سخن با لب خاموش




عنوان مجموعه اشعار : ندارم
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : -
سکوت را
با تو تجربه کرده ام
ای همه عریانی
همه شعف!
دستم که بر دلت هست
هنوز هستم
*
من وُ صدا
غریبه ترینم
چشم هات می شنوند
چشم هام حنجره ام


عنوان شعر دوم : -
صدای زنی . . .
باد می پیچد
به دامنی که روی طناب . . .
شاخه های دستانم
می لرزند
کسی سر به زانوی کسی می گذارد
این جا همهمه ی لالایی هاست
کودکان ازدحام
بزرگ می شوند
صداهای دو رگه
صداهای زنانه
همیشه خوابگاه عشق خالی ست
سال های قحطیِ بدون باد
اسم ها جیره بندی می شوند
ما سال ها پیش
در اولّین نفس کشیدن
از یاد رفته ایم
افسوس بیتی شعر حتّا
افسوس پیراهنی تن پوش
ما را تا انتهای این سبزه زار جاودانه
گریستاند.
ما از همهمه ی آذرخشیم و بیابان
آن جا که باد
-باد بیهوده-
بارانی به ارمغان نمی آورد


عنوان شعر سوم : -
من این جا نشسته ام
چشم در خاطرات با تو بودن مان
عشق، خنده های توست
که مرا از آنِ آسمان می کند
برگ های زیر پایم
دیگر پیر نمی شوند
پیر یعنی که عشق نیست
من هنوز جوانم
و تو هنوز می خندی
*
ستاره می شمارم
هنوز کم است
برای گردن آویزت
امشب که نه
فردا شب
ماه را به زنجیر می کشم
با شکوفه های نارنج
حتی اگر هیچ ستاره ای درنیاید که عاشق باشد
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
نشود فاش کسی انچه میان من و توست
تا اشارت نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
صحبت را با دو بيت از امير هوشنگ ابتهاج (سايه) غزل سراي نام دار معاصر آغاز كردم تا بگويم مي توان حرف هاي زده شده را باز هم زد اما براي آن كه باز هم مخاطب و شنونده لذت ببرد بايد بيان تازه اي به كار برد و مضمون را لباس تازه اي پوشاند .
شعر اول آقاي «محمد ولی وردی پسندی» مصداق همين صحبت است . او ترجمه اي نو از مضموني آشنا ارايه كرده است . نكته ي مهم در تصوير سازي و مضمون پردازي گزينش درست كلمات در تكميل شعر است . وقتي مضمون حول و حوش صدا و دهان و چشم و ديدن است دليلي ندارد از اندام ديگري يا صفت ديگري از معشوق هم ذكري كنيم . ديديم كه در بيت «سايه» از نظر و لب و نگاه و زبان براي تصوير سازي استفاده شد چون همين عناصر در قضيه ي مورد نظر شاعر درگيرند . بيهوده نيست كه شاعر از گيسو و گونه و قد و قامت معشوقش ذكري به ميان نياورده است . ولي «ولي وردي» از عرياني و شعف مخاطب خود ياد كرده است كه هيچ ارتباطي به صدا و سكوت و نگاه و حنجره ندارد . به اين مي گويند تزاحم تصاوير . حضور تصاوير و تعابيري كه كمكي به پيشبرد شعر نمي كنند و تنها شعر را شلوغ مي كنند و در فهم مضمون هم ايجاد مانع مي نمايند .
شعر دوم مصداق واقعي همين مشكل يعني تزاحم تصاوير است . پراكندگي مطالب سطرها ذهن مخاطب را به جاي تجميع و فهم مضامين دچار تشتت و پريشاني مي كند . ما در كليت اين شعر مي فهميمي كه شاعر دارد فضايي نامطلوب را ترسيم مي كند اما از جزييات تصوير و ارتباط اين اجزاء چيزي دستگيرمان نمي شود . درست مثل اين كه از خلال برفك هاي تلويزيون مي فهميم خبر چيست اما نمي توانيم جزييات خبر را براي كسي توضيح دهيم . تركيب سازي هاي اين شعر هم بسيار كليشه اي و خنثي و گاه متناقض است . همهمه ي لالايي ها ، كودكان ازدحام ، خوابگاه عشق ، جيره بندي اسم ها ، سال هاي قحظي ، سبزه زار جاودانه و همهمه ي آذرخش هيچ هارموني و هماهنگي مثمرثمري در تشكل كليت شعر ندارند چون بسيار پراكنده و متلاشي اند .
در بكارگيري زبان هم نياز به دقت بيشتري احساس مي شود . مثلا تن پوش بودن پيراهن در خود پيرهن مستتر است و نيازي به صفت تن پوش ندارد . گريستاند تركيب غلطي است . اين مفهوم با افزودن پسوند «اند» به بي مضاره افعال ساخته مي شود و نه بن مضارع . بنابراين كلمه ي درست گرياند است نه گريستاند .
تزاحم تصاوير در شعر آخر به صورت عدم ارتباط دو قسمت شعر خود را نشان مي دهد . هيچ ارتباط ساختاري و تصويري و حتي موضوعي ميان بخش اول و دوم شعر وجود ندارد . تصاوير هم كلي و ذهني اند .
از زبان هم استفاده درستي نشده . خاطره با تو بودنم يا خاطره با هم بودن مان درست به نظر مي رسد و نه خاطره با تو بودن مان !! ماه را به زنجير كشيدن با شكوفه ي نارنج چگونه انجام مي گيرد ؟!!
شعرهاي «محمد ولی وردی پسندی» نياز به ويرايش هاي جدي دارند . چه در صورت و چه در معنا ... و به خصوص در ايجاد ارتباط و هماهنگي بين سطرهاي شعر

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
محمد ولی وردی پسندی » دوشنبه 27 شهریور 1396
جناب آقای شکارسری سلام. لطف تان را جهت نقد متن هایم فراموش نمی کنم. سعی خواهم کرد با مطالعه و پیگیری نکاتی که می فرمایید زحمت تان را ضایع نکنم. اوقات تان سرشار از دانایی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.