حدیث کوتاهی‌




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۲٠
شاعر : لیلا طیبی


عنوان شعر اول : ۱
حوضچه‌ای شد،
-چشمانم!
پُر از ماهی‌وُ اشک!!!
وقتی فهمیدم،
دیگر نمی‌بینم
-چشمانت را

ــــــــــــــــــــــــــــــ


عنوان شعر دوم : ۲
چشم انتظاری‌هایم،،،
پا برجاست...

پرستویِ مهاجر؛
--بیا!

ــــــــــــــــــــــــــــــ


عنوان شعر سوم : ۳
عشق،،،
حدیثی‌ست همیشه حادث...

--در روح،،،
نه بر زبان!


#لیلا_طیبی (رها)
نقد این شعر از : مهدی بهار
برای نوشتن شعر کوتاه نگاه تیزبین و ذهن خلاق و توانایی گزیده گویی ، سه عنصر لازم و واجب هستند.در حالی که شاید در شعر بلند بتوان با عدم رعایت یکی از اینها ،شعری خوب گفت،اما در شعر کوتاه حتی اجازه‌ی آوردن حرف اضافه ی بی دلیل هم ممکن نیست،چه رسد به عدم گزیده گویی و بی تصویری و آوردن کلمات بی‌نقش و کم‌نقش.
اولین بار است که با سه اثر از دوست نادیده، خانم لیلا طیبی روبرو می‌شوم.سه اثر کوتاه.با سابقه ای که ایشان از سوابق شعری خود گفته اند،معلوم است که هنوز به پختگی قلم و ذهن نرسیده اند و نیاز به مطالعه در ادبیات امروز جهان(به خصوص شعر کوتاه) دارند،تا با نمونه های درست این نوع شعر آشناتر شوند.
در شعر اول ،در بدو کار با اتفاقی روبرو هستیم که می‌توانست شعر کوتاه خوبی را در پایان نوید بدهد:
حوضچه‌ای شد،
-چشمانم!
پُر از ماهی‌وُ اشک!!!
وقتی فهمیدم،
دیگر نمی‌بینم
-چشمانت را

حوضچه ی چشم می‌تواند کارکردهای خوبی برای یک تصویر خوب در شعری کوتاه باشد.اما ناگهان با آمدن ماهی و رها شدنش در حوضچه ی شعر(بی هیچ دلیل و توجیه شاعرانه ) و آوردن اشک، اثرات شعر کوتاه کم می‌شود.
اگر شما بگویید:
"چشمانم حوضچه ای‌ست"
ناگفته پیداست که این حوضچه از اشک پر شده،و نیازی به آوردن اشک در آن نیست.حال اگر شما ماهی‌ئی را وارد این حوضچه کنید(به شرط دلیل‌تراشی شاعرانه) همه پر اشکی را درمی‌یابند.چون حوضی که ماهی دارد،قطعا آب هم دارد.
دیگر ندیدن چشمان معشوق به جز پر آب کردن حوض چشم(که تصویری‌ست تکراری) چه کار دیگری کرده است؟
هزار و یک اتفاق دیگر هم می‌تواند باعث این مرثیه باشد.
در اثر دوم که با یک متن ساده ی کوتاه روبروییم علاوه بر نقدهای بالا با این موضوع روبروییم که حالا همان حوض را هم نداریم که بنشینیم و سر پر و خالی بودنش بحث کنیم:

چشم انتظاری‌هایم،،،
پا برجاست...

پرستویِ مهاجر؛
--بیا!

پرستوی مهاجر آمدنش هزاران نشانه می‌تواند داشته باشد.معمول‌ترین نوید آمدن وی آمدن بهار است.
چشم انتظاری خالی دلیل محکم و شاعرانه‌ای برایزآمدن او نیست.یا در نوشته ی سوم اگر بازی ساده ی زبانی حدیث و حادث را از این نوشته بگیریم،چه خواهد ماند؟

بگذارید با یک نمونه از یانیس ریتسوس به درک بهتری از شعر کوتاه و تکنیکهای آن برسیم.به طور معمول اتفاق می‌افتد که کسی برای خودکشی خود را از پنجره به بیرون پرتاب کند.و روانشناسان می‌گویند که اغلب اوقات افرادی که خودکشی می‌کنند از این کار پشیمان می‌شوند.حال می‌خواهیم با این دو نکته از یک اتفاق معمول برداشتی شاعرانه کنیم:

آینه هم پنجره‌ای‌ست
می‌توانم خودم را از آن به بیرون پرتاب کنم.
دست‌کم
توی بازوان خودم می‌افتم.

با یک جابه‌جایی کوچک و خرق عادت در گذاشتن آینه به جای پنجره،یک شعر خوب ماندگار اتفاق افتاده.این خرق عادت و عدول از هنجارهای معمول در خیال شاعر اتفاق افتاده است.و تنهایی و استیصال و درماندگی و خودکشی و میل به زندگی(در اینکه دوست ندارد بمیرد و می‌خواهد دست‌کم در آغوش خودش بیفتد) در حالی‌که از تنهایی و همه چیز خسته است،همه و همه در این چند خط از شعر بیرون می‌تراود و مخاطب آنها را می‌تواند از آن استخراج کند.
امیدوارم که در آثار آینده خانم لیلا طیبی شاهد اینچنین نگاه و خرق عادتهایی از این دست باشیم.تصاویری که با ترکیب عینیت و ذهنیت با مخاطب سخن بگویند.
با آرزوی موفقیت

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.