شیطان در جزئیات




عنوان مجموعه اشعار : تعامل قلب با قلم
شاعر : محدثه نبی حسینی


عنوان شعر اول : چشم نرگس گون

چشم نرگس گونه تو کی بسته شد از روی من
روی من را درنوردیدن بد است ای یاسمن

کی توانم باز هم بشکفته و خندان شوم؟
تا نبینم روی همچون ماه تو ای روح من

عشق جانانم برایم خوش تر است از جان من
کی توانم باز هم دیدن تو را ای جان و تن

بلبلان باغ و بستان در فراقت ناخوشند
رخ نما ای گل بیا جان بخش بلبل ای سمن

بی تو بستان ها همه دشتان بی حاصل بود
شعر ها بیاد تو تلخ است ای شیرین سخن

چین گیسویت دلم را می کشاند سوی خویش
نردبانی می شود جانا(سویت) شکن اندر شکن

دشمنم گر جان من را از بدن بیرون کند
من نخواهم(نیابم) در جهان جز قلب تو دیگر وطن

تا تو شیرین میشوی فرهاد عاشق میشوم
عشق دشوارت مرا آخر کند یک کوهکن

چشم خونین قلب غمگین حال من در دوریت(این چنینم بی تو من)
کی شود از قلب عاشق ها بلا ها ریشه کن


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
اولین شعر بارگذاری شده توسط محدثه خانم را خواندم. ایشان 17 ساله‌اند و تازه‌کار. خوشحالم باری دیگر شاهد ورود عزیزی به پایگاه نقد شعر هستم و ورود ایشان را گرامی می‌دارم. امیدوارم در کنار هم بتوانیم به هم کمک کنیم و بهترین‌ها برای‌تان رقم بخورد. غزل شما رنگ و بویی از شعر لسان الغیب دارد. گویی که زیاد در شعر کهن تأمل کرده باشید. زبان شعر شما زبان امروز نیست و خب ابزار شما یعنی کلمات نیز کمی عاریه است. من نمی‌دانم این چندمین شعر سروده شده توسط شماست، اما همین‌که تا حد قابل قبولی قواعد اولیه شعر را رعایت کرده‌اید جای خرسندی دارد.

از بیت اول اگر بخواهیم آغاز کنیم باید ابتدا روی روانی بیت صحبت کنیم :
چشم نرگس گونه تو کی بسته شد از روی من
روی من را درنوردیدن بد است ای یاسمن
یکی از مسائلی که در ابتدای نوشتن پیش می‌آید عدم توجه به جزئیات است. فرنگی‌ها در این مواقع مثالی دارند که معنای تحت اللفظی‌اش می‌شود شیطان در جزئیات است. یعنی از ندیدن جزئیات است که ممکن است فاجعه‌ای اتفاق بیفتد. البته نام ندیدن جزئیات را نمی‌توان عدم توجه گذاشت. شاعر دوست‌ دارد روان بنویسد تلاش هم می‌کند ولی مطالعه و تجربه‌ی کمتر موجب می‌شود بازه کلماتی که به ذهن شاعر می‌رسد کمتر باشد. به همین دلیل با افزایش تجربه به مرور کلمات انتخابی توسط شاعر بهتر و بهتر می‌شود.

حال اگر بخواهیم به بیت برگردیم می‌توانم بگویم فارغ از هرگونه تعصب روی زبان یا مسائل دیگر دو تغییر کوچک می‌تواند مصرع اول را روان‌تر کند. ابتدا به جای چشم نرگس گونه‌ی تو می‌تواند چشم نرگس گونه‌ات را جایگزین کرد. برای قدم بعدی به جای از روی من باید بر روی من جایگزین شود چون چشم بر روی کسی بسته می‌شود نه از روی کسی.

در مورد مصرع بعد آنچه مبهم است ارتباط بین یاسمن(به عنوان نوعی گل) با روی کسی را درنوردیدن است. اوایل دوران سرایش شعرم وقتی در بررسی یک شعر ناقد محترم دست روی نکات می‌گذاشت با خودم می‌گفتم این دیگر ایراد بنی‌اسرائیلی‌ست. بعد از 0ند سال هر بار به شعرهای قدیمی نگاه می‌کردم ایرادی را می‌دیدم که پیش از آن به چشمم نیامده بود. در مورد شعر شما هم این‌طور است ممکن است حالا مهم نباشد اما مهم است که بدانید هر روز چه چیزهایی ممکن است در شعرهای‌تان با اهمیت باشد و به ارتباط کلمات تا چه اندازه باید توجه کنید. در واقع هر کلمه سکه‌ای ست که ما در راه فهماندن منظورمان خرج می‌کنیم.

بیت سوم به طرز عجیبی مرا به یاد شعرهای سیمین بهبهانی انداخت. این عدم استفاده از ردیف، زبان کهن و جان و تنی که در انتهای بیت آمده است عطر شعرهای را سیمین دارد. به نظرم شاعرجان ما این پتانسیل را دارند که وقتی را به مطالعه شعر سیمین بهبهانی اختصاص دهند. در کنار شعر سیمین قطعا خواندن شعر فروغ هم می‌تواند موثر باشد. علت اصلی این توصیه به اعتدال رسیدن زبان شعر است. از سویی معشوق و عاشق در شعر شاعر ما برعکس جنسيت خود شاعر است. هرچند منعی ندارد که بانوی شاعری از زبان مردی عاشق بسراید اما شعر باید باور پذیر باشد و وقتی این اتفاق می‌افتد که مخاطب بتواند شعر را از زبان شاعر بپذیرد. شاعر در ابیاتی خود را به فرهاد تشبیه کرده است و از المان‌های معشوقه سخن می‌راند. شعر فروغ و عاشقانه سرایی‌های فروغ با زبانی زنانه می‌تواند در ایجاد جهان‌بینی زنانه مؤثر واقع شود. از سوی دیگر مطالعه اشعار خانم پانته‌آ صفایی را نیز توصیه می‌کنم. اميدوارم هر روز با مطالعه بیشتر اشعار زیبا و زیباتری از شما بخوانم.
موفق باشید.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۳
محدثه نبی حسینی » سه شنبه 28 بهمن 1399
خیلی ممنون
محدثه نبی حسینی » جمعه 17 بهمن 1399
ممنون از شما استاد گرامی که وقت گذاشتید و خط خطی های من رو خوندین اولین بیتش اولین بیت موزونی هست که تحت تاثیر اشعار حافظ سرودم و بعد از یک سال چند وقت پیش تونستم ادامه بدمش و این شد اولین غزل من
ساجده جبارپور ماسوله » شنبه 25 بهمن 1399
منتقد شعر
ای جانم اولین غزل خیلی خوبی بود

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.