موید فرهیختگی و اندیشمندی شاعر




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : اسحق فتحی


عنوان شعر اول : -
ترک خورد
گرگ و میش ایستگاه
در سنگ
باران پنجره ها و سوت قطار …
و کودکی هامان
جا مانده بر تن ترن
میان تبسم مسافرانی که دست تکان دادند
در آخرین وداع
و ما اما باورمان
نشد که ریل ها هرگز
به هم نمی رسند


عنوان شعر دوم : حسرت(بازنویسی)
گریزی نیست
مرده ریگ بیابان را
از التماس سراب
دریا، وقتی که خشکیده باشد
موج می‌زند
تاریکی در پژواک نبودن هات
و ما به خویشتن آلوده ایم
دست هایمان !
بس کن اینهمه نیامدن را
که از تکرار تو آب می شوم
وقتی نفس نفس می‌زند پیراهنت
از پیچ و تاب های نرم نسیم


عنوان شعر سوم : برای کولبران(بازنویسی)
هن و هن کنان به کولاک...
بر زخمشانۀ صخره ها
بیش از خویش
باری به وسعت هستی‌ش
به کول بر... تا نشانه رفت
در شیار مگسک
شانه ی زخم خورده را به کوه لاخ بی کسی ش
دَرَ----نگ...
به شانه نشسته تیری فرو فتاد
چون سنگ ریزه ای
تا سپیده دم آرام گرفته برفابرف
بر کول نشسته بخت اش را
سپیدی برف
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
درود به اسحق و خوشحالم که دوباره به مرور شعرهایش با او به گفتگو می‌نشینم. سه متن پیش روی من است که یا به دلیل فواصل زمانی خلق و یا تغییرات تجربی شاعر از رفتار زبانی متمایزی برخوردار هستند. از یک سو در شعر اول سادگی و روانی سطرها چنان به غلظت اتفاق افتاده است که در برخی سطرها کارکرد ادبی متن دچار اختلال شده است و از دیگر سو در دو شعر دوم و سوم آن سادگی مطلق جای خود را به بازی‌های زبانی و تعابیر ترکیبی که در فضایی موهومی به کار گرفته شده‌اند داده است. در این وضعیت به دنبال درستی و نادرستی هیچ کدام از دو سوی این قصه نمی‌باشیم اما برای من مخاطب نوع رابطه گرفتن با متن اسحق فتحی از آن جا مهم می‌شود که بتوانم در لایه‌های متن و فرا متن ورود کنم و درک و دریافت بیشتری از آن خود کنم. اسحق، ذاتاً تمایل به رفتار عاطفی با پدیده‌ها و اتفاقات دارد اما از دیگر جهت خود را ملزم به تولیداتی می‌کند که متاثر از تئوری‌های ادبی و اتمسفر ادبیات وقت است. اگر بخواهیم بر مبنای رویه‌ی زبانی میزان تاثیرگذاری متن را بر مخاطب رصد کنیم هر چه قدر بیشتر به سمت شعر سوم حرکت می‌کنیم و به خصوص در شعر سوم این رابطه‌آفرینی کم و کم و کمتر می‌شود و شاعر در سوم صرفاً با بازی‌های بصری واژگانی درصدد مخاطب را وارد چرخه‌ی شعر خود کند که البته به اعتقاد من موفق هم نبوده است.
- کودکی‌هامان/ جا مانده بر تن ترن (شعر نخست)
این بند از شعر فتحی اگر چه کمترین خروج از حالت خودکار زبان را داشته است اما به تهییج مخاطب و انتقال معنا منجر شده است و به زیرکی توانسته است از تصویری ساده و تخت، سازه‌ای چند بعدی و زیبا بیافریند. اما همین رویه را در نمونه‌های دیگر بررسی کنیم و ببینیم چقدر اسحق توانسته است که از مواد و متریال ادبی خود سود ببرد و در واقع به متن سود ببخشد:
- گریزی نیست/ مرده ریگ بیابان را/ از التماس سراب/ دریا، وقتی که خشکیده باشد/ موج می‌زند/ تاریکی در پژواک نبودن‌هات
و ما به خویشتن آلوده‌ایم/ دست‌هایمان!
اگر خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم شاعر با بهره‌مندی از یک شگرد اجرایی، کشف ساده‌ای را با مغلق کردن آن و پیچیدن در دشواری‌هایی اجرایی مطرح می‌کند.
به اعتقاد من نفوذ ذهنی اسحق فتحی در اشیاء قابل ستایش است اما اگر شگردها و شیوه‌های شعری در اجرای متن بیشتر دخالت داده شود قطعاً اتفاق شاعرانه‌تری که موید اندیشمندی و فرهیختگی شاعر است صورت خواهد گرفت.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
اسحق فتحی » 12 روز پیش
عرض سلام و ارادت خدمت استاد بهداروند. دوست سالهای دور ، شاید تجربۀ مشترک زیستی کمی در خوشایندی شعر اول موثر بوده باشد نمیدانم(بیچاره قطارها). به هر تقدیر از زحمتی که بابت خوانش و نقد نوشته های من متحمل شُدید بسیار سپاسگذارم.و تلاش می کنم ایراداتی را که وارد کردید مرور و اصلاح کنم. برقرار باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.