اسیر قبل




عنوان مجموعه اشعار : الفبای عشق
شاعر : مهناز ملکی ریزی


عنوان شعر اول : تاوان
تاوان عشقم مهر برپیشانی ام نیست
بغض غریبم،اشک بر اندوه جاریست
این فلسفه می بافدم دائم که بی شک
زاینده رودم مردگی را می توان زیست
فرمان دل تا داد،عشق از دست تا رفت
پشت چراغ هر تظاهر مطلقا ایست
در حسرت یک عشق بی اندازه مردن
فرقی ندارد خوب یا بد علتش چیست؟
با رفتن پروانه ها گل پر درآورد
از ابتدا باید بفهمی پیله ات کیست

مهناز ملکی -آبان95

عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
مواد و مصالح و ابزار به وجود آوردنده‌ی شعر کلمه است. کلمه‌ها به‌تنهایی فرهنگی را از گذشته با خود حمل می‌کنند و هاله‌هایی از معنا پیرامون آن‌هاست و دور آن‌ها را گرفته است. حال اگر همه یا اغلب کلماتِ انتخابیِ ما در هم‌نشینی‌شان برای تولید شعر به شکلی باشد که معناها و هاله‌های فرهنگی را از گذشته با خود آورده باشند و نتوانند به این سو بیایند شعر و گفته‌ی ما را در گذشته نگه می‌دارد و اجازه نمی‌دهد ذهنیات و معناهای امروزیِ مورد نظر ما وارد متنی شود که قرار است ما آن را نوشته باشیم. حالا از این منظر به بیت اول شعر شما، که قرار است دروازه‌ی ورودی باشد، نگاه می‌کنیم. واژه‌ها در هم‌نشینی با هم چه کاری انجام داده‌اند؟ آیا می‌توانیم ادّعا کنیم این بیت را تخیّل ما زاییده است؟ چه کسی این بیت را سروده است؟ معناهایی از نوشته‌ی شما بیرون می‌آید اغلب به این صورت است جز مصراع «زاینده‌رودم مردگی را می‌توان زیست» این مصراعی است که در تخیل شما متولد شده است و تجربه‌ای است که همه‌ی ما امروز می‌توانیم آن را درک و لمس کنیم. و البته زبانی شاعرانه هم پشتوانه‌ی آن است. برخلاف مصراع‌ها و بیت‌هایی نظیر فرمان دل تا داد عشق از دست تا رفت / پشت چراغ هر تظاهر مطلقاً ایست که معلوم نیست چرا ارکان به این صورت پریشان و در هم و جابه‌جاشده است! یا گزاره‌های خبری از نوعِ فرقی ندارد خوب یا بد علتش چیست؟
بار عظیمی از شعر در هر دوره‌ای بر گرده‌ی تجربه‌ها و نوجویی‌های شاعرانه است. پیروز باشید.


ʝムℓムℓρσʊЯ

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۱
مهناز ملکی ریزی » دوشنبه 08 آبان 1396
درود برشما وسپاس بیکران بسیار استفاده کردم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.