کلماتی از جنس طلا



عنوان مجموعه اشعار : نوبرانه
عنوان شعر اول : سفر
سفر میخواهم از اینجا،از این دنیایِ ویرانه
از این سردر گمی ها وُ از این فردایِ بیگانه

غریبم‌با خودم اینجا، میان کوهی ازغم ها
دلِ‌خوش،فهم،آزادی،شده‌کابوسِ این خانه

دلم تنگ است،میدانی؟برایِ عاشقی کردن
گذشتن از حریمِ عقل، با یک چند پیمانه

شدم‌خسته‌ازاین دوران،بسی‌غمگین‌وبیتابم
نخورده مِی چه‌میداند،غمِ‌مجنون ودیوانه

تمامِ‌ خاطراتِ من،شده انبوهی از غصه
ازین‌جنجال و‌خونریزی‌منم‌چون‌مرغ‌بی‌لانه

زدم بر صورتِ خسته،نقابِ خنده و شادی
نمی پرسدکسی‌ازمن‌چه‌غم هائی‌شدافسانه

دلم پرواز میخواهد به سمتِ بینهایت ها
بسوزم تا به گِردِ شمعِ خود مانندِ پروانه

دلم لبریزشدازصبر،نگو از قسمت و تقدیر
سفرمیخواهم از اینجابه سویِ لانه‌ ودانه
#آسیه_شهابادی (نگار)

عنوان شعر دوم : ...
.....

عنوان شعر سوم : ....
....
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
خانم آسیه شهابادی عزیز 32 ساله هستند و کمتر از یک‌سال سابقه سرایش شعر دارند. شعر ایشان با قافیه‌های چون : خانه، لانه، پیمانه و... از جمله قافیه‌های پر استفاده توسط زنان شاعر است که البته در ادامه به طور مبسوط در مورد آن صحبت خواهیم کرد. همچنین وزن شعر ایشان وزن دوری بوده موسیقی مطنطنی دارد. اوایل دوران شاعری‌ام گاهی اوقات در محافل ادبی پیشکسوت‌‌ها شروع می‌کردند به شمردن یک‌سری واژه‌های استفاده شده در شعر. در آن‌زمان همیشه به نظرم کار بیهوده‌ای می‌آمد. اما بعد از مدتی فلسفه این کار را متوجه شدم. شاید در آن زمان با این حرکت به گونه‌ای گنجینه لغات شاعر سنجیده می‌شد. از سویی شاعر باید حواسش جمع باشد که هر کلمه می‌تواند نقشی کلیدی در شعر داشته‌ باشد.
در این میان کارکرد بعضی کلمات تنها و تنها پر کردن وزن شعر است. این کلمات موذی معمولا در ناخودآگاه شاعر جاخوش می‌کنند و اجازه بروز کلمات بهتر را نمی‌دهند. شاعر اگر این نکته را بداند می‌تواند در زمان سرایش شعر جلوی این اتفاق را بگیرد. به همین منظور من هم به تبعیت از پیشکسوتان خودم شروع به شمردن کلمه «این» کردم و به طرز عجیبی با «۸» نمونه از این کلمه مواجه شدم که جا و بی‌جا خودش را به شعر تحمیل کرده است. حال اگر شاعر قدر تک تک هجاهای خالی روی وزن را بداند ترتیب کلمات را به گونه‌ای می‌چیند که کمتر با چنین واژه‌ای رو به رو باشد. مسئله بعدی در باب استفاده از لغات به طور غیرمستقیم است. وقتی از مفاهیمی مثل عشق، آزادی، مرگ، فهم و... استفاده می‌کنیم باید توجه داشته باشیم که کار شاعر پیچیده‌کردن کلام عادی ست. ریزنگری و جزء به جزء بررسی کردن یک موضوع خاص است. مفهوم‌های کلی مثل آزادی، غم و... آن‌چنان گسترده‌اند که بهتر است شاعر یا در لفافه به این مفاهیم بپردازد یا آن‌را جزء جزء کرده با تصویرسازی مفهوم را انتقال دهد. با این حال آنچه از این شعر برمی‌آید جوششی بودن آن ست. گویی شاعر «آن» شاعرانه را دارد فقط لازم است آن را شکل دهد. باید افسار کلمات را بدست گیرد تا بتواند تصویر قوی‌تری ارائه دهد و مخاطب را همراه خود سازد. مسئله بعدی که در سرایش اشعار بعدی باید مورد توجه قرار گیرد ارتباط عمودی و افقی است. مفهوم اولیه در رابطه با تماسل راوی به رخت بستن از دنیاست اما در نهایت مفهوم اولیه به سفر برای لانه و دانه تقلیل می‌یابد. در واقع مخاطب از یک مفهوم بزرگ کم کم به سمت مفهومی کوچک روانه می‌شود. در حالی‌که اور شاعر دغدغه مفهوم هم داشته باشد تلاش می‌کند مفهومی بزرگ‌تر از روزمرگی‌ها با شعر انتقال دهد. در نهایت هرچند از جدا کردن یک بیت از ساختار کلی شعر تنفر دارم اما در شعر ایشان بیت سوم را دوست‌داشتم چرا که روابط درون این بیت درست شکل گرفته‌ است. برای خانم شهابادی عزیز آرزوی شعرهای بیشتر و بیشتر دارم و امیدوارم هر روز از ایشان بیشتر بخوانم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۱
آسیه شهابادی » چهارشنبه 26 آذر 1399
انتقادها بسیار سازنده وخوبی داشتن ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.