شرط یک ایهام خوب




عنوان مجموعه اشعار : کاریکلماتور
شاعر : فردین اَروانه


عنوان شعر اول : .
1.جاروبرقی خراب
چیزی به دل نمی‌گیرد

2.کاش دسته‌گل‌هایی که به آب دادم، بدست عروس‌های دریایی برسد.

3.اعضای بدن، نقش‌شان زا زیرپوستی ایفا می‌کنند.

4.آرایشگر و برادرش باهم مو نمی‌زدند.

5.چوب‌ها به مغازه‌ی نجار آمدند
ولی در رفتند.

6.ستاره‌ی بختِ شوربخت‌ها، ستاره‌ی دریایی‌ست.

7.تقدیر دستگیره‌ها، دربه‌دری‌ست.

8.عمریست پیش ریش‌تراش، ریش گرو می‌گذارم.

9.گفتم : بی‌بخاری
خونش به جوش آمد

10.پاییز
برگـــــْــ برنده‌ی تقویم است.
نقد این شعر از : احسان رضایی
کاریکلماتور عنوانی جدید است که احمد شاملو از خرداد ۱۳۴۶ برای نوشته‌های پرویز شاپور در مجلهٔ «خوشه» انتخاب کرد تا با این عنوان و با ترکیب دو واژه «کاریکاتور» و «کلمه»، نشان دهد که نوشته‌های شاپور کاریکاتورهای طنزآمیزی هستند که با کلمه و تصویرسازی ذهنی خلق می‌شوند. البته باید توجه داشت که اصل این موضوع، یعنی تمایل به کوتاه‌نویسی و خلق جملات پرمعنی در حداقل کلمات (به قول شمس قیس رازی «به لفظ اندک و معنی بسیار») یکی از سنت‌های کهن ادبیات فارسی است. نمونه‌هایی نظیر ضرب‌المثل‌ها، کلمات قصار، حاضرجوابی‌ها (که به «محاضرات» معروف هستند)، شطحیات صوفیان، عبارت مسجع مناجات‌نامۀ خواجه عبدالله انصاری، حکایات کوتاه «گلستان» سعدی و پیروانش (که به «ملستان» معروف هستند)، ... همگی نمونه‌هایی از این سنت کوتاه و موجزنویسی در نثر فارسی هستند؛ هرچند هر کدام کارکرد متفاوتی دارند. در شعر هم که انواع قالبهای رباعی، دوبیتی، سه‌خشتی، واسونک و ... را داریم. کاریکلماتور که بعضی آن را تلفیق شعر و نقر و طنز می‌دانند هم از همین دسته است. با این مقدمه برویم سراغ ویژگی‌های خود کاریکلماتور.
اولین شرط یک کاریکلماتور خوب، همین ایجاز است، چیزی که عمران صلاحی در مورد کارهای پرویز شاپور، بنیان‌گذار این قالب ادبی گفته است: «شاپور در طراحی کمترین خط و در نوشتن کمترین کلمه را به کار می‌گیرد و بیشترین حرف را می‌زند.» اغلب کاریکلماتورها از یک یا حداکثر دو جمله تشکیل می‌شوند. (معروف است که ناشری از پرویز شاپور خواسته بود که یک رمان با همین کاریکلماتورها بنویسد و او گفته بود توان من و این قالب، همین‌قدر است.)
ویژگی دوم که در عنوان این قالب هم پیداست، طنز است. کاریکلماتور باید رگه‌هایی از طنز داشته باشد. طبیعتاً طنز با روش‌های مختلفی ایجاد می‌شود که رایجترینش تضاد است، ولی سایر صنایع ادبی مثل تشبیه (بخصوص تشبیه‌هایی که اغراق داشته باشند) هم می‌شود برای ساخت طنز استفاده کرد. البته می‌دانیم که طنز، گسترۀ وسیعتری از شوخ‌طبعی و مطایبه دارد و طنز شامل نمایش عدم تناسبات موجود در عرصه‌های مختلف است که در ظاهر متناسب به نظر می‌رسند. منظور اینکه گاهی کاریکلماتور ما را به خنده نمی‌اندازد و بیشتر به فکر فرو می‌برد.
ویژگی سوم یک کاریکلماتور خوب، پررنگ بودن وجه تصویری آن است. نکته‌ای که در نامگذاری این قالب ادبی (یادآور کاریکاتور) هم برجسته شده است. فرق کاریکلماتور با بازی زبانی، در همین است که کاریکلماتور با عناصر عینی تصویر می‌سازد، اما در بازی ذهنی می‌شود از مفاهیم ذهنی و مجرد هم استفاده کرد.اما در کاریکلماتور همین وجوه ذهنی هم باید به تصویر و عینیت نزدیک شوند. برای این کار باید از صنایعی مثل تشخیص یا حس‌آمیزی استفاده کرد.
بعد از این سه نکته، برویم سراغ نقد آثار بالا. جملات بالا، کوتاه و موجز هستند، تصویری هستند و بعضی‌هایشان هم طنزآمیز هستند. (در یک مورد بازی تصویری در صورت نگارشی متن انجام شده، یعنی برگ به صورت «برگـــــْــ» نوشته شده که متوجه منظور نویسنده محترم نشدم.) تکنیک اصلی نویسنده و صنعتی که بیشتر از باقی صنایع استفاده شده، صنعت «ایهام» است. ایهام و به کار گرفتن کلماتی با دو یا چند معنا، به ایجاز کمک زیادی می‌کند و از این جمهت، انتخاب بسیار مناسبی است. اما یک نکتۀ مهم، این است که در این روش باید تمام معانی آن کلمه، در جمله دارای کارکرد و مفهوم باشند. مثلاً در عبارت «چوب‌ها به مغازه نجار آمدند ولی در رفتند» در رفتن هم به معنای فرار کردن معنی می‌دهد، هم اگر آن را رفتن به صورت و شکل در چوبی بخوانیم، جمله معنا دارد و ارتباط این دو معنای مختلف و البته متضاد، با همدیگر است که زیبایی عبارت را شکل می‌دهد. اما در عبارت دیگر «تقدیر دستگیره‌ها، دربه‌دری است» در به در بودن، به معنای آوارگی با تقدیر ابتدای جمله هم سازگاری دارد، اما اینجا در به معنای در چوبی، آن‌قدر معنا نمی‌دهد که در جملۀ قبلی دیدیم. چون یک دستگیره مدام از یک در روی در دیگر نصب نمی‌شود و معمولاً تمام عمرش را روی یک در خاص می‌گذراند. پس آوارگی دستگیره‌ها برایمان معنی‌دار نمی‌شود و این جمله، آن زیبایی عبارت قبلی را ندارد. یا در این جمله: «عمریست پیش ریش‌تراش، ریش گرو می‌گذارم.» جا گذاشتن ریش در پیش دستگاه اصلاح، اتفاق فیزیکی است و یک معنای جمله درست است اما معنی دیگر «ریش گرو گذاشتن» ضمانت و پادرمیانی است که اینجا مفهوم نیست. اما مثلاً در «جاروبرقی خراب چیزی به دل نمی‌گیرد» هر دو معنای به دل گرفتن صحیح است و به خواننده این حس را می‌دهد که خرابی و مریضی، می‌تواند جنبۀ مثبت هم داشته باشد. به نویسندۀ محترم پیشنهاد می‌دهم با دقت در ایهام‌های بهتر، بیشتر از این جملات بسازند.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس، منتقد ادبی و مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. مؤسس و اولین سردبیر پایگاه نقد داستان. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۱
فردین اَروانه » شنبه 13 دی 1399
باسلام تشکر از نقد دقیقتون❤ منظور از برگــــْ در اون کار یعنی پاییز برگارو می‌بَره(برگــــْ برنده) و بازی با کلمات بود و ساکن کردم تا با اصطلاح برگِ‌برنده اشتباه گرفته نشه

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.