شعر بی‌اسلوب شعر نیست




عنوان مجموعه اشعار : حرف دل
شاعر : مولودسادات عمارتی


عنوان شعر اول : توهم بگو
توهم بگو
طعنه بزن
سنگ بزن
دلم بشکن
این روزا
این کارا
یه عادته
عبادته
برامنم
حکایته




عنوان شعر دوم : تنهاتوهستی
تنهاتوهستی
رفیق و یارم
تنهاتوهستی
آرام و جانم
تنهاتوهستی
سازونوایم
نه دلم را توشکستی
نه بدم راتوبخواستی
نه سرم منتی گذاشتی
نه حلقه وصل گسستی
نه دروغی تو ببستی
تازه زخطایم هم گذشتی







عنوان شعر سوم : روزی که تورادیدم...
روزی که تورادیدم
دل ازخودمم کندم
گویی که اززندان
آزادتوراکردم
روزی که تورادیدم
فریادبلندکردم
مجنون خودمم بودم
بیچاره دلم گم شد
مدیون دلم گشتم
نقد این شعر از : احسان حسینی نسب
سلام
اگر بخواهم از تعارفات بگذرم و چیزی بنویسم که برای شما فایده‌ای داشته باشد و همین اول کاری حاشیه نروم و بروم سر اصل مطلب، باید بگویم شعرهایی که برای ما فرستاده‌اید، فاصله‌ی بزرگی تا تبدیل شدن به شعر را دارند. هر متن موزون و مقفایی شعر نیست مسلما. شعر نیازمند به شاعرانگی است، باید در یک اسلوب مشخص قرار گیرد و اگر آن اسلوب، اسلوب شعر موزون است حتما باید مختصات شعر موزون در‌ آن رعایت شود؛‌ جدای از این‌ها باید حتما در آن معنا وجود داشته باشد و این معنا طوری در شعر به کار رفته باشد که برای تبیین آن نیاز نباشد تا شاعر خودش شعرش را برای مخاطبانش توضیح دهد. این‌ها تازه مقدمات است قاعدتا و اگر بخواهم جلوتر بروم و درباره‌ی شعری که کارکردهای عمیق انسانی و اجتماعی پیدا می‌کنند حرف بزنم، باید بگویم که شعر نیازمند ساختار زبانی سالم است و شعری که هر کدام از این پایه‌هایش لنگ بزند، نمی‌تواند شعر بُرّنده و بَرَنده‌ای باشد.

خب؛ با این وصف شعر شما کجا قرار دارد؟ من گمانم قبل از هر چیز باید تکلیف ما با قالب شعری شما روشن شود. شما در چه قالبی شعر نوشته‌اید؟ ترانه؟ لابد پاسخ همین است. ترانه قالب موسعی در شعر فارسی است. بعضی از اهل فن می‌گویند ترانه، اگر برای قرائت نیاز به موسیقی داشته باشد یا اساسا بر روی ملودی نوشته شود، ترانه نیست و کلام است. بعضی معتقدند ترانه به تنهایی یک قالب شعری نیست و وقتی کنار موسیقی قرار می‌گیرد قابلیت عرضه دارد. بعضی دیگر معتقدند ترانه در هر صورت یک قالب شعری است. اما از این بحث قدیمی بین ترانه‌سُرایان بگذریم و به شعر شما بپردازیم. روشن است که به دلیل عدم رعایت وزن صحیح نمی‌توان آن‌ها را ترانه دانست و در قوالب دیگر شعر فارسی نیز نمی‌گنجد. من گمانم این آثار شعرواره‌اند؛ چون قالبی ندارند، می‌شود آن‌ها را طرحی از چند شعر دانست.

شعر در جوهره‌ی زبان فارسی وجود دارد. عاطفه‌ی ما مردم فارسی‌زبان هم در نسبت با زبان ملی‌مان آن‌قدرها عمیق است که از کارکردهای ادبی زبان فارسی استفاده کنیم. اما قرار نیست که مهارت خودمان را در استفاده از این کارکردها تقویت نکنیم. شعر هم مانند فوتبال است؛ قریحه لازم دارد اما بدون تمرین و ممارست و کارکردن روی الگوهای زبانی، فرمی و معنایی به بلوغ نمی‌رسد. شعر شما تا اینجا، هرچه که داشته بر اساس قریحه داشته است و از تکنیک و تسلط و سواد ادبی بی‌بهره است.

برای رفع این نقص چه باید کرد؟ روشن است که باید خواند، خواند و بیشتر خواند. خواندن مثل تماشای فوتبال برای فوتبالیست است. فوتبالیست‌ها اگر فوتبال سطح اول دنیا را نگاه نکنند، ممکن است بتوانند خوب بازی کنند،‌ اما نمی‌توانند تیم خوبی داشته باشند. شما برای آنکه بتوانید شعرتان را خوب عرضه کنید، به یک تیم احتیاج دارید: خواندن، نوشتن، سُرودن، خود را در معرض نقد دیگران قرار دادن. خواندنِ شعر شاعران دیگر، و همچنین خواندن نقدهای منتشرشده بر آثار شاعران دیگر در فهم بهتر نقایص شاعران بسیار مفید است. پیشنهاد می‌کنم شعرهای شاعران جوان و همچنین نقدهای منتقدان محترم پایگاه نقد شعر را در همین سایت بخوانید. مطالعه‌ی شعرها و نقدهای منتشرشده بر آن‌ها بسیار می‌تواند در کشف نقاط ضعف و نقاط قوت شعر شاعران دیگر به شما کمک کند.

آن وقت، اگر فکر کردید که دوست دارید این مسیر را ادامه بدهید، شاید لازم باشد که برویم سراغ شاعران پیشکسوت‌تر؛ مثل حسین منزوی و ایرج جنتی عطایی و احمد شاملو و سیمین بهبهانی. آن وقت لازم است هم شعر آن‌ها را بخوانید و هم تحلیل‌های منتقدان بر روی شعرهای آن‌ها را.

منتظر خواندن شعرهای دیگر شما هستیم.

منتقد : احسان حسینی نسب

روزنامه‌نگار و منتقد ادبی



دیدگاه ها - ۳
مولودسادات عمارتی » 8 روز پیش
سلام متشکر منتظرشعرهای دیگرنباشید چون بااین همه نقدشماوهمکارانتان درپایگاه نقدشعرسرسوزن ذوقی نمانده است.
معید داستان » 8 روز پیش
سلام و ادب خانم عمارتی. پایگاه نقد شعر با هدفِ نقدِ فرمی-محتوایی آثار، آموزش و راهنماییِ شاعران و علاقه‌مندان به شعر طراحی و راه‌اندازی شده است. این سیاست هم‌اکنون که در پنجمین سال فعالیت آن هستیم نیز هم‌چنان سرلوحه کار این پایگاه قرار دارد. لازمه‌ی این امر پایبندی به نگاهی حرفه‌ای و دور از تعارف در نقد است. این که ناظر به نقدِ آثارتان فرمودید"سر سوزن ذوقی نمانده است" گزاره‌ی دقیق و درستی نیست.
معید داستان » 8 روز پیش
پایگاه نقد شعر قرار نبوده و نیست که شبیه برخی محافل و گعده‌های دوستانه‌ی محدود به مناسبات و تعارفاتِ میان افراد صرفا به تایید و تمجید آثار بپردازد. که البتّه اگر مختصاتِ یک اثر ایجاب کند حتما بخشی از نقد به این مقوله خواهد پرداخت. غرض این که به فرآیند ارسال اثر و نقد و انتشار آن می‌بایست هم ما و هم شما حرفه‌ای‌تر و جدّی‌تر نگاه کنیم. با احترام

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.