مجاهدت و مكاشفه




شاعر : لادن گلچین


باید رویای با تو بودن را به
اقیانوس خواب ها ببرم
روی کشتی عشق
پرچمی از سرزمین ِ کشف نشده ِ وصال
به اهتزاز در آورم

ناخدای بیکران ِ چشمانت شوم
با امواج اقیانوس
خود را در آغوش ِ آرام تو بیفکنم

سکان سرنوشتم را
به تلاطم پلک زدنت بسپارم

در افسون نگاهت عشقرانی کنم

در مقر زلال دست هایت
رقص غواصی کنم

در وسعت معرکه صدایت
رابطه خاص آبی آسمان و
بی رنگی دریا را دریابم

پیوند عجیب رویای حضورت،
مَجاز نگاهت، اشتراک میان نداشتن تو و
"پایان آرزو"هایم را کشف کنم

گمان می کنم ژول ورنی با ورژن جدید
از قلب تو بیرون زده و من
"بیست هزار فرسنگ زیر دریا"ی
شعله ور چشم هایت راه گم کرده ام
باید "سفر کنم به مرکز زمین" مهربانی ات
و از زمین تا ماه ِ پیشانی ات
عشق را به تاخت طی کنم
"سفری که مدار" آرزوهایم را تکمیل کند
شاید بتوانم تو "فرشته لجباز" را
"فاتح شبگرد" عاشقانه هایم کنم و
در "جزیره اسرارآمیز و ناشناخته"
آغوشت آرام بگیرم
و این سفر رویایی
پایان خواب شیرین من باشد...
لادن گلچین
۷ بهمن ۱۳۹۵
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
رهاشدن در احساسات و بيان دلمشغولي هاي عموماً منبعث از هيجان عشق همه ي سطرهاي اين شعر را در بر مي گيرد. شاعر بي هيچ فراز و فرودي و بي هيچ مجال تنفسي به ذهن مخاطب خويش، در تلاش است شوق و ذوق خويش را هم چون كودكي كه در روايات شهودي خويش به جزييات غير ضرور توجه مي كنند ابراز نمايد. اگر چه بيش و كم با شعر خانم گلچين سابقه ي آشنايي دارم اما ذكر چند نكته در اين شعر را ضروري مي دانم. در خواندن شعر بنا به تقطيع جا به جا نادرست شعر، مخاطب دچار اشكال مي شود و بايد وقتي آلات و ادوات عروضي را از شعر حذف مي كنيم با دانسته گي و مراقبت، ديگر ظرفيت هاي شعر را در خدمت بگيريم تا شعر به ملال دچار نشود. مثلا در سطر اول:
بايد روياي با توبودن را
به اقيانوس خواب ها ببرم
يا در اين سطرها:
بيست هزار فرسنگ زير درياي شعله ور چشم هايت راه گم كرده ام
يا در اين سطرها:
پيوند عجيب روياي حضورت
مجاز نگاهت
اشتراك ميان نداشتن تو و پايان آرزوهايم را كشف كنم.
از ديگر نكاتي كه بايد به شاعر توصيه كنم خروج از نوعي فانتزي عاشقانه است كه گويي شعر وقتي شعر است كه با كلمات خوش و آب رنگ تزيين شده باشد و هر چقدر اين رنگارنگي بيشتر باشد شعر زيباتر خواهد شد.
"گمان مي كنم ژول ورني با ورژن جديد "
"در افسون نگاهت عشقراني كنم" كه اين پسوند بيشتر القاي بار منفي از تركيب خواهد داشت تا القاي مثبت معنايي...
از ديگر سو اصرار شاعر در ابراز متن خويش در قالب تركيب هاي شاعرانه به كليت شعر صدمه وارد كرده است. همه ي شعر لبالب از تركيب هايي است كه به اصرار و التماس شاعر ارزش ادبي كمي پيدا كرده اند و اگر هم در ابتداي شاعر ذوقي براي خواند ايجاد كرده باشند در ادامه زوال و ملال شعر را ممكن نموده اند كه به تقريب مي توان گفت بيش از 50 تركيب مستعمل و بي انرژي در شعر وجود دارد.
مهمترين وجه قابل توجه اين شعر، برخورداري گلچين از تعداد كلمات درخوري است كه با آن توانسته است شعر خود را معماري كند. قطعاً اگر او به وسواس و مجاهدت مطالعاتي بيشتر تلاش نمايد شعرهاي قابل توجهي از او خواهيم شنيد و خواهيم خواند.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.