حالا که در ابتدای راه هستید




عنوان مجموعه اشعار : شعر نو
شاعر : عباس عابدی


عنوان شعر اول : دریای عشق

اینجا دلم ، برای تو تنگ می شود !
دریای حسرتم
ساحل از سنگ می‌شود ؟!؟
دلتنگ تو بودم و نبوده ای ، ای جان
آیا شود که عاشق زارم شود ؟
اندوه و ماتم اَت
زده آتش به قلب من
آیا نمی رسد ز تو بوسه به نزد من ؟
دریای تلاطم
افکار پریشان
گرداب تمنا
ای جان بگو چرا ؟
که دلت سنگ می‌شود ؟
اینجا دلم ، برای تو تنگ می‌شود .

اشکِ ماه


عنوان شعر دوم : اشوب

دل آشوبی ؟
چرا می نالی ای دل ؟
چرا گریه ؟
چرا خونباری ای دل ؟
مگر خنده چه دردی دارد اینجا
همش گریه ؟
نمی خندی تو ای دل ؟
مگر ای دل تو غمخوار نداری
مگر یاری
عزیز جان نداری
بگو دردت
که شاید چاره ای جست
بگو جانم
بگو دردت عزیزم
مزن نی را
که بغض آمد سراغم
مزن نی را
که نای اش کشته دل را
چو نالی با دل خونین تو ای دل

اشکِ ماه

عنوان شعر سوم : مِی شیرازی

مستم و گاهی دلم با عشق بازی می‌کند
دلبری های تو را
شیرین بازی می کند
تا سحر مستِ لبانت می‌شود
جامه از تن می دَرَد
با عشق می رقصد دلم
بوسه از بوسه هراسان ،
در میان بازوان
انگور تاتی بیاور مِی شیرازی ببر


اشکِ ماه
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر جوان جناب عباس عابدی، ابتدا از طرف خودم و همکارانم در پایگاه نقد شعر ورود شما را خوشامد می‌گوییم و امیدوارم در کنار هم قدمی در جهت آموختن برداریم. با اینکه عمر شاعری خود را در پرونده ذکر نکرده‌اید اما از آثار شما پیداست که در آغاز راه هستید، ابتدا باید بگویم وقتی عنوان مجموعه اشعار شما را دیدم(شعر نو) تصور کردم با اشعاری آزاد مواجهیم، هر چند شعر نیمایی را نیز شعر نو می‌نامند اما بسامد این قالب در مقایسه با شعر سپید بسیار پایین است، با مطالعه این سه اثر نکته‌ی اولی که به ذهن می‌آید این است که شما هنوز قالب‌های شعری را به خوبی نمی‌شناسید، البته این نکته چندان هم عجیب نیست، اگر علاقه‌مندان به حوزه سرودن صرفا به قریحه خود رجوع کنند، احتمالا این اتفاقات یعنی رعایت نکردن بدیهیات سرودن هم بالا می‌رود، توصیه می‌کنم حتما کتاب‌های آموزشی در حوزه شعر را مطالعه کنید تا با اصول ابتدایی در زمینه سرودن شعر آشنا شوید، برای مثال کتاب آموزش شعر (روزنه) اثر دکتر محمدکاظم کاظمی می‌تواند برای شما بسیار مفید باشد، فراموش نکنید مادامی که اصول اولیه شعر را فرانگیرید نمی‌توانید از قریحه خود بهره موثری ببرید. لوازم ابتدایی شعر برای شعر نو و کلاسیک قدری متفاوت است، مثلا در شعر کلاسیک یادگیری قواعد وزن و قافیه الزامی‌ست، اما این الزام در شعر نو وجود ندارد، هر چند در شعر نو هم اینکه شاعر بر وزن و قافیه مسلط باشد کمک کننده است، اما لوازم مشترک هم کم نیستند، درک موسیقی شعر، شناخت ویژگی‌های قالب، درک زبان به عنوان پدیده‌ای بنیادین در شعر، شناخت تصویر و تخیل، مضمون سازی و... لوازمی هستند که شاعر باید نسبت به آن‌ها آگاهی داشته باشد. در هر سه شعر شما ما با نوعی ناشیانه‌نویسی مواجهیم، اثر اول با یک سطر شبه موزون آغاز می‌شود، اینجا دلم، برای تو تنگ می‌شود! همین باعث می‌شود که مخاطب تصور کند با یک شعر موزون مواجه است، و قافیه پردازی‌های ناشیانه در ادامه شعر مخاطب را بیشتر به این نظر ترغیب می‌کند که اساسا قرار بوده با یک شعر دارای وزن(قالب‌های کهن یا شعر نیمایی) مواجه باشد، همان سطر اول را نگاه کنید، اگر به جای کلمه(برای) مثلا کلمه (به خاطر) می‌آمد ما دقیقا با یک سطر موزون و آن هم پرکاربرد در شعر کلاسیک مواجه بودیم. تمام این نکات که عینا در شعر دوم و سوم هم تکرار شده نشان از عدم آگاهی شما بر قالب‌های شعری و ویژگی‌ها و ظرفیت‌های آنها دارد. نکته‌ی مهم دیگر زبان است، شما باید آگاه باشید که زبان یک شعر بسته به نوع استخدام کلمات و ترکیب‌ها توسط شاعر باید از یگانگی برخودار باشد، مثلا شما در شعر دوم که با زبان معیار سروده شده به ناگاه از کلمه (همش) به جای (همه‌اش) استفاده کرده‌اید که شاید برای رعایت وزن ذهنی بوده که در هنگام سرودن داشته‌اید، این چند نکته کوتاه تنها مثال‌های بارزی از همان عدم اشرافی‌ست که در خصوص آن صبحت کردم. امیدوارم با مطالعه جدی‌تر شعر و کتاب‌های آموزشی آثار درخشان‌تری از شما بخوانیم.
با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.