چارچوبِ مربعِ شعر




عنوان مجموعه اشعار : اشعاری در قالب ِ یک غزل و دو رباعی
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : غزل ِ سیل ِغم
سیل ِغم رامن به جان دارم هنوز
داغ ِ عِشق ِ مهربان دارم هنوز
سردی ِ بازار ِ عِشق ِ دوسِتان
راه و رسم ِ جاودان دارم هنوز
در تغزُّل های نَغز و بی شُمار
گلعُذاری در بیان دارم هنوز
مِصرَع در مِصرَع امید و زِندگی
هاله ی نور در نِهان دارم هنوز
نافه ی آهوی دشت و گُلعُذار
روح و جِسم ِ پُرتَوان دارم هنوز
صحبت از میل و قرار ِ بَندگی
تا اَبَد خط ِ اَمان دارم هنوز
سیل ِ غم رامن به جان دارم هنوز
داغ ِ عِشق ِ مهربان دارم هنوز
مهدی عرفانیان

عنوان شعر دوم : رباعی ِ وزن ِ عروضی
دروزن عَروضی شِعرناب باید ساخت
بررُکن و اساس ِ انقِلاب باید ساخت
با مِحوَرِ صد خیال ، احساس ِ تمام
عُصاره ی گُل،جِنس ِگُلاب باید ساخت
مهدی عرفانیان

عنوان شعر سوم : رباعی ِمی ِ ناب
در میکده می ِ ناب را باید جُست
تمثیل ِ گُل از گُلاب را باید جُست
سرمَستی ِاین شور و نِشاط ِ بُلبُل
خوشحالی ِاحتساب راباید جُست
مهدی عرفانیان
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
اشعار جناب عرفانیان گرامی را خواندم ایشان 54 ساله هستند و سالهاست قلم می‌زنند. از سابقه شعری ایشان و تعداد اشعار گذاشته شده در پایگاه متوجه شدم ید طولانی در عرصه شعر دارند. اما با خواندن اشعار ایشان فهمیدم که با این میزان سابقه گویا هنوز در اصول شعر آنچنان که باید قدرتمند نیستند. نشان به آن نشان که نام دومین شعر هرچند رباعی وزن عروضی ست اما نه در وزن رباعی ست نه وزن عروضی درستی دارد.
غزل ابتدایی ایشان مرا به یاد شعر رودکی انداخت. «بوی جوی مولیان آید همی.... یاد یار مهربان آید همی»... جالب است که قرن‌ها پیش رودکی به عنوان یکی از نخستین شاعران پارسی‌گوی(حداقل یکی آن شاعرانی که اشعار مدونی از ایشان در دست است) شعری سروده است و امروز منِ ناقابل در عصر دیجیتال با خواندن شعری در صفحات مجازی به یاد شعر ایشان می‌افتم. شاید قدرت شعر در همین باشد. گویی که آنچه از پس اعصار می‌ماند کلمه است.
اما اور بخواهیم از کلام دور نباشیم باید پرسید که به راستی ما چه بر میراث پیشینیان افزوده‌ایم؟ آیا توانسته‌ایم کلمه‌ای امروزین را در شعر بگنجانیم و آن را در زبان فارسی ماندگار کنیم؟ آیا تصویری از روزگار خود ارائه داده‌ایم؟ آیا شعر ما نمود خود ماست؟ شعر به مثابه تاریخ زنده، زبان روزگار و ندای شاعر است. نمی‌دانم شاید من انتظار بی‌شماری از شعر دارم. اما گمان می‌کنم نیاز است که به این مسئله در کنار زیبایی‌های ساده شعری توجه شود.
یکی از اولین نکاتی که از این اشعار دستگیرم شد اعراب‌گذاری بسیار است. تا حدی اعراب‌گذاری به فهم کلام کمک می‌کند اما بیش از حد آن بی‌هوده است.
در این‌باره استاد محمدکاظم کاظمی در کتاب «رصد صبح» (که خوانش و نقدی‌ست بر اشعار شاعران جوان) در نقدی بر اعراب‌گذاری بیان کرده اند : اینکه شاعر ما کلمات مأنوس و معمول متن را مثل کتابهای دبستانی اعراب گذاری کرده است غیرمستقیم بی سواد دانستن مخاطب است. من آنقدر مشتاق نیستم که جای به جای به رسم الخط بپیچم. ولی از این توجه شدید و گاه غیرضروری شاعر به صورت نوشتاری شعر می‌خواهم نتیجه دیگر بگیرم و آن غلبه یک سلسله دغدغه‌های نه چندان ارجمند در اوست. به نظر می‌آید که این یک نیاز بیرونی و ذهنی نیست بلکه یک انگیزه درونی برای تمایز بخشی به کلام شاعر ما را به این کارهای غیر ضروری وادار کرده است.

نمی‌خواهم بگویم دقیقا شعر جناب عرفانیان این حس را می‌رساند اما باور کنید هیچ مخاطب شعری نیست که تغزل، بی‌شمار و نغز را اشتباه بخواند. فلذا ترجیح بر این است که گاهی اجازه دهیم مخاطب هرجور که دلش می‌خواهد بخواهد. حتی من گاهی اوقات آنچنان که باید مقید به گذاشتن کاما بین دو کلمه یا اعراب‌گذاری کلماتی که ممکن است مخاطب را به اشتباه بیندازد نیستم. چرا که مخاطب ممکن است با شم خود و آنچه خود دوست دارد شعر را به نوع دیگری بخواند و تأویل‌پذیری اثر را افزایش دهد. یعنی آنچه او از شعر برداشت می‌کند ممکن است با منظوری که من می‌خواهم برسانم متفاوت است. و این هنر واقعی ست. یعنی هنرمند با یک اثر بتواند احساسات متفاوتی را در انسان‌ها بیدار کند. مسئله اصلی البته همچنان در شعر ایشان وزن عروضی ست. یادگیری عروض یکی از پایه‌های اصلی شعر است. به یاد دارم آن زمان که پا به انجمن‌های ادبی گذاشته بودم وقتی شعری نه چندان صحیح خواندم شاعری از من خواست تا چیزی یاد نگرفته‌ام ننویسم. اتفاقا من رعایت کردم و سه‌ماه بعد با اولین غزلم به آن جمع بازگشتم. هرچند خودم اصلا به این شیوه آموزش معتقد نیستم اما از شما می‌خواهم به جد تمام تلاش خود را برای یادگیری عروض بگذارید باشد که در آثار بعدی‌تان دیگر با این مشکل مواجه نباشیم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۱
مهدی عرفانیان » جمعه 21 آذر 1399
با تشکر از راهنمایی های فرهیخته ی بزرگوار بانو جبار پور ِماسوله. قلم ِسبزتان مانا مهدی عرفانیان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.