از ایستادن تنهایی کلمات




عنوان مجموعه اشعار : مرد رویا ی من
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : غزل
افسوس که از عشق به جز رنگ ندیدم
از دوست به جز خدعه و نیرنگ ندیدم

در سینه ی تب دار شرابی که دمی داشت
چندان صفتی جز صفت سنگ ندیدم

با چنگ به سازم زد و چون چنگ سخن گفت
از چنگ به جز لاشه ی آهنگ ندیدم

تقدیر چو از عشق به طوفان بلا زد
در دایره غیر از غم آونگ ندیدم

چون شد همه والایی و بیداری ی مقصود
بر قبح زمان جامه فرهنگ ندیدم

گفتند که از عمر به جز عشق نبینیم
جز درد از این هستی ی دلتنگ ندیدم




عنوان شعر دوم : سپید
راه رو....
دلم از ایستادن تنهایی
پوسید

عنوان شعر سوم : سپید
بی عشق
گل هرگز عطر
یاس و نرگس ندارد....
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
اشعار آقای سیدرضامحمود هاشمی عزیز را خواندم. ایشان 18 ساله‌اند و در ابتدای راه. با این‌حال بر وزن و قواعد شعر سنتی تسلط دارند. غزل اول ایشان برای من این‌گونه نمود داشت که شاعر در اتاقی از کلمات ایستاده است و در حین شعر گفتن با سرعت کلمات را از هوا می‌گیرد و در ابیات قرار می‌دهد. همه‌ی می‌دانیم که کلمات بار دارند و زمانی‌که بحث موسیقی کلمات به میان می‌آید رقص کلمات هم‌وزن و هم‌آهنگ در ذهن ممکن است در ابتدای راه حواس شاعر را از مفهوم پرت کند.
در اشعار جناب هاشمبگی نیز به چنین مسئله‌ای برمی‌خوریم. شاعر در خدمت کلمات است اما نباید در عین حال بگذارد هر کلمه‌ای مجوز ورود به دنیای غزلش را بیابد. این سرزمین مخصوص کلماتی‌ست که بیشترین کارکرد ممکن را می‌توانند داشته باشند. بیشترین مفهوم را برسانند و کمترین بیگانگی را با دیگر کلمات شعر نشان دهند. در شعر ایشان چند جایی حس کردم کلمه انتخاب شده آنچه که باید نیست و ساحت زبان کمی خش برداشته است.
اما در حال شاید این حرکت در نواه اول برای مخاطب سهل‌انگار زیبا به نظر برسد به بیت زیر توجه کنید :
با چنگ به سازم زد و با چنگ سخن گفت
از چند به جز لاشه‌ی آهنگ ندیدم
در این بیت ظاهر بیت زیباست. اما آن‌چه موجب توجه منتقد می‌شود همخوانی ظاهر و لایه‌های درونی شعر است که در این بیت به درستی شکل نگرفته است. در مورد انتخاب کلمات می‌توان به کلمه لاشه اشاره کرد که اصطلاحاً از شعر بیرون زده است و بهتر است عوض شود.
در بیت چهارم می‌خوانیم :
تقدیر چو از عشق به طوفان بلا زد
در دایره غیر از غم آونگ ندیدم
اتفاقا برخلاف بیت قبل در این بیت مفهوم عمیقی را شاهدیم که نشان از این دارد که شاعر برای تفکر پشت شعر هم اهمیت قائل است. اما شاید مشکل این بیت روانی بیان مفهوم باشد. سرنوشت از عشق درگیر طوفان بلا شد که در این بیت به طوفان بلا زدن برمی‌خوریم که شاید مفهوم را به درستی نرساند. همچنین این مسئله در بیت بعد هم مشهود است. در این بیت شاعر نوشته است :
چون شد همه والایی و بیداریِ مقصود
بر قبح زمان جامه فرهنگ ندیدم
باز هم با مفهوم والایی مواجهیم و این دغدغه‌مندی در شعر ایشان واقعا زیباست و از نقاط قوت محسوب می‌شود. امیدوارم ایشان همین رویه را در شعرهای بعد هم حفظ کند نکته‌ای که در اشعار شاعران هم‌سن ایشان کمتر دیده می‌شود. با این‌حال باز با انتخاب کلماتی مواجهیم که‌ می‌توانستند دقیق‌تر باشند.

مسئله بعدی که البته بیشتر به املای کلمات مربوط است به دو بیت اخر مربوط می‌شود وقتی ما می‌خواهیم بیداریِ بنویسیم شکل درست گذاشتن کسره زیر یای کلمه ست نه اضافه کردن یک یای دیگر. بهتر است این مهم در اشعار بعدی شاعر و رسم الخط عمومی او نیز رعایت گردد.

خب حالا این‌همه گفتیم فلان کلمه مشکل دارد بهمان کلمه فلان است خب حالا چاره چیست؟ برای انتخاب درست کلمات دو شیوه می‌تواند. مدنطر شاعر باشد اول همان رمز موفقیت تمام شاعران و نویسندگان مطالعه است. مطالعه کتاب‌های رمان از این جهت که به گفتار عادی نزدیکند بسیار کمک کننده است. مطالعه گنجینه لغات شاعر را غنی می‌کند و اگر شاعر بخواهد در حین نوشتن به انتخاب کلمات فکر کند بازه بزرگ‌تری پیش‌رو دارد. روش دوم این است که شاعر در حین نوشتن شعر، تا جایی‌ که به جوشش شعر صدمه نزند و نوشتن را متوقف نکند، به بهترین کلمه فکر کند و در لحظه بهترین انتخاب را داشته باشد. اما اگر جایی از شعر شاعر متوجه شد تقلا برای انتخاب بهترین کلمه ممکن است روند سرودن شعر را متوقف کند بهتر است دم دستی‌ترین کلمه را گذاشته رد شود و بعدا بیشتر به انتخاب کلمه خوب فکر کند.
دیگر اشعار آقای هاشمی را نیز خواندم اما به نظر می‌رسد ایشان در شعر کلاسیک موفق‌تر هستند.
برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم هر روز شعرهای بیشتری در پایگاه از ایشان بخوانم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.