تفاوتِ عاشقانه‌ها




عنوان مجموعه اشعار : رد پای شعر
شاعر : هما توکلی پور


عنوان شعر اول : پاییز
یادت که می وزد خود پاییز می شوم
از بغض های سر زده سر ریز می شوم



زرد است رنگ رویم و خون است رنگ دل،
بی تو غروب سرد و غم انگیز می شوم



کافر به عشق میشوی و در نگاه شهر،
من یک دروغ مصلحت آمیز می شوم



لاجرعه سر بکش غزلم را که دم به دم،
از گوشوار یاد تو آویز می شوم



وقتی پرنده می شوی و می پری به اوج
"تنهاترین مترسک جالیز می شوم"



اما نه! ...آسمان تویی و من پرنده ات،
در آبی نگاه تو ناچیز می شوم



پیچیده عطر موی تو در دامن نسیم،
 در پاے این خیال فدا نیز مے شوم!

95.8.12

#هما_توکلی_پور
مصرع تضمین:یوسف نجار زاده


عنوان شعر دوم : کم حوصله
ترسم از دوری دلهاست نه از فاصله ها
عشق باید بشود واسطه در مساله ها


مثل دلتنگی انبار پر از باروتم،
کو تلنگر که مرا دور کند از گله ها


دستی از باغچه ها عطر تو را می چیند،
در قفس گم شده آواز پر چلچله ها
                     

در جهانی که به اندازه غم وسعت داشت،
گله کم میکنم از طاقت کم حوصله ها


اگر احوال مرا خواسته باشی، بی تو
بی قرارست دلم چون گسل زلزله ها


96.6.18
هما توکلی پور

عنوان شعر سوم : محال ها
باید ادامه داد تو را در محال ها
در خوابها و خاطره ها یا خیال ها


باید تو را به رقص درآورد در غزل،
اصلا تویی بهانه ی این اتصال ها



قلب زمان به خاطر تو ایستاده بود،
تا جان بگیرد از دم تو احتمال ها



خشکانده است خاطره ات ریشه ی مرا،
خالیست روحم از همه ی حس و حال ها



قلبم ترک ترک شده همچون دل انار،
بی شک فراق خون به دلش کرده سال ها



پاییز می رسید که عاشق ترم کند،
با مهر، فارغ از همه ی قیل و قال ها

96.4.11
هما توکلی پور
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
این که شاعر پایین هر شعر، تاریخ سرایش را نیز قید کرده، بسیار خوب و مفید است، و برخلافِ تصورِ بسیاری از شاعران، تاریخ گذاشتن باعث نمی‌شود شعر محدود به زمان خاصی باشد، بلکه معقول و لازم است، و فایده‌اش این است که هم شاعر از وضعیتِ شاعریِ خود، پس از سال‌ها اطلاعاتِ دقیق تری دارد و هم مخاطبی که می‌خواهد سیرِ آثار یک شاعر را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد، با ترتیبِ تاریخیِ شعرها، شناختِ درست‌تری از سیر شاعریِ او خواهد داشت. بنابراین پیشنهاد می‌شود که شاعر اگر مجموعه شعری منتشر می‌کند حتماً تاریخ سرایش شعرهایش را در آن هم ذکر کند.

شعر اول:
در این شعر، نحو طبیعی‌تری نسبت به دو شعرِ بعدی وجود دارد، شاید به این دلیل که تمام بیت‌ها با فعل پایان می‌یابد. اینکه شاعر ناچیز بودنِ خود را در مقابلِ نگاه معشوق، به کوچکی پرنده‌ای در آسمان تشبیه کرده یا رنگ غروب را به زردیِ رو و سرخیِ دل مربوط دانسته است، و مواردی این‌چنینی، نشان می‌دهد که قوۀ خیال‌ خوبی دارد و جا دارد که با تجربه‌های بیشتر، نگاه‌های وسیع‌تری در خیال‌انگیزی ارائه دهد.
اما از سوی دیگر، توجه داشته باشیم که برخی از عبارات کنایی و استعاری، دیگر آن خاصیتِ شاعرانگی را ندارند و به عباراتی عادی تبدیل شده‌اند، مثلاً وزیدنِ یاد، کافر به عشق شدن (به عشق کافر شدن) تکراری به نظر می‌رسند.
نکتۀ دیگر این که، شعر عاشقانه گفتن از زبان شاعرانِ زن، باید دقت‌های خاص خود را داشته باشد؛ به این شرح که مثلاً شاعرانِ مرد، وقتی معشوق خود را توصیف می‌کنند می‌توانند سطرهای متعددی در مورد زیبایی و جلوه‌های ظاهری معشوق بگویند و حتی اگر به معنویات هم نرسند، ایرادی بر عاشق بودنشان نمی‌توان گرفت، اما در مورد شاعر زن، باید توجه داشت که اگر از زیباییِ معشوق می‌گوید، باید به گونۀ دیگری باشد، مثلاً وقتی از پیچیده شدنِ عطر موی معشوق حرف می‌زند، چندان نمی‌تواند عاشقانه باشد، به نظر می‌رسد در چنین مواردی، شاعر از فضای ذهنیِ شاعرانِ مرد، تبعیت کرده است.

شعر دوم و سوم:
ـ در این دو شعر، شاید الزاماتِ قافیه، باعث شده که بسیاری از بیت‌ها، با وجودِ شاعرانه بودن‌ِشان، آنچنان حرف‌های جدیدی نداشته باشند، به ویژه در غزل دوم، قافیه‌هایی مثل چلچله یا زلزله مفاهیمی تکراری را به وجود می‌آورند و معمولاً نمی‌شود خلاقانه باشند، دلیلش هم این است که این کلمات، معانی محدودی دارند، اما قافیه‌هایی مثل گله و حوصله، به دلیل گسترۀ معنایی وسیع‌ترشان، قابلیت این را دارند که خلاقیت‌های تصویری ایجاد کنند، اما شاعر در همین قافیه‌ها هم، از آنچه در عرفِ شاعران، وجود داشته استفاده کرده است در حالی که امکانِ نوسرایی در این زمینه وجود دارد.
ـ در بیت‌هایی مثلِ «قلب زمان به خاطر تو ایستاده بود...» یا «خشکانده است خاطره ات ریشه ی مرا...» شاعر توانسته زبانِ واقعیِ زن را نسبت به معشوق نشان دهد و به خوبی مشخص است که می‌تواند با همین شیوه، عاشقانه‌هایی بگوید که تحتِ تأثیر فضای عمومیِ عاشقانه‌سرایی که بیشتر از زبان شاعرانِ مرد شنیده می‌شود، نباشد و به زبانِ دقیقاً یک زن، عاشقانه بنویسد.
ـ چون، همچون و فراق، در دایرۀ کلماتِ غزل امروز قرار نمی‌گیرند و جایگزین‌های امروزی دارند.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.