.تو را خواب مي برد .../ مرا اشك مي برد/تا آنجا / که...
5.تو را خواب مي برد .../ مرا شوق مي برد/تا آنجا / که...
6.تو را خواب مي برد .../ مرا خشم مي برد/تا آنجا / که...
7.تو را خواب مي برد .../ مرا وهم مي برد/تا آنجا / که...
8.تو را خواب مي برد .../ مرا مرگ مي برد/ تا آنجا / که...
این اثر هشت بندی به ترتیب هر کدام با سطرها بالا شروع می شوند و می خواهند داستانی را روایت کنند. اما روایت ها نتوانسته اند بار مفهومی عمیق و شاعرانه را در لباس شعر پنهان کنندو به شعار و نثر نزدیک شده اند.
به شاعر پیشنهاد می شود بیش از هر چیز بر تصویرهای شاعرانه و خیال پردازی های شاعرانه در میان آثار موفق بزرگان خصوصا در دهه های اخیر تمرکز کند و بیش از شکل بیرونی به درونه متن و شکل درونی متن توجه داشته باشد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.