وقفۀ وزنی و زبانی




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه اشعاری در قالب ِ رباعی
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : بمناسبت ارتحال ملکوتی علامه محمدتقی مصباح یزدی
آفند ، پدافند ِ وجود آمده است
مصباح ِ وجود به سجود آمده است
صدحیف به این عروجِ خوب و راستین
برباند رضای ِ حق ، فرود آمده است
مهدی عرفانیان

عنوان شعر دوم : لبخند به دلم زبهر ِ تو افتاده است
لبخند به دلم ز بهر ِ تو افتاده است
چون آب به دلم ز نهر ِتو افتاده است
پاکی چو به کنه ِ نیت ِ پاک سرشت
آتش به دلم ز قهر ِ تو افتاده است
مهدی عرفانیان

عنوان شعر سوم : امروز رباعی به امان آمده است
امروز رباعی به اَمان آمده است
چون روح به جسم ِ ناتوان آمده است
صد بهر مکافات حکمت ِ پاک سرشت
هماره به وجد ، توأمان آمده است
مهدی عرفانیان
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با سه رباعی جدید مهمان شعرهای آقای مهدی عرفانیان هستیم. همان‌طور که خود شاعر بزرگوار در قسمت پیام‌ها فرمودند مهم‌ترین نکته‌ای که برای پیشبرد شعرشان باید رعایت کنند مطالعه است. یکی از چیزهایی که هنگام مطالعه اشعار بزرگان باید به آن توجه کنیم «روان سرودن» است. در واقع ما باید تلاش کنیم سطح بیان و زبان‌مان به قدری عادی و روان و شبیه به حرف زدن روزمره باشد که نتوان تمایزی به جز قدرت کلام، فصاحت و ظرافت را بین اثر و سخن گفتن عادی پیدا کرد.
اما گذشته از این موضوع رباعی اول را که خواندم، اولین نکته‌ای که به ذهنم رسید رعایت تناسب بین موضوع و مضمون بود. توجه داشته باشید که موضوع همان سوژه‌ای است که ما در موردش شعر می‌گوییم اما مضمون در واقع دریچۀ نگاهی است که با آن به موضوع پرداخته‌ایم. در این رباعی شاعر در رثای فوت یکی از بزرگان مذهبی شعری نوشته است که خب این موضوع شعر است اما مضمونی که با آن به موضوع نزدیک شده است، ارتباط و تناسبی با سوژه ندارد. آفند و پدافند و فرودگاه و ... دایره‌ای از معانی و مفاهیم را در ذهن می‌سازد که در نزدیکی مفهومی با مرگ یک روحانی نیست. ضمن اینکه «باند رضای حق» خود گنگ و مبهم است. رضای حق در این اضافۀ تشبیهی چطور به باند تشبیه شده است؟ وجه شبه در این شباهت، دور است. در ضمن مصراع دوم و سوم دچار وقفۀ وزنی‌اند. مصراع دوم به جای «به» باید کلمه‌ای هم‌وزن «در» بیاید و در مصراع سوم به جای واژه «راستین» واژه‌ای هم‌وزن «فاعل» بیاید.
در رباعی دوم هم با اشکال وزنی مواجهیم. «د» در لبخند، در مصراع اول خوانده نمی‌شود و در مصراع دوم «آب» را مجبوریم به صورت هجای کوتاه بخوانیم. اما علاوه بر این‌ها ما کماکان با مشکل ضعف تألیف و پیچیدگی و ابهام و اغتشاش معنا مواجهیم.
در رباعی سوم هم دو اشکال وزنی وجود دارد. در مضراع «صد بهر مکافات حکمت ِ پاک سرشت» به جای واژۀ «حکمت» واژه‌ای هم‌وزن «فع» باید بیاید. در مصراع «هماره به وجد ، توأمان آمده است» به جای «هماره» باید «همواره» بنویسیم.
در پایان به نظرم لازم است اقای عرفانیان وقت بیشتری روی روان سرودن بگذارند. شاید در این راه لازم باشد مدتی تمرین روان‌سرایی کنند. یعنی مدتی (حتی شده بدون نیاز به خلق اثر و فقط برای سیاه‌مشق) جمله‌های ساده بنویسند و سعی کنند در ابیات ارکان جمله جابجا نشوند. با این اتفاق آرام آرام شعرها از دست‌اندازهای زبانی و بیانی فاصله می‌گیرند.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
غلامعلی همایونی » 9 روز پیش
سلام و عرض ارادت جناب مقدمی عزیز آموختن در کلاس شما افتخار بزرگی‌ست چقدر زیبا فرموده‌اید که : موضوع همان سوژه‌ای است که ما در موردش شعر می‌گوییم اما مضمون در واقع دریچۀ نگاهی است که با آن به موضوع پرداخته‌ایم عزت زیاد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.