به انتخاب تو، آن اتفاق می افتاد




عنوان مجموعه اشعار : ندارم
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : کولی
یک لحظه چشم ات در دل ام افتاد کولی
دادی تمام هستی ام بر باد کولی

در این همه آغوش های خسته- خالی
دست تو بود از پا نمی افتاد کولی

من بی محابا، باتو، باتو، باتو، باتو . . .
در کوچه حتّی هر چه باداباد کولی
من تشنه ام یک جرعه در من می فشانی
از چشم های مستِ صحرا زاد کولی؟!

ای کاش با گرمای تو من می رسیدم
فریاد از این بی حاصلی . . . فریاد کولی
*
. . . یک روزِ پاییزی تو را من می شناسم
آن روز می رقصانی ام در باد کولی


عنوان شعر دوم : امام
سلام بر سرِ بر نیزه ات، همیشه امام
سلام، خسته ی نامردمانِ بد انجام

هزار سالِ مداوا، گذشته امّا باز
هزار صبح برآمدکه تیره تر از شام

جهانِ بی تو، روایت گرِ همیشه نبود
روایتِ تو سزاوارِ راویِ مادام

به انتخابِ تو، آن اتفّاق می افتاد
به انتخابِ تو می افتد اتفّاقِ مدام

امامِ بی سرِ من، السّلام بر تنِ تو
دوباره، برتو، دوباره هزار بار سلام


عنوان شعر سوم : دریا
دریا پر از تردّد طوفان، دریا دوباره دوره می گردد
با آسمانِ سربیِ سردش، با ابرهای همیشه مردّد

دستی به چشم تو بود انگار، انگار به چشم تو دستی بود
انگار چیزی به چشم تو بوده ست، انگار چیزی ز چشم تو آمد


من ساکتم مثال ستاره، سردم مثال سالِ سترون
شاید شبیه شیهه ی شیری، شاید شبیه شیهه ای . . . شاید . . .

من رفته بودم ز پیش ات یا . . . او رفته بود یا . . . نمی دانم
شاید کسی هم نرفته بود . . . شاید کسی دوباره بیاید

موجی به روی موج، آن جا بود روی تو روبروی روی من
در یاد دریا یاد تو یا من؟ دریا کسی که دوره می گردد
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سه غزل از «محمدولی وردی پسندی» را می خوانیم. سه شعری که هرکدام، لحن، زبان و فضایی متفاوت سروده شده اند و نشان دهندۀ این است که شاعر، در تلاش برای رسیدن به زبان شاعرانۀ ویژۀ خویش است. هرسه شعر نشان می دهد با شاعری روبه رو هستیم که تنها به بیان ساده و مستقیم حرف هایش در شعر بسنده نمی کند بلکه سعی دارد، کلامش را با ترفندها و شیوه های شاعرانۀ رنگارنگ، رنگی دهد و بر جلوه گری شعرش بیفزاید. مثلاً استفاده هایی که شاعر از «تکرار» کرده است و به این وسیله زبان شعرش را تشخص بخشیده است:
به انتخاب تو، آن اتفاق می افتاد
به انتخاب تو می افتد اتفاق مدام
امام بی سر من السلام بر تن تو
دورباره بر تو، دوباره هزار بار سلام
او به درستی فهمیده است که استفاده از ترفندهای گوناگون برای آراستن شعر به شکل های مختلف موسیقی شعر، یکی از بهترین شیوه ها برای سرودن شعری شش دانگ است که نه تنها از نظر معنا، بلکه از نظر فرم نیز دارای شایستگی باشد و در یادها بماند. البته همیشه همۀ تجربه های یک شاعر به موفقیت نمی رسد. برای مثال شعر سوم به نام «دریا» عمده ترین ضربه ای که خورده است از همین مسألۀ موسیقی است.
شاعر در این شعر با انتخاب وزنی بلند، فرصت تنفس و بهره بردن از موسیقی را از مخاطب گرفته است. معمولاً در چنین حالتی شاعران با تجربه تر سعی می کنند، این ضعف را به شکلی دیگر و با استفاده از موسیقی کناری( قافیه و ردیف) و موسیقی درونی ( قافیه درونی) جبران کنند. در این شعر انتخاب شاعر، عدم استفاده از ردیف و نیز استفاده از قافیه ای بوده است که به دلیل حداقل حروف مشترک، ظرفیت موسیقایی زیادی را منتقل نمی کند. به همین دلیل مخاطب با خواندن این شعر، احساسی را که باید از موسیقی شعر داشته باشد، کسب نمی کند و از ادامه دادن خواندن شعر و همراهی شاعر - به احتمال زیاد- انصراف خواهد داد. به این دوست شاعرمان، مروری دوباره بر غزل های شاعران امروز که در وزن های بلند سروده شده اند، از جمله شعرهایی از سیمین بهبهانی و حسین منزوی را توصیه می کنم.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
محمد ولی وردی پسندی » شنبه 22 مهر 1396
سلام جناب آقای شفاعی وقت به خیر ممنونم از این که حوصله کردین و این متن ها را نقد فرمودید. مستدام باشید
آرش شفاعی » یکشنبه 23 مهر 1396
منتقد شعر
درود بر شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.