پالتوی سپید شاملو




عنوان مجموعه اشعار : تکرار شو
شاعر : مهدی اشرف نیا


قدر نوشیدن یک قهوه ی داغ
تکرار شو
قدر یک صندلیِ چوبیِ پُر احساس
قدر آن کافه ی نزدیک
که مرا می خواند
لذت میزبانیِ چشمانِ تو را
به من بسپارد
و چه می داند
تنها قدری
قدر یک نفسِ بی هنگام
غافل شدم از تو
و از آن هنگام
چه تلخ است
قهوه
که به یادت می نوشم
چه سرد صندلیِ بی احساس
و چه دلگیر کافه.
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
شعر ارسالی در قالب معینی ننشسته است. نه توانسته است لباس نیما را بر تن خود کند و نه توانسته است پالتوی شاملویی و سپید را بپوشد. شاعر در هفده سطر پی رساندن معنایی عاشقانه و تاریک بوده است. باید توجه داشت که معانی و تصاویر نیازمند قالب خود هستند و اگر قالب ویژه خود را پیدا کنند بیش از هر زمان در انتقال احساس و تفکر و تصویر کارآمد قرار می گیرند. با توجه به متن پیش رو شاید بهتر بود شاعر همان پالتوی نیمایی را می پوشید تا در این هوای سرد رخ نمایی کند. در چینش کلمات نیز کلمه "قدر " به تکرار بیش از اندازه رسیده است و ممکن است تکرار آن با عنوان اثر (تکرار شو) ارتباطی داشته باشد و شاعر خواستار آن باشد که به اجرای برون متنی برسد اما نهایتا مشهود است که موفق نشده است. همچنین سطرهای بسیاری در کارکرد شعر نیستند و چه بسا عدم حضورشان می توانست جریان شعر را روان تر کند.
در پایان باید گفت که بایستی شاعر همیشه چشمانش را به کفه ترازو هدایت کند و ببیند که حجم معنا در مقابل سمتی دیگر که حجم کلمات است پایین تر است یا... و البته بهتر است که همیشه کفه ترازوی معنا پایین باشد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.