جای خالی ویرایش




عنوان مجموعه اشعار : جنگ
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : زخم تبر
خوش به حال دل آن کس که نظر پشتش نیست
آنکه عمری سپری کرد و سپر پشتش نیست

پشت هر شر شرری نیست ، خدا می داند
گاه شر می شود و نیت شر پشتش نیست

عشق حکمی ست که اثبات ندارد عاقل!
مثل یک اصل که اما و اگر پشتش نیست

پیش قاضی ببرد ناله که آخر چه شود
یک تبر خورده که او زخم تبر پشتش نیست

نیست پشتش سپری حضرت آدم آخر
عکس خنجر که زیاد است پدر پشتش نیست
***
هفت پشتم همگی منظره ی دین بودند
بنگر این آینه زیباست، ضرر پشتش نیست

عنوان شعر دوم : جنگ
تنها برای اینکه شبی را سحر کنم
باید وضو بگیرم و شق القمر کنم

انصاف نیست ، این همه زحمت برای من
تنها برای اینکه مبادا ضرر کنم

من بنده نیستم ، نمی آید به من که من
خود را به داغ بندگی ات مفتخر کنم

ول کن ، که انتهای غزل جنگ می شود
اعصاب من کم است ، چرا بحث و جر کنم

آرام بخش می خورم و هشت ساعتم
یک گوشه می نشیند ، بی آنکه شر کنم

عنوان شعر سوم : .

یک نانجیب دست به اقرار می زند
هی جارچی تبار مرا جار می زند

یک گریه کن نمانده برای مزار من
الّا کفن که بر تن من زار می زند

امروز می رسید و به خون خواهی پدر
فردا مرا به جرم شبی دار می زند

سرداده اند سمفونی مرگ پای دار
گوشم سه تار ، چشم ترم تار می زند

رقصان به ساز سوزنتان گنگ تا به کی
این دور آخری ست که پرگار می زند

پر واضح است ، چنته ی خالی واعظان
تنها اذان به موقع افطار می زند

زنگ خطر به گوش چپم می دهد خبر
از اینکه روی دار مرا مار می زند
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در نوبت قبلی نوشتم که تنوع و گستره تجربه‌های حسین چمن‌سرا تا حدی شگفت‌انگیز و گاه، تحسین‌آمیز است. در این نوبت هم با تجربه‌هایی دیگر از او طرف هستیم که نکات قابل توجه در آنها کم نیست. در سروده اول، آنچه پیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، طرح غزل است؛ طرحی نه‌چندان تکراری با ردیفی که بهره‌ای از جرات و جسارت تجربه‌گرایی سراینده را در خود نهفته دارد و البته این جسارت، با هوشمندی در انتخاب قافیه، تعدیل شده است. اما باید پرسید که سراینده در مجموع، تا چه حد توانسته از این ظرفیت قافیه و ردیف، به نفع متن استفاده کند. اگر نگاهی به مصاریع مقفا بیندازیم، خواهیم دید که سراینده در دو مصراع، بیش از سایر مصاریع، توانسته به طبیعت زبان نزدیک شود؛ «مثل یک اصل که اماواگر پشتش نیست» و «بنگر! این آینه زیباست؛ ضرر پشتش نیست». جالب اینکه بعید است یکی از این دو مصراع، نخستین مصراعی باشد که به ذهن او رسیده است؛ در حالی که معمولا مصاریع نخست به دلیل بهره‌ی بیشتری که از ناخودآگاهی دارند، به جان شعر، نزدیک‌تر هستند. پس یک بار دیگر، فرضیه‌ای که در مورد روش سرودن چمن‌سرا در ذهن من هست، جان می‌گیرد؛ اینکه او قدری عجول است و به اندازه کافی برای سطرها و بیت‌هایش وقت نمی‌گذارد؛ می‌نویسد و می‌گذرد بدون اینکه برای پردازش و ویرایش اثرش، وقت کافی بگذارد.
توجه چمن‌سرا به جناس هم چنان که قبلا گفته بودم ظاهرا به یک دغدغه تبدیل شده است؛ دغدغه‌ای که همیشه هم بد جواب نداده اما می‌شود سفارش کرد که دوست جوان ما مواظب باشد که این تجربه‌ها منجر به از چپ ‌نوشتن بیت‌ها و یافتن کلمات متجانس با قافیه نشود. ساده و سرراستش می‌شود اینکه مراقب باشیم که پیش‌اندیشی برای انتخاب قافیه، به پیش‌اندیشی برای ساختن یا استخدام واژگان نزدیک به قافیه و رسیدن تصنعی به جناس، منجر نشود. ذهن هر مخاطب آموخته‌ای، وقتی با جناس‌های مکرر «سپری / سپر» و «شرری / شر» مواجه شود، دچار این پرسش خواهد شد که آیا این ابیات با پیش‌فرض یافتن و گنجاندن کلمات متجانس با قافیه شکل نگرفته است؟ سراینده می‌تواند به این پرسش مخاطب فکر کند و پاسخ آن را در تجربه‌های بعدی‌اش تاثیر بدهد. ضمنا تکرار واژه‌های «سپر» و «شر» در بیش از یک مصراع‌ ـ آن هم پس از برجسته‌شدن این واژگان در جناس ـ انرژی موسیقایی و تصویری آنها را گرفته است.
در مصراع «یک تبرخورده که او زخم تبر پشتش نیست» هم «او» حشو است؛ چون وقتی خود اسم در جمله حضور دارد، نیازی به ضمیر نداریم.
در غزل دوم در عین حال که با نوعی تازه‌جویی طرف هستیم که در بیت «آرامبخش می‌خورم و هشت ساعتم / یک گوشه می‌نشیند، بی‌آنکه شر کنم» برجسته‌تر به نظر می‌رسد، نوعی دوگانگی لحنی هم دیده می‌شود؛ انگار که سراینده از یک فضای نوقدمایی شروع کرده باشد و کم‌کم به سمت فضاها و لحن‌های معاصرتر رسیده باشد.
توصیه‌ای که می‌شود داشت این است که هر کدام از ما وقتی سراغ اصطلاحات و کاربردهای روزمره زبان می‌رویم، باید آنها را به همان شکل اصلی‌شان به کار ببریم وگرنه متن، دچار تصنع می‌شود و مخاطب، چنین تصرفی را نشانه ناتوانی سراینده، برآورد می‌کند. «اعصاب من کم است» به جای «اعصاب من ضعیف است» و «شر کنم» به جای «شر به پا کنم» از این قبیل است.
در غزل سوم، باز هم با مساله ترکیب قافیه و ردیف مواجهیم؛ ترکیبی که برای شکل‌گرفتن در کل بیت، به مابازاهای کافی نیاز دارد اما در بعضی ابیات، این قرینه‌های مضمونی وجود ندارد.
مثلا در بیت «امروز می‌رسید و به خونخواهی پدر / فردا مرا به جرم شبی دار می‌زند» حتی زمان افعال، گمراه‌کننده است؛ «شبی» که از آن سخن گفته شده، قرینه ندارد؛ و نهاد جملات، مبهم است و هر مخاطبی نمی‌تواند متوجه منظور سراینده شود.
حالا کافی‌ست بیت «یک گریه‌کن نمانده برای مزار من / الّا کفن که بر تن من زار می‌زند» را با بیت بالا مقایسه کنیم تا متوجه شویم که رعایت مناسبات، تا چه حد می‌تواند در شکل‌گرفتن یک فضای باورپذیر، موثر باشد.
حسین چمن‌سرا ابزار توانستن را دارد؛ کافی‌ست با تمرکز و وسواس بیشتری بنویسد تا به نتیجه‌های درخور برسد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.