آقازاده حور را به شیخ پاس می‌دهد و خیام ‌گل می‌زند



عنوان مجموعه اشعار : ندارم
عنوان شعر اول : آقا زاده
به دستی زلف و دستی ، باده داریم
ز خوبان ، لشکـــــری آماده داریم

چو جنگی در بگیرد، غم مخور هیچ
به کشور تا که « آقــــازاده»داریم

عنوان شعر دوم : مرگ
نخورده،آب انگـــوری و رفتیم
ندیده ،چشم مخموری و رفتیم

زتـــــرس آتش دوزخ ،دریغا
نبوسیده ، لب حوری و رفتیم


عنوان شعر سوم : بهشت
هم مسجد و هم کنشت، تقدیم توباد
این بازی سرنـــوشت ، تقدیم تو باد

ما قیـــد ثــواب و آخرت را زده ایم
ای شیخ بیـــا بهشت ،تقدیم تو باد
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
از مظاهر گوارای شعر کوتاه خوب، یکی هم این است که شاعر بتواند کام مخاطب را در انتها با دو اتفاق شیرین کند، نخست غافلگیری و سپس لذت‌بخشی. همین است که شارع مقدس می‌فرماید؛ اگر می‌خواهی جرقه‌ای در ذهن خواننده روشن کنی، پایانی به یاد ماندنی در آخر شعرت، ایجاد کن تا به توسط تعلیقی دقیق و تالیفی رقیق، همواره از سراینده یاد کند, تا اگر در کنج ذهنش، فایلی با عنوان «متن‌هایی که از آن لذت بردم» باز کرد شعر خوب شما نیز در آن جای داشته باشد.
البته که پایان درخشان تنها خصیصه‌ی رباعی و دوبیتی نیست و بسیار چیزهاست که می‌تواند کوتاهی متن در این دو غالب را به بلندای حافظه‌ی زمانه پیوند بزند، اما حتمن درخشندگی سطرهای آخر، موجب در مخیله ماندن شعرهای کوتاه است و توجه به آن به ویژه طی این سال‌ها افزایش چشم‌نوازی داشته و چه بسا رباعی و دوبیتی‌هایی که فقط همان دو سطر آخر را با کیفیتی عالی به مخاطب ارزانی داشته و متاسفانه اهتمام شاعر صرف مصاریع نخست نشده است و گاهی آن‌چنان کیفیت دو بیت اول و دوم باهم زیاد بوده است که انگاری دو بیت از دو شاعر است که هم‌ترازی با یکدیگر ندارند. در این سال‌ها دوباره به رباعی یک نگاه جدی و جدید و استقبالی بسیار زیادی به قالب لذت بخش شده است، انگار رباعی را تولدی دوباره به عرصه ی اول شعر بازگردانده است به همین مناسبت مجموعه‌های رباعی چاپ شده نیز فراوان رونق گرفته است. کافی‌ست به آمار اداره کتاب وزارت ارشاد داشته باشید تا ببینید هر سال چقدر مجموعه اختصاصی رباعی، در کشور تولید می‌شود، البته در این سال‌ها، برعکس رباعی، دوبیتی به محاق فراموشی رفته است و تنها در میان شاعران کهن‌سال و نیز در خوانش‌هایِ محلی و محاوره‌‌ای، با صمیمیتی عجیب، در ترانه و شروه‌خوانی از آن استفاده می‌شود. ناگفته نماند که ویژگی‌های دوبیتی نیز از نظر کمی و کیفی در سرایش، به سان رباعی است. یعنی همان تعلیق و ضربه‌زنی که در مصرع پایانی رباعی حاکم می‌باشد، در دوبیتی هم، همان وضع می‌بایست لحاظ شود. با این‌حال میل به نوشتن دوبیتی، علیرغم شباهت‌های ظاهری و باطنی رباعی در میان نسل جدید، وجود ندارد؛ یا بهتر است بگوییم، کمتر خواهان دارد. گوی نسل تازه به دلیل آسانی وزنی دوبیتی از آن پرهیز دارد تا متهم به ساده گرفتن شعر و شاعری نشود و یا این‌که به سبب ریشه‌ی دوبیتی که دهاتی ایلیاتی و چوپانی بوده است، انتخاب آن توسط نسل نو و نوجویانی که اغلب مدرن پسند هستند، چندان مورد التفات واقع نشده است. به هر روی به شخصه دوبیتی را رفیق خلوت و محرم شب‌های تنهایی می‌دانم و از خوانش و نوشتن این قالب دلی و لذت‌آور بسی کیفور می‌شوم و شده‌ام، چه اشک‌ها که خواندن دوبیتی‌های ناب محلی که معمولا شاعران آن‌ها ناشناس مانده‌اند، از چشم‌های این کاتب گرفته است و چه خلوت‌ها که من و دوبیتی با کتاب قطور «دوبیتی‌های بومی ایران» نوشته عبدالمجید زنگویی داشته‌ایم. با این سرفصل، برسیم به مرور دو دوبیتی و یک رباعی قشنگ از جناب «علی قلاسی مقدم طرقی» که ذیل هر کدام، قوت و ضعفش را باز خواهم نوشت؛

#/ دوبیتی اول با این مطلع؛
به دستی زلف و دستی ، باده داریم
ز خوبان ، لشکـــــری آماده داریم

تاکنون ندیده بودم کسی در دوبیتی مچ بخواباند، در این دوبیتی که خیلی صمیمی و دلی آغاز شده است، از آغاز تصور نمی‌شد پایانی به این درخشانی منتظرت باشد، این را نمی‌دانم ضعف بخوانم، یا قوت؟ که مخاطب در خواب بیت اول بماند و در بیت دوم، با تلنگری اساسی از خواب بپرد! در نتیجه، قافیه گرفتن «باده» در نخست با «آقازاده» در سطر چهارم، کلی توفیر دارد. یعنی «این کجا و آن کجا؟» در ذهن نقش می‌بندد، به گمانم جناب شاعر اگر هم‌عنان، نزدیک به هم و هم‌سطح قافیه‌ها را پیش می‌برد، آن‌گاه کلیت موازی شعر به مخاطب القا می‌شد و نهایت لذت در کیفیت و کمیت شعر گسترده بود.

#/ دوبیتی دوم با آغازی این‌گونه؛
نخورده آب انگـــوری و رفتیم
ندیده چشم مخموری و رفتیم

این دوبیتی از آن دسته‌ای بود که بالا عرض شد، تمامی قوافی از یک ساحت برخوردار هستند، حور و آب انگور و چشم مخمور در عاشقانگی و موضوع بهشت و ایمان کذایی، هم‌راستای یکدیگرند، بنابراین تصویر برای مخاطب در دسترس‌تر است و به راحتی کنایه «نبوسیده» در سطر آخر را درک می‌کند، در واقع مثل زمین فوتبال است، یکی باید بازی‌سازی کند، یکی پاس گل دهد و یکی گل بزند، در این دوبیتی در بیت نخست بازی‌سازی انجام شده، سطر سوم پاس گل را ارسال می‌کند و شاعر در سطر چهارم یک گل زیبای تاکتیکی و تکنیکی به ثمر می‌رساند، این ویژگی اگر در دوبیتی بالا و رباعی پایینی هم اجرا شود، و کلا اگر در شعر کوتاه اعم از رباعی، دوبیتی و طرح و هایکو اجرا شود، یک شعر ایده‌آل آفریده می‌شود.

#/ رباعی واپسین با پایانی چنین؛
ما قیـــد ثواب و آخرت را زده‌ایم
ای شیخ بیـــا بهشت ،تقدیم تو باد

در هر سه شعر یک نکته چشم را نوازش و مزاج را کیف می‌بخشد، آن هم مقوله‌ای‌ست با عنوان «نگاه خیامی» که حاصل دیدگاه فلسفی این ابرشاعر رباعی‌سرای ایرانی‌ست که رباعیاتش بر دو شکل استوار است، الف/ ابن‌الوقت بودن و زمان را دریافتن، «دریاب دمی که با طرب می‌گذرد» این می‌شود سرچشمه‌ی یک تفکر و, ب/ ستیز با ریاکاری که اسباب آن را در ابیاتی که علیه زهد ریایی فراهم می‌آورد، در واقع جناب آقای قلاسی مقدم با آن قسمت شیخ و حور و شراب و نفی آقازادگی کار دارد. و خوب هم از پس این طعنه‌ها و کنایه‌های خیام‌طور برآمده است، این که ردیف این رباعی از جناب وحید امیری شاعر خوب معاصر و رباعی مشهورش با عنوان «سرسبزترین بهار» گرفته شده، این‌جا اصلا اهمیتی ندارد. زیرا جناب شاعر، با بهترین واج آرایی و با توانی عالی و نگاهی خیامی، متنی خودپرداخته را در قالبی از پیش فراهم ریخته است، این کار را حافظ هم کرده، اما رندی می‌گوید؛ شاعر رند، حرف و متنی اگر خودش هم نداشته باشد، می‌تواند با جدیت و نبوغ خود، از کار دیگران طوری خوب استفاده کند، که اثر را به نام خودش مهر بزنند، این‌جا هم همین اتفاق افتاده، جناب قلاسی مقدم متن و حرف هم از خودش است و به قدری عالی کار کرده که کسی به مرجع اثر نمی‌اندیشد. امیدوارم باز هم از ایشان و در این پایگاه، شعر ببینیم و بخوانیم و لذت ببریم.

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۲
علی قلاسی مقدم طرقی » 13 روز پیش
درود بر شما استاد ارجمند از اینکه گوشه ای از وقت ارزشمند تون رو به خط خطی های بنده اختصاص دادید خرسندم و سپاسگزار مهرتان. امیدوارم بتوانم هر آنچه را که از محضر شما و بزرگان این محفل می آموزم در خط خطی های بعدی ام به کار ببندم . با نهایت احترام و تواضع توفیق روز افزون بدرقه راه تان باد.
مجتبا صادقی » 12 روز پیش
منتقد شعر
درودها شما را، پایداری و تسکین و تالیف شعرهای خوب را برای‌تان امیدمندم. حق نگاهبان دل و جان‌ شمای شاعر باد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.