این هم هنر است




عنوان مجموعه اشعار : اولین غزلیات
شاعر : شاهرخ حیدری


عنوان شعر اول : دلدادگی
دل به دلدار سپردن، کوششی بی ثمر است
دلبری بایدش آن دوست که نزدش هنر است

تا نگاهت به قدومی بشود خشک، بدان
عایدت هیچ نباشد که سراسر ضرر است

عمر ما می گذرد در پی معشوق، ولی
عاشقی یافتنی نیست، که اینش سپر است

گر به محبوب رسیدی، بنشین شکر بگو
در جهان لشکر بیمار، هزاران نفر است

پرتوا! چون تو ندیدم به سعادت بشری
عاشقی کن که بدین بحر، همینش گهر است


عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
شاعر 19 ساله ما غزلی 5 بیتی برایمان ارسال کرده‌اند که بر وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات» سروده شده است. همیشه رعایت کمابیش قوانین از سوی شاعران زیر 20 سال سر ذوقم می‌آورد چرا که شاعر دیگر یک خان را لااقل رد کرده است و با او می‌توان در مورد مسائل جدی‌تری صحبت کرد. البته معمولا در ابتدای کار پیش می‌آید که یکی دو جا خیلی ریز وزن از دست رفته باشد که عیبی ندارد و قابل تصحیح است.

شاعر در بیت اول می‌سراید :
دل به دلدار سپردن، کوششی بی‌ثمر است
دلبری بایدش آن‌دوست که نزدش هنر است
سوالی که برای من مخاطب پیش می‌آید هدف شاعر از معنای این بیت است. شاعر در بیت اول در مورد بی‌ثمر بودن دل به دلدار سپردن می‌نویسد اما در مصرع دوم موضوع به هنر دلبری خاتمه می‌یابد. برای اینکه بتوانیم هدف از مصرع اول را بفهمیم اگر در پایان مصرع چرا بگذاریم مصرع دوم باید به گونه‌ای پاسخ این چرا باشد. اما در نهایت مصرع دوم مفهوم دیگری را بیان کرده است. شاید اگر جای کلمه کوشش کلمه دیگری می‌آمد یا مصرع دوم هم‌راستا با مصرع دوم و کل شعر بود با معادله دیگری روبه‌رو بودیم.
بیت دوم در راستای مصرع اول شعر است و از معایب دل در گرو عشقی داشتن می‌گوید و از نظر معنایی توجیه‌پذیر است. در بیت سوم شاعر می‌سراید :
عمر ما می‌گذرد در پی معشوق ولی
عاشقی یافتنی نیست، که اینش سپر است
در این بیت شعر اصطلاحاً شاعر حکم داده‌است. یعنی یک حکم کلی مثل عمر ما در پی معشوق می‌گذرد را مطرح کرده است که می‌توان گفت شاید در حقیقت آن‌چنان که باید با واقعیت یکی نیست. آن‌چه در بیت اول گفتیم یعنی عدم ارتباط دو مصرع در این بیت نیز نمود پیدا کرده یعنی اصطلاحاً بیت ارتباط افقی ندارد. بیت چهارم دقیقا بیتی ست که توان شاعر را در شعر سرودن نشان می‌دهد. مخصوصا مصرع دوم هم از نظر روانی زبان هم از نظر اندیشه در سطح بالاتری ایستاده است.
در بیت آخر شاعر رو به خود با یادی از تخلص شاعر از تمام صحبت‌های پیشین خود برمی‌گردد و با یک حکم دیگر عاشقی را دری در دریای دنیا می‌داند. با توجه به اینکه تنها شعر ارسالی شاعر همین غزل است نمی‌توان حکمی کلی در مورد اشعار شاعر داد. یکی از دلایلی که همواره عزیزان مسئول در پایگاه اصرار به ارسال چند شعر دارند همین نکته است که چند شعر از یک شاعر دید کلی‌تری به ناقد می‌دهد. اما در نهایت با همین یک غزل از شاعر عزیزمان به نظر می‌رسد این‌ست که زبان شاعر نیاز به تقویت دارد. شعر ایشان با این تجربه و در این سن به دلیل رعایت قواعد شعری، محور عمودی محکم و نگاه کلی شاعر تحسین‌آمیز است اما آنچه باید در ادامه راه مورد توجه قرار گیرد زبانی‌ست که شاعر برای خود انتخاب می‌کند. زبان شعر را می‌توان با مطالعه رمان‌های روز بهبود بخشید. همچنین مطالعه متون کهنی چون تاریخ بیهقی می‌تواند پایه‌‌ی خوبی از زبان را در ذهن شاعر بسازد. امیدوارم باز هم از شاعر عزیزمان شعر بخوانم و برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.