بازی با کلمات




عنوان مجموعه اشعار : وطن
شاعر : پرهام صوفی


عنوان شعر اول : قلب من حججی
شکست معنی نداره
بلاخره پیروز میشی
بجنگ تا آخرین خشاب
کاری کن که دشمن از خاک تو خارج بشه
تسلیم نشو از کارت
بجنگ همیشه
پیروزی در راهه
بسیار خوبه پرواز در رویا ها قدم بزن در سنگرت
پناه بگیر دشمن را نابود کن
یک بار برای همیشه
ولی برای تو نابودی معنی نداره
نابود کن حرکتی که دینتو میخاد از بین ببره
باید بایستی در مقابل سختی ها
نباش از کار خود غافل
نیروی تو پایان نداره باید باشی
ما می مانیم کنار هم
دشمن شکست می خورد
یک روز فرا می رسد
روز پیروزی می رسد
دشمن از پا میوفته
دست به دست دشمن نده
برو جلو نزار کسی آسیب ببینه
دشمن را نابود کن
یک بار برای همیشه
شکست برای تو معنی نداره بجنگ
تا همیشه
نابود کن دشمن را
با خوشحالی برگرد به خانه


عنوان شعر دوم : وطنم
سرماست توی طوفان دلم
جونم دست وطنم
وطنم خاک منه
جونش از یاده منه
با جونم یادشو میخرم
وطن به خود خوبی نگیره اصل نیست
برا من نیست

عنوان شعر سوم : کهکشان
ای گردان سپهر
تویی ز هر چیز که گویی خبر دار
ز جنگ و کینه و خوبی
گر کسی پایه ایمان تو را شکند
سزاوار خلقتت نباشد
ای گردان سپهر
تو شاه کهکشان
من ماه تو شکفته در این کهکشان
نقد این شعر از : احسان رضایی
دوست جوان من! چقدر خوب که می‌نویسی و چقدر خوب که نوشته‌هایت را برای ما هم می‌فرستی. خواندن شعرهایی از یک شاعر جوان، حال هر کسی را خوش می‌کند. فقط من چندتا پیشنهاد برایت دارم دوست خوبم. اول اینکه برای شاعر خوبی شدن باید کلمه‌های زیادی بلد باشیم و آن کلمه‌ها را خوب بشناسیم. برای این کار باید تا می‌توانیم داستان و کتاب بخوانیم و معنی کلمه‌ها را از بزرگترها بپرسیم. قدم بعدی این است که ببینیم کدام کلمه با کدامیکی شبیه به هم هستند. منظورم از شبیه، این است که کدامها صدایشان مثل هم است. از همان بازی‌ها و شوخی‌ها که دوستانت انجام می‌دهند. یا حداقل زمان ما انجام می‌دادند. یکی به دوستش می‌گفت «بگو دوچرخه» و وقتی دوستش می‌گفت «دوچرخه»، آن یکی جواب می‌داد: «سبیل بابات می‌چرخه» و می‌خندید. اینجا دوتا کلمه «دوچرخه» و «می‌چرخه» با هم شبیه هستند، آخرشان یکجور صدا می‌دهد. در شعر به اینها می‌گوییم قافیه. یک شعر خوب، باید قافیه‌های زیادی داشته باشد. پس تا می‌توانی با خودت، دوستانت و خانواده‌ات از این بازی «چه کلمه‌ای شبیه چه کلمه‌ای است؟» انجام بده. اگر این کار را زیاد تکرار کنی، خود به خود شعرهایت زیباتر می‌شود.
من برایت یک نمونه شعر از اقایی به اسم عباس یمینی شریف می‌فرستم که معنای شعر، مثل شعر دوم خودت، یعنی در مورد کشور عزیزمان ایران است. اگر به این شعر خوب دقت کنی، می‌بینی چقدر کلمه‌های شبیه هم هم (قافیه) زیادی در آن است:
ما گل‌های خندانیم
فرزندان ایرانیم
میهن پاک خود را
مانند جان می‌دانیم
ما باید دانا باشیم
هشیار و بینا باشیم
از بهر حفظ ایران
باید توانا باشیم
آباد باشی، ای ایران
آزاد باشی، ای ایران
از ما فرزندان خود
دلشاد باش ای ایران

در این شعر کلمه‌های خندان و ایران، دانا و بینا و توانا، آباد و آزاد و دلشاد، همگی صدا و آهنگی شبیه به هم دارند و با هم قافیه هستند. تازه «می‌دانیم» و «خندانیم» و «ایرانیم» هم همین‌طوری هستند. حالا شما شعر خودت را دوباره بخوان و ببین آیا می‌توانی تو هم شعر دومت را این‌طوری پر از کلمات شبیه به هم بکنی و دوباره آن را باری ما بفرستی؟ منتظرم دوست من.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس، منتقد ادبی و مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. مؤسس و اولین سردبیر پایگاه نقد داستان. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.