جایگاه بیان تفاوت ها




عنوان مجموعه اشعار : شکوفه های شوم شاخه پاییز
شاعر : جلال صابری نژاد


عنوان شعر اول : مرگ غزل
بعد از مرگ قافیه
در دفترهای شعر تو
دنیا رو به ویرانی می‌نهد!
وقتی کتاب‌ها
از دست برادران ممیزی
یوسف وار به چاه افتادند
کلاغ‌های حکومتی
با آمارهای جعلی مردم را فریفتند
تا کتاب‌ها در قفس‌های پرندگان آشیانه کنند
و شاعران شاملو وار
به پستوها پناه ببرند
آه چه می‌کشند واژه‌ها
بعد از مرگ غزل‌های قیصر و سیمین!
دنیای من و تو
وقتی رو به زوال رفت شاعر
که سیاست هنر شد و سلطه‌گر،
وقتی مردم
پشت شبکه‌های مجازی
دلقک شدند
و سلفی وار خندیدند
کتاب‌ها به آسمان پر کشیدند!

2 بهمن ماه 95 / شاعر جلال صابری نژاد

عنوان شعر دوم : خسته از ظهور
خسته‌تر از آنیم
که به انتظار ظهور یک
پیام‌ آور بنشینیم،
خدایا
با همان المان‌های گذشته
ایمان می‌آوریم!
ما خود خواستیم
در این درماندگی بمانیم ...

26 اردیبهشت ماه 94


عنوان شعر سوم : از ماندلا تا قذافی
کوچه‌های
آفریقا،
با آواز
ماندلا آشنایند،
کوچه‌های
سرزمین من اما
با حدیث قذافی!

26 فروردین ماه 93
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
به نظر می رسد شعر سپید با توجه به دیگر قوالب شعری جایگاه بیان تفاوت ها و خصوصا شعر اعتراض است. پس از انقلاب با چهره های شاخصی مواجه هستیم که جریان شعر اعتراض را زنده نگه داشته و به علت تکثر آثار در این زمینه بر چسب شعر اعتراض بر آن ها زده شد. در شکل بیرونی شعر ارسالی ما با لحنی معترض مواجه هستیم که آن پیوند نسبتا مشخصی با معنا و مضمون ارائه شده شاعر دارد. از سطر اول که اعتراض به جریان ایجاد شعر سپید است گرفته تا سطر آخر که به پر کشیدن کتاب ها ختم می شود. در جریان اثر، شاعر ما را با چالش های ممیزی، جریان حکومتی، آمارهای جعلی و ... مواجه می کند که ارتباط آنها با یکدیگر تنها در سطح ایجاد شده است و بیش از هر چیز صدای فریاد به گوش مخاطب می رسد. وقتی صدایی بیش از اندازه بلند باشد به فهم کلام منجر نخواهد شد! حال سوال این است که این لحن اعتراضی آیا نمی توانست در قالب یک متن خبری یا یک پژوهش علمی و یا نثر بیان شود؟ اصلا وجه تمایز آنها چه است که شاعر مضمون را در قالب شعری سپید مطرح کرده است؟ احتمالا علی رغم تمام تکنیک های نوشتاری، ارتباط و نزدیکی متن به شعار نیز مورد توجه است. چراکه شاعر در لایه های پنهان با لحن معترض خود اجازه نمی دهد اثرش از مرز شعر عبور کند و قدم بر خط قرمز شعار بگذارد. در این اثر متاسفانه شاعر به کرار ورود به مرز شعار داشته است. برای نمونه سطر " ...وقتی رو به زوال رفت شاعر/ که سیاست هنر شد و سلطه‌گر..." از منطق شعر فاصله بسیاری گرفته است. دیگر نکته آنکه بیان حرف های شاعر در فرم ارتباط گیری از فرا شعر و استفاده از کلماتی همچون قافیه، غزل، واژه ها، کتاب،قیصر، سیمین و ... در صورتی که از نوآوری و متفاوت نویسی برخوردار باشند قابل پذیرش است. چراکه در دهه هایی پیشتر مورد استفاده زیادی قرار گرفته اند و تازگی خود را از دست داده اند و نمی توان به عنوان یک تکنیک شاخص از آن دفاع کرد.
در مورد شعر دوم نیز همین نقد قابل اجرا خواهد بود اما در سومین شعر ارسالی شاعر جریانی کاملا متفاوت رقم می خورد. عنوان اثر ماندلا تا قذافی است و شاعر در هفت سطر بی آنکه از منطق شاعرانه عدول کند از متن موفق بیرون آمده است. چه بسا ممکن بود با اضافه شدن یک بند عاقبت سومین شعر نیز همچون دو شعر قبلی شود .

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.