باید از نثر ادبی فاصله گرفت




عنوان مجموعه اشعار : سپید ۷
شاعر : سعید فلاحی


عنوان شعر اول : سهمی اندک
مرا ببخش اگر...
از خانه‌ای که تو در آن نیستی!
و از پنجره‌هایی که بسته اند، بیزارم!
دیگر،
عطرِ هیچ یاسی
دلخوشم نمی‌کند...
نه،
نه!
مرا ببخش که،
هیچ اتفاقی؛
هزارتوی تکه تکه ام را
بیدار نمی‌کند!
من،
نیمه‌ ای در خود فرو رفته‌ام
و این قرص‌های لعنتی هم،
کاری از دستشان بر نمی‌آید!
مرا ببخش...
که با لبخندِ خیالی ات نمی‌رقصم
و تنها
تکیه می‌دهم،
به دلتنگی هایم!
این روزها؛
فکر می‌کنم
به تمام روزنه هایی که؛
سهم اندکم
از تمامِ روشنی بود!

عنوان شعر دوم : شکل پذیر
من،،،
مثل یک پرنده پر می‌کشم
مثل یک گلبوته به گل می‌نشینم
اگرچه،،،
شبیه تنهایی بی‌حجم ام.
می توانم پیرامونت
درختی باشم،
سایه‌بانِ تو
و جوی پُر آبی
برایْ خستگی های تنت!

چشمه ی زلالی که،،؟
جرعه جرعه بنوشی...
من ،،،
آنچه دوست داری می شوم.
معجونی شکل پذیرم
تردید نکن!


#سعید_فلاحی(زانا کوردستانی)


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
سعید فلاحی، 36 ساله، از کردستان، با چند سال سابقه و تجربه‌ی در کار شاعری، از جمله شاعران خوب و کاربَلدی است که برای پایگاه نقد شعر، آثار خود را ارسال می‌کند. من با شعر او آشنایی دارم و حتی چند شعر او را در مجله‌ای معتبر چاپ کرده‌ام. این چاپ‌کردن نشان از آن دارد که او شعرهایی دارد که لیاقت و شان آن شعرها در حدی است که می‌تواند در کنار شاعران شناخته‌شده قرار بگیرد. اما این همه‌ی داستان نیست؛ چرا که سعید فلاحی نیز همچون هر شاعری دچار افت و خیزهایی است و اشعار خوب و بد و متوسط را با هم دارد. در واقع همه‌ی شاعران دچار این امر هستند، اما به قول اخوان ثالث: «آن شاعری رند و هوشیار است که هر شعری را چاپ نکند. سعید فلاحی مثل بسیاری از هم‌سن و سالانش نیست که غرور کاذب داشته باشد و خود را محور دانایی و توانایی بداند و نقد و نظر دیگران را گوشی برای شنیدن نداشته باشد؛ او بیش از آن‌که دهان باشد، گوش است و نقدپذیر، و همین بی‌شک سبب موفقیت اوست. چرا که او می‌داند که اگر در اوج شاعری هم باشد، بی‌نیاز از رای و نظر دیگران نیست.
احمد شاملو در هر مرحله‌ی از شاعری خود چنین بود؛ تا شعرش را برای تعدادی از دوستان نزدیکش نمی‌خواند و رای آنان را درنمی‌یافت، شعرش را چاپ نمی‌کرد. این رفتار، رفتار یک شاعر حرفه‌ای است و یک حرکت و رفتار طبیعی است که هر شاعر هوشمندی آن را طبعا به‌کار می‌گیرد.
سعید فلاح دو شعر سپید برایمان فرستاده با نام‌های «سهمی اندک» و «شکل‌پذیر». شعر نخست وی، یعنی «سهمی اندک»، سطرهایش به سمت نثر و نثر ادبی می‌لغزد، اگرچه با پایانی تقریبا موثر و تاثیرگذار و طبعا شاعرانه، این سطرها تا حدی پوشش داده می‌شود یا شاید هم پوشانده می‌شود. در واقع نمی‌توان گفت که سطرهای این شعر هیچ‌کدام اندک‌مایه‌ای از نثرزدگی ندارند. همین‌جاهاست که چگونگیِ شعر دچار کاستی می‌شود و شعر از مرحله‌ی درجه‌یک و عالی‌بودن، به‌سمت شعرهای معمولی سقوط می‌کند. یعنی نمی‌توان شعربودن «سهمی اندک» را انکار کرد؛ اما شعری است بین متوسط و خوب. طبعا «مرا ببخش»هایی که در این شعر تکرار می‌شوند، کمکی به انسجام و چگونگیِ آن نمی‌کند؛ چرا که بخش‌هایی که با «مرا ببخش» از هم جدا می‌شوند، ارتباطی با هم ندارند تا این ارتباط سبب کشف یا حرفی شاعرانه شود؛ مگر این‌که این ارتباط یک ارتباط کلی باشد که مثلا «اندوه» یا موضوعو مضمونی دیگر، به‌طور کلی سبب ارتباط‌شان شده باشد؛ نه این‌که مصداق‌ها و تصویرها در جهت جذب هم و تشکیل تاروپود پیش بروند؛ سطرهایی که به نثرهای ادبی نزدیک شده‌ است:
«و تنها
تکیه می‌دهم،
به دلتنگی‌هایم!
مرا ببخش...
که با لبخندِ خیالی‌ات نمی‌رقصم»
اگرچه دو تصویر اول و آخر به‌طور مستقل زیبا و جالبد؛ یکی این:
«از خانه‌ای که تو در آن نیستی!
و از پنجره‌هایی که بسته‌اند، بیزارم!»
و نیز این:
«فکر می‌کنم
به تمام روزنه‌هایی که؛
سهم اندکم
از تمامِ روشنی بود!»
شعر دوم سعید فلاحی نیز که «شکل‌پذیر» نام دارد، تنها در دو بخش اول تبدیل به پاره‌ای شعر می‌شود؛ آن هم به‌واسطه‌ی شعاع این سطر:
«شبیه تنهایی بی‌حجم‌ام.
سطری که سایر سطرهای قبل از خود را دربرمی‌گیرد؛ یعنی این سطرها را:
«من،
مثل یک پرنده پر می‌کشم
مثل یک گلبوته به گل می‌نشینم
اگرچه،
شبیه تنهایی بی‌حجم‌ام.»
در حالی که سایر سطرها جز نثرهای ادبی و حتی نثرهای غیر ادبی هم نیستند:
«می‌توانم پیرامونت
درختی باشم،
سایه‌بانِ تو
و جوی پُر آبی
برایْ خستگی‌های تنت!»
یا:
«دیگر،
عطرِ هیچ یاسی
دلخوشم نمی‌کند...»
بیشتر شبیه برشی از انشای بچه‌هاست. از سعید فلاحی شاعر بعید است این‌گونه سطرها را در شعرش بیاورد!
حرف آخر این‌که، شاعران شعر سپید یا شاعران سپیدسرا یا سپیدسرایان باید بیش از دیگر شاعران از شعر خود مراقبت کنند؛ زیرا بیش از دیگران ادعای نوگرابودن و مدرن‌بودن دارند. یعنی این ادعا در ذات این نوع شعر است؛ زیر که این نوع شعر، آخرین پیشنهاد و نوترین پیشنهاد در تاریخ ادبیات معاصر ایران است. طبعا با چنین وضعیتی، هرگونه کاستی و ضعف و نقصان در اشعار این دسته از شاعران، بیش از دیگر شاعران دیده می‌شود و برجسته می‌شود و زیر ذره‌بین می‌رود.
با توجه به شعرهایی که از سعید فلاحی دیده‌ام، امیدوارم بعد از این شاهد بهترین اشعار ارسالی ایشان به پایگاه نقد شعر باشیم.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.