زبان همه‌چیز است




عنوان مجموعه اشعار : شاعر
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : غزل
در دل شب من مه بیگانه ام
از غم دوری ی تو دیوانه ام

اسم تو را من که صدا می زنم
پس تو کجایی پر پروانه ام؟؟

این دل وامانده ی من ناله کرد
گفت:که من با او صمیمانه ام

فرصت گشتن که ندارم عزیز
از تب دل عازم میخانه ام

سایه ی امید بگفتا که مرد
یار تو هستش دم ویرانه ام

میگذرم از همه ویرانه ها
من که به دنبال همان خانه ام

خانه ی من در پس این کوچه هاست
کوچه ی دلتنگ و زوالانه ام

عشق خزانم مده راحت شدم
مرهم دردم شده کاشانه ام

عنوان شعر دوم : سپید
زندگی شاید
گریه در پاییز
و
خنده در بهار
باشد!!!

عنوان شعر سوم : سپید
میترسم
از گریه ی باران
از ریختن برگ
وای.......
خزان آمد!!!!
نقد این شعر از : احسان حسینی نسب
مصالح خلق اثر ادبی کلماتند؛ چنانکه مصالح خلق یک اثر سینمایی تصاویر و مصالح خلق یک اثر موسیقی، نت‌ها و قاعدتا این را می‌دانید که مصالح خلق هر اثر باید با ساختمان اثر در هم‌گرایی باشند. در اثر ادبی «چه می‌گویید» مهم است اما «چطور می‌گویید» هم به اندازه‌ی «چه می‌گویید» مهم است. شاید حتی «چطور می‌گویید» مهم‌تر از «چه می‌گویید» باشد؛ چون هنر جایگاه وعظ و خطابه نیست، جایگاه زیبایی است. همه حرف‌هایی برای گفتن دارند اما هنرمندان، شاعران و نویسندگانند که حرف‌هایشان شنیدنی است. چون آن‌ها می‌دانند حرف‌هایشان را «چطور بگویند.» ما حرف شما را از رهگذار زبانی که شما برای بیانش به‌کار گرفته‌اید می‌فهمیم. انتخاب زبان نامناسب به نافهمی مخاطب می‌انجامد.

در آثاری که شما فرستاده‌اید، مصالح از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند. شعر شما که شامل اندیشه‌های شما و تسلط شما بر فرم و بر زبان شعر، هم‌گرا نیست؛ واگراست. غزلی که فرستاده‌اید، جدای اشکال وزنی، با نادیده گرفتن خطای ساختاری در زبان فارسی، به‌خاطر زبان کهن نمی‌تواند ساختمان زیبایی داشته باشد، چون زبان آن کهن است و زبانِ امروز شعر نیست. هیچ معماری در روزگار ما ساختمانش را با کاهگل نمی‌سازد.

برای ساختنِ زبان شعر، شما هیچ راهی جز مطالعه کردن ندارید؛ خواندن، خواندن و همیشه خواندن. مطالعه‌ی آثار شاعرانی چون حسین منزوی، منوچهر نیستانی، سیمین بهبهانی، احمد شاملو و احمدرضا احمدی در توسعه‌ی زبان شعری شما بسیار موثر است.

برای آنکه عناصر مخرب شعر شما را با مصداق نشان دهم برخی از اغلاط فاحش شعرتان را می‌نویسم،‌ اما رفع کردن این اشکالات همانطور که پیش‌تر نوشتم، از راهی جز توسعه‌ی زبان شعری از رهگذار مطالعه‌ی آثار بزرگان نمی‌گذرد.

بیت سوم غزل شما اشکال وزنی دارد. مصوتِ کشیده‌ی "او" قاعدتاَ باید مصوتِ کوتاه "اُ" می‌شد تا وزن شعر شما درست باشد. استفاده از کلمه‌ی منسوخ‌شده‌ی "بگفتا" که صرفا در ادبیات کلاسیک کاربرد داشته، در این شعر بی‌مورد است. استفاده از کلمه‌ی "هستش" هم که بسیار جای تعجب دارد، حتی در محاوره هم نباید مورد استفاده قرار گیرد. هست در معنای وجود داشتن به کار گرفته می‌شود؛ حال آنکه شما این فعل را به غلط و در جای استفاده از فعل اسنادی «است» مورد استفاده قرار داده‌اید و نه تنها به آن اکتفا نکرده‌اید که ضمیر « ِش» هم به آن اضافه کرده‌اید.

رعایت ساختار زبان فارسی در اثر ادبی، یک ضرورت است و خروج از ساختار تنها در صورتی مجاز است که آگاهانه و ادیبانه و بر اساس عرف و به شیوه‌های معمول باشد. شما را به مطالعه‌ی بیشتر آثار شاعران امروز دعوت می‌کنم و مشتاقانه خواندن آثار جدیدتر و بهتر شما را انتظار می‌کشم.
با دوستی.

منتقد : احسان حسینی نسب

روزنامه‌نگار و منتقد ادبی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.