از شرح تا شعر




شاعر : لادن گلچین


اصابت دست هایت به دست هایم
بهترین تصادف دنیاست
کاش تا ابد
در بحبوحه این ترافیک
گیر می کردیم
تا پلیس کروکی عشق را
از روی بمب متلاشی دلم
می کشید
و بند تازه ای به نام
"انفجار ِ شیرین ِ عشق ِ آتش زا"
در آیین نامه به ثبت می رسید
تا نسل تو شاهد این
واقعه حیرت انگیز باشد
که چگونه حرکت دست هایت
ویرانی بار می آورد.
لادن گلچین
۴ بهمن ۱۳۹۵
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
از مشکلاتی که شعر جوان امروز را دامن‌گیر کرده، دلنوشته¬هایی است که تحت عنوان شعر به تولید انبوه می‌رسند و عرضه می‌شوند. در این میان نقش رسانه‌های نوظهور ازجمله فیس‌بوک، اینستاگرام و تلگرام را نمی‌توان نادیده گرفت. چه‌بسا در بسیاری از این موارد این‌گونه دلنوشته¬ها از حداقل‌های پذیرفته شدن به‌عنوان یک دلنوشته هم به دورند.
منطق نثری و اطناب از مهم‌ترین عارضه‌هایی است که هر سه متن به آن دچارند. مؤلف حداکثر تلاش خود را کرده تا به مخاطب بفهماند چه احساسی دارد و ازاین‌رو هر چه پیش می‌رویم سعی می‌کند تا احساس شخصی‌اش را بیشتر توضیح دهد و علاوه بر این‌که بیشتر و بیشتر از صناعت شعری فاصله می‌گیرد؛ حوصله‌ی خواننده را به‌خصوص در شعر دوم که انبوهی از تتابع اضافات است سر می‌برد. فراوانی ترکیب‌های مجرد و ملموس در این سه متن باعث گنگی متن‌ها شده که در این میان می‌توان به ترکیب‌هایی نظیر «حزن شب»، «هیکل رخوتناک»، «آواز بی‌خیال»، «اقیانوس خواب‌ها»، «کشتی عشق»، «سرزمین کشف نشده وصال»، «سکان سرنوشت»، «کروکی عشق» و «انفجار شیرین عشق آتش‌زا» اشاره کرد.
عدم تنیدگی حداقلی اجزای متن باعث شده که متن‌های پیش رو گزارش مبهمی از وضعیت سراینده باشند. علاوه بر این چنانچه بخواهیم گزارش‌های موجود را بخوانیم و حتی سعی کنیم تا به وضعیت سراینده که ظاهراً از فراق می‌نالد پی ببریم به ناگهان با واژه‌ای نظیر «گماشته» مواجه می‌شویم که شناخت حداقلی ما را هم نسبت به وضعیت موجود به مخاطره می‌اندازد. به‌طور مثال با این سؤال مواجه خواهیم شد که چرا کسی که نیست و شاید روزی می‌خواهد بیاید، باید گماشته‌ای گذاشته باشد؟ آیا فرد مذکور از خوانین است؟ آیا فرد مذکور از نظامی‌های قلدر قدیمی است؟ اصلاً وجود چنین فردی در این متن چه ضرورتی دارد؟
«کاش گماشته‌ای می‌گذاشتی/ که تا آمدنت، مراقبم باشد»
این‌چنین است که حتی در صورت قصد برقراری ارتباط با متن، خواننده به‌واسطه¬ی عدم حداقل دقت در انتخاب واژگان متن از ارتباط منع می‌شود.
علاوه بر موردی که ذکر شد مواردی هم که در ادامه به آن‌ها پرداخته خواهد شد این‌چنین‌اند.
«در مقر زلال دست‌هایت/ رقص غواصی کنم»
در این مورد علاوه بر این‌که دلالت «رقص غواصی» مشخص نیست استفاده از واژه‌ی «مقر» نیز با توجه به عدم انطباق بار عاطفی این واژه با دیگر اجزای این شبه گزارش، باورپذیری متن را نزد خواننده هر چه بیشتر کاسته است.
در مورد عبارت «اصابت دست‌هایت به دست‌هایم» هم‌نشینی واژه‌ی «اصابت» با دیگر اجزای متن منجر به اثری مشابه شده است.
همچنین حضور یک‌باره‌ی ژول‌ورن و اشاره به داستان‌هایش، به جستجوی عاشقانه‌ای که از آن صحبت می‌شود ناخواسته و غیرهمسو با دلنوشته، رنگ و بوی طنز افزوده است.
«گمان می‌کنم ژول¬ ورنی با ورژن جدید/ از قلب تو بیرون زده و من/ بیست هزار فرسنگ زیر دریای/ شعله‌ور چشم‌هایت راه گم کرده‌ام»
دل‌بستگی به کاربرد تزئینی موسیقی به‌واسطه‌ی تکرار حروف و واژگان هم از مواردی است که در متن‌ها به چشم می‌خورد (به‌طور مثال همین تکرار واج «ژ») که چنین کاربردهایی چنانچه هم‌راستا با متن و در جهت فضاسازی شعر نباشند باعث آسیب به متن خواهند شد.
عدم دقت در هم‌نشینی اجزای متن در جای‌جای این سه متن به چشم می‌خورد و به‌طور مثال در عبارت «تا نسل تو شاهد این/ واقعه حیرت‌انگیز باشد» ظاهراً مقصود از «نسل تو» فرزندان و نوادگان «تو» بوده است که دلالت ضمنی «هم‌نسلان تو» ابهامی غیرضروری را به متن تحمیل کرده است.
در آخر بایستی اشاره کرد، تقطیع نثر و تغییر در فرم نوشتار منجر به پدید آمدن شعر نخواهد شد و این نکته‌ای است که هم مؤلف و هم خواننده‌ی شعر بایستی به آن توجه داشته باشند.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۲
غلامرضا زربان » چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396
سلام. با وحید شکری موافقم. نکات بسیار ارزنده ای در نقد شعر هست که مد نظر داشتن آنها برای هر شاعری حیاتی ست. از منتقد گرامی تشکر می کنم.
وحید شکری » یکشنبه 10 اردیبهشت 1396
سلام "منطق نثری و اطناب" "گزارش مبهمی از وضعیت سراینده" "در صورت قصد برقراری ارتباط با متن، خواننده به‌واسطه ی عدم حداقل دقت در انتخاب واژگان متن از ارتباط منع می‌شود." "با توجه به عدم انطباق بار عاطفی این واژه با دیگر اجزای این شبه گزارش، باورپذیری متن را نزد خواننده هر چه بیشتر کاسته است." "دل‌بستگی به کاربرد تزئینی موسیقی به‌واسطه‌ی تکرار حروف و واژگان هم از مواردی است که در متن‌ها به چشم می‌خورد" "تقطیع نثر و تغییر در فرم نوشتار منجر به پدید آمدن شعر نخواهد شد" بسیار نکته های جالبی بیان کردید که تا به حال در یک مقاله یک جا نخوانده بودم و جذابیت خاصی داشت. ممنونم . . .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.