شعر روشن




عنوان مجموعه اشعار : از شعر تا شعار
شاعر : مارال دلدار


عنوان شعر اول : از شعر تا شعار
بر آب میزنیم... ولی بی‌گدار نه!
اهلِ هوای خویشیم، از این تبار نه!

تن می دهیم بر سفر و هرچه باد، باد!
در راه مانده شاید... چشم انتظار نه!

بر ژرفنای کهنه ی تاریخِ این دیار
افسوس و صد دریغ... ولی افتخار نه!

حلّاج‌وار بانگِ انالحق نمی‌زنیم
'ما بر حقیم' البته تا پای دار نه!

این خطّ و خالِ عاریه طرحِ فریب نیست
رندیم؛ رند! هفت خط و نابکار نه!

بیزاری از تقّید و پرهیزِ از حصار
ما راحتیم! طاغی و بی بند و بار نه

با این‌وجود اهل تسامُح نبوده ایم
سهل است کار و بار، ولی روزگار نه

دعویِ فتح باب و بداعت نداشتیم
بی ادّعا درست...ولی بی وقار نه!

گفتید چیزها و نگفتیم در جواب-
ما جز دو بیتِ ساده ولی با هوار نه:

بر این قشونِ باد به غبغب نگاه کن!
دارند اشتهار ولی اعتبار نه

هیهات! این جماعتِ گنگِ دروغ‌بند
از شعر عاجزند ولی از شعار...نه!

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
یک شعر خوب و سالم و جان‌دار در قالب غزل از شاعری جوان خواندم و لذت بردم. این شاعر بیش از پنج سال در سرودن تجربه دارد و این سابقۀ خوبی است تا یک شاعر جوان را به این میزان از توانمندی برساند. پیداست این شاعر بسیار هوشیار و اهل مطالعه و دقت است وگرنه شاعران بسیاری بیش از این تجربه دارند اما همچنان در بسیاری از ظرایف و حتی مبانی شعر سستی و کاستی دارند. به علاوه، دغدغه‌ها و نگاه شاعر نیز از نوع مشغله‌های اغلب همسالان او نیست و روشن است که منبع مطالعات او منابع عمومی و در دسترس عام نیست. همین یک شعر را از ایشان خواندم و حدس این است که سایر اشعار ایشان در همین رتبه و از این نوع باشند. به یک دو نکتۀ مختصر دربارۀ برخی ابیات اشاره خواهد شد که می‌تواند بعضی جزییات را در شرایط متناسب‌تری قرار دهد:
بعضی مصرع‌ها به صورت فراز نوشته شده‌اند و فعل ندارند و کار کامل‌کردن جمله به سه نقطه (...) واگذار شده است. البته این ضعفی برای اثر نیست چرا که شبه‌جمله‌اند و عموما شبه‌جملات فعل ندارند. بیت سوم چنین حالی دارد: بر ژرفنای کهنۀ تاریخ این دیار افسوس و صد دریغ... ولی افتخار نه! در این بیت به دلیل این که جمله با ولی ادامه یافته، نیاز به فعل احساس می‌شود و مثل این است که گفته باشیم افسوس و دریغ هست ولی افتخار نه. همچنین نمونه‌ای دیگر بیتِ بیزاری از تقید و پرهیز از حصار است که با توجه به مصرع بعدی که با «ما راحتیم» شروع می‌شود بهتر این بود که مثلا با این نحو ساخته شود: بیزار از تقید و بیزار از حصار، ما راحتیم ... مگر این که پسند خاص شاعر این باشد که بخش اول به صورت فراز باشد و طرح جمله به خود نگیرد. البته در بیت بیزاری از تقید... از نظر مفهومی برخی ملاحظات نیاز است از جمله این که «راحت بودن» و «تقید و حصار نداشتن»، نمی‌تواند جنبۀ مثبت داشته باشد هرچند مدت‌هاست برای ترویج این نوع تفکر و رسوخ و نفوذ آن به اذهان تلاش‌های بسیار و حتی هزینه می‌شود اما نقطۀ روشن این بیت در بخش انتهایی آن است که طغیانگری و بی‌بندوباری در آن رد شده است و در بیت بعد هم با گفتن «با این وجود اهل تسامح نبوده‌ایم»، بر این روشنی تاکید شده است.
در بیت‌بیت این شعر درخشان نشانه‌های توانمندی و تسلط شاعر آشکار است. یکی از قوت‌های این شعر ترکیب‌های بدیع آن است که نشان می‌دهد شاعر در سرودن شعر رجوعی به آموخته‌ها و عادت‌ها و کلیشه‌ها ندارد و با اتکاء به دریافت‌ها و تجربه‌های خود جزییات را می‌بیند و بر مبنای مشاهدات خود می‌نویسد. این دو ترکیب شاهدهای این سخن‌اند: «جماعتِ گنگِ دروغ‌بند» و «قشونِ بادبه‌غبغب». یک نکتۀ بسیار جزئی آوردن برخی اجزای اضافه در جمله است که البته نمونه‌های محدودی دارد از جمله: گفتید چیزها و نگفتیم در جواب ما جز دو بیتِ ساده... فعل «نگفتیم» فاعل را در خود و با خود دارد و اگر «ما» در جمله نیاید به نفع فصاحت جمله خواهد بود. مثلا با این نحو می‌توان این جزء اضافه را حذف کرد: ...نگفتیم در جواب غیر از دو بیت ساده ولی... یک نکته جزیی دیگر مربوط به جزییاتی دیگر در جمله است؛ در بیت دوم حرف اضافه‌ای که آمده متناسب با جزء دیگر نیست: تن می‌دهیم بر سفر و هرچه باد، باد! «تن‌دادن به سفر» انتخاب دقیق‌تری است اما ضرورت وزن شاعر را به این انتخاب وادار کرده است.
در مجموع این یک شعر به تنهایی می‌تواند تجلی‌گاه توانمندی‌ها و ذوق دقیق و نکته‌یاب این شاعر جوان باشد به ویژه از منظر نگاه و مشغله‌های ذهنی که او را از دنیای طبق معمول و دم‌دستی و غالب برکنار نگاه داشته است و پیداست از همین امروز در آیندۀ درخشان خود قرار دارد.
با آرزوی موفقیت‌های بیشتر برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22 مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۴
امیر صداقتی » 10 روز پیش
با سلام و درود خدمت استاد یوسفی و بانو دلدار. شعر خوب، نقد خوب را هم در پی داشت و حظی قسمت ما شد. سپاسگزارم. یاد ترانه‌ای با صدای آقای چاوشی افتادم به نام (افسار) با همین ردیف و قافیه ولی مضمونی متفاوت: ((گفته بودم بی تو میمیرم ولی این بار نه/گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه/ هر چی گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست/خو نمیگیرم به این تکراره طوطی وار نه...)) که البته هر دو اثر کاری فاخر و ارزشمند بوده و هست و کِیفی از این صفحه نصیب شد. ممنون از هر دو بزرگوار
غلامعلی همایونی » 10 روز پیش
سلام و سپاس بانو یوسفی ادیب فرهیخته و بزرگوار آرزوی توفیق برای شاعر توانمند این غزل
مهران عزیزی » 11 روز پیش
پیشنهاد می‌کنم دوستان کتاب «اشراق در تغزّل باران» (نشر فصل پنجم) را بخوانند.
مهران عزیزی » 11 روز پیش
سلام و عرض ادب. بسیار لذت بردم از خواندن این شعر زیبا و دغدغه‌مند و حالم خوش شد. به این شاعر توانا تبریک عرض می‌کنم و برایش آرزوی توفیق دارم، هر روز بیش از پیش. از خانم یوسفی بزرگوار هم ممنونم برای تحلیل دقیق ظرایف این شعر خوب.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.