هنوز هم کهن گرایی شاملویی ؟



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : .
عیسای انحصاری من
باد از کدام سوست
که ساعت‌ها
به‌عکس، می‌چرخند
چونان‌که کالبدی از مادر، نزاده‌ست
تا به میدانِ تماشایت بیاید

از رگانِ دریده‌ات
گلبرگ‌ها به رایحه‌ی فلز
خشکیده‌اند بر سینه‌‌ام
به کجا می‌رود باد
که لخته‌لخته روحم را
به چنگ می‌درد

هر میخ
که بر دست و پای تو کوفته‌اند
کلمه‌ای‌ست
در چشم پارینه‌سنگی‌ام
عیسای بی‌جان من!
ای کتاب خونین و آسمانی
که به خُفتنی عمود می‌خوانَدم

.

عنوان شعر دوم : ..
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
فرمالیست ها هر ترفند و تمهیدی را که بر سر راه درک و فهم سریع شعر یا هر متن ادبی قرار بگیرد را عملی فرمالیستی و مفید می دانند . مخاطب در حین درگیری بیشتر با متن مجبور می شود به قرائت های بعدی اقدام کند و تا مرحله ی خوانش و تاویل پیش رود اما اثر ادبی بدون این چنین تمهیداتی به یک باره خوانده و فراموش می شود . در واقع باید اثر ادبی را دچار تاخیر معنا کرد . اثر ادبی باید از این منظر معناگریز باشد .
از تمهیداتی که برای این کار توسط فرمالیست ها طراحی و تحلیل شده ، کهن گرایی زبان و به اصطلاح آرکاییسم زبانی ست . اما آیا امروزه این آرکاییسم موجب آشنایی زدایی از زبان می شود یا خود کلیشه ای می شود که چون دامی بر سر راه شاعران گذاشته شده است ؟ آیا هنوز هم این شیوه ی بیانی وجه غالب غریبه گردانی زبان است یا برعکس متن را خودکار و کلیشه ای می کند ؟
بعد از مرحوم « احمد شاملو » و شعر سپید پر از موسیقی اش ، موجی از شاملویی نویسی به راه افتاد که برای شاعران حرفه ای مرحله ی عبور بود (شاعرانی چون « سیدعلی صالحی » یا « شمس لنگرودی ») اما شاعران آماتور و ناماندگار در همان نوع بیانی تقلیدی ماندند و فراموش شدند . خلاصه شاملویی نویسی کلیشه شد و شاعران بسیاری را تلف کرد .
« حسین چمن سرا » باید حواسش را جمع کند . این گونه شاملویی نوشتن در روزگار ما صرفا تقلید است و محروم کردن شعر از انعکاس مدرن جهان در حال گذر امروز . این گونه نوشتن دیگر وجه از مد افتاده و بی تاثیری است که نمی تواند یا حداقل در این سطح نمی تواند مخاطب جدی شعر امروز را اقناع و ارضاء کند .
عمر این نوع نوشتن به سرآمده است .
اما اگر این شعر را مثلا چهل سال پیش می خواندم به « حسین چمن سرا » احسنت ها می گفتم و به آینده اش بسی امیدوار می شدم . امروز هم ناامید نیستم تا خود شاعر چه راهی را در پیش بگیرد ؟

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۵
حمیدرضا شکارسری » 8 روز پیش
منتقد شعر
کتاب موسیقی شعر استاد شفیعی کدکنی
غلامعلی همایونی » 6 روز پیش
ممنونم استاد عزیز حتما کتاب موسیقی شعر استاد شفیعی کدکنی را مطالعه خواهم کرد
حمیدرضا شکارسری » 8 روز پیش
منتقد شعر
برداشت تان کاملا درست است . چه باید کرد ؟ خب معلوم است باید دایره ی واژگانی شعرها را گسترش داد
غلامعلی همایونی » 9 روز پیش
سلام و عرض ارادت استاد شکارسری عزیز ممنون میشم اگر منبعی برای مطالعه بیشتر در خصوص فرمالیستها ارائه فرمایید عزت زیاد
امیر صداقتی » 10 روز پیش
با سلام. تا قبل از این نقد، تفکرم این بود که فرمالیسم در برابر آکائیسم قد عَلَم کرد و فرم و ارتباط واژگان را در مقابل باستان‌گرایی و دستور زبان کهن و صنایع ادبیِ گذشتگان گذاشت. با نقد استاد اینگونه دریافتم که فرمالیسم، به منظور دیرفهم کردنِ شعر، خود دست به دامنِ واژگانِ کهن شده. استاد شکارسری، آیا درست متوجه شدم؟ و حال برای جلوگیری از تکرار واژگان معاصر چه باید کرد؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.