شعر اجتماعي ، بايد ها و نبايدها




عنوان مجموعه اشعار : تهران
شاعر : مهدی اشرف نیا


پایین
بالا
هزار رنگ
با زمینه ی دودی.
یک طرف ویلاهای ۲۴ عیار
آن طرف،
خانه هایی اندازه ی کوپه ی قطار.
درختانِ سیمانیِ سرکشیده به فلک
در تجارت اکسیژن
به تاراج آسمان مشغول.
راهروهایی تودرتو
زیر پوستِ ترک خورده ی تشویش
در جابجاییِ ازدحامِ بی شعوری
میزبانِ نفس های بهم تنیده و درهم.
خیابانهای صبور
با تمام خستگی،
می کشند به دوش
سنگینیِ ترددِ چرخهای عجول
در عبور از حق تقدم های بی دلیل.
آزادی در تناقض آزادی.
میلاد، نماد تنهایی.
این شهر
طاقتش به بن بست رسیده
کوچه هایی با اهالی دل سنگ
پا بر نمی دارند از گلو.
خدا بداد آسمان خراشیده و زمین زخم خورده اش برسد.
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر اجتماعي هميشه سهمي از صراحت ، عرياني و حتي شعار همراه با خود دارد . اين به اين معني نيست كه شعر اجتماعي فاقد فرم است يا فاقد ارزش ادبي است بلكه به اين معناست كه در اين ژانر ادبي وزن محتوا بر وزن فرم ، وزن چه گفتن بر وزن چگونه گفتن مي چربد .
«مهدي اشرف نيا» در باره ي تهران و مصائبش مي سرايد . پس طبعا المان هايي از اين شهر را در اثرش وارد مي كند تا گنگي و ابهام را از كار پاك نمايد . موفق هم مي شود اما طبعا صريح مي شود و عريان مي نويسد . البته در اين ميان با زبان هم بازي هايي مي كند كه غالبا با تركيب سازي هايي گاه تازه و گاه كليشه اي همراه مي شود : ويلاهاي بيست و چهار عيار ، تجارت اكسيژن ، خيابان هاي صبور و حف تقدم هاي بي دليل به عنوان تركيباتي تازه در كنار درختان سيماني ، تاراج آسمان ، چرخ هاي عجول و نماد تنهايي به عنوان تركيباتي كليشه اي و بلكه مستعمل .
شاعر اين شعر در همين بسته ي كوچه مي خواهد به تمام مشكلات و معضلات پايتخت اشاره كند : تقابل فقر و غنا ، نابودي محيط زيست ، تبعيض ، تقابل سنت و مدرنيته ، انسانيت از دست رفته و .... شايد به همين دليل است كه شعر فشرده و مچاله شده و تا حدي سطحي و شعاري مي نمايد . تركيب سازي هايي چون زير پوست ترك خورده ي تشويش ، ازدحام بي شعوري ، نماد تنهايي ، اهالي سنگدل و ... ضمن ذهني كردن شعر كليت متن را به سمت محتواگرايي و بياني صريح و عريان پيش مي برند . فرازهايي كه جايي براي خوانش و تاويل و برداشت شخصي مخاطب نمي گذارند و در حكم شعارهايي شاعرانه و دشنام هايي ادبي باقي مي مانند .
در نگاهي كلي مي توانم اين شعر را محتاج ويرايشي بي رحمانه و گسترده بدانم تا متن علي رغم نياز به درجه اي از صراحت ، خودبسندگي و فرم گرايي و ابهام شاعرانه ي خود را نيز تا حد ممكن حفظ كند .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.