تمثیل با سه شرط




عنوان مجموعه اشعار : گوهر وجودی
شاعر : حمید احمدی


عنوان شعر اول : گنج نهان
چو خار بیابان گل و پر نزاد
بدو هیچ پروانه‌ای دل نداد

که پروانه آن بوته را عاشق است
که از بطن او خنده‌ی غنچه رست

ز بیچارگی خار بی برگ و بار
نزد ساز یاس و ننالید زار

به درگاه داور شکایت نکرد
که من بی پرم دیگران سرخ و زرد



عنوان شعر دوم : ادامه‌ی شعر اول


به زودی نشد چون ضعیفان خمود
به زانو زد و جست گنج وجود

ز تیغ تن و باد سازی سرود
که زیبایی گل بَرش هیچ بود

یکی ساز آرام و آرام جان
نوازشگر نیک روح و روان

نهانست بر جسم هر کس روان
و بر هر روانست گنجی نهان



عنوان شعر سوم : ادامه شعر


ره ما برون کردن گنج ماست
خوشا آن که عمرش درین راه کاست

به پا خیز و گنج وجودت بیاب
ز امید و سعی و عمل رو متاب

هر آن کو به گنجینه‌اش یافت دست
به تخت شکوه و سعادت نشست
نقد این شعر از : احسان رضایی
مثنوی بالا (که بی دلیل در سه بخش ارسال شده) نمونه‌ای از یک شعر تمثیلی است. بوته خاری که چون گل و پر ندارد (چرا پَر؟ ظاهراً فقط برای پُر کردن وزن استفاده شده و لازم نیست یک گیاه پر پرواز داشته باشد. به هر حال این بوتۀ خار، زیبایی ندارد و) هیچ پروانه‌ای به سراغش نمی‌آید، اما خار شکایتی نمی‌کند و سعی می‌کند توانایی خودش را کشف کند. توانایی که عبارت است از اینکه «ز تیغ تن و باد سازی سرود» که خیلی هم عالی بود (اینجا را شاعر به اجمال برگزار کرده و نفهمیدیم سازی که با تیغ‌های خار و باد ساخته شده چرا این‌همه جذاب است؟). پس ای خواننده شعر، بدان و آگاه باش که هر کدام از ما گوهری در عمق وجود خودمان داریم که باید آن را کشف کنیم.
این قبیل تمثیل‌ها در شعر فارسی سابقه دارد و منظومه‌های متعددی داریم که شامل چنین اشعاری هستند. معروفترین آنها «مثنوی معنوی» جناب مولوی که تشکیل شده از داستان‌های متعددی که بعد از بیان هر داستان، می‌خوانیم که هر کدام از عناصر و شخصیت‌های داستان نماد چه چیزی بودند و از این داستان نمادین چه چیزهایی می‌شود یاد گرفت. علاوه بر شعر فارسی، در ادبیات دنیا و حتی ادبیات روز هم چینن نمونه‌هایی را سراغ داریم. مثلا دو اثر به ظاهر کودکانۀ شل سیلوراستاین آمریکایی: «در جستجوی قطعهٔ گم‌شده» و «آشنایی قطعهٔ گم‌شده با دایره بزرگ» که از آنها می‌شود برداشتهایی در زمینه خودشناسی هم کرد. بنابراین اصل ماجرای تمثیل بسیار هم پسندیده است، اما با رعایت چند شرط.
اول اینکه داستانی که برای استخراج نکات تمثیلی و نمادین انتخاب می‌شود، باید به خودی خود جذاب باشد. یعنی اگر کسی لایۀ معنایی زیرین داستان را هم نخواهد بخواند، همان لایۀ اول داستان باید بسیار جذاب باشد. چنان که مثلاً داستان‌های «مثنوی» با داستان «شیخ صنعان» عطار را می‌شود همین‌طوری و بدون درس‌های عرفانی آن هم خواند و لذت برد. این امر بخصوص در زمانۀ ما اهمیت بیشتری هم دارد. ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که انبوه داستان‌ها، اطلاعات و سرگرمی‌های سمعی و بصری در دسترس است. پس باید تا می‌توانیم داستان جذابتری تعریف کنیم.
نکته دوم نوع و نحوۀ نتیجه‌گیری تمثیل است. ما نتیجه‌گیری‌های مولانا را با دقت می‌خوانیم و پای منبر او می‌نشینیم چون او را عارف بزرگی می‌دانیم. اما در غیر این حالت، مخاطب امروزی زیاد حال و حوصلۀ نصیحت شنیدن ندارد. پس تا می‌توانید این نتیجه‌گیری‌ها را به لایه زیرین متن منتقل کنید و از توصیه مستقیم پرهیز کنید. خواننده خودش باهوش است و متوجه مطلب می‌شود.
و بالاخره موضوع مهم آخر، مسأله زبان است. در شعر بالا هم کلماتی هست که در زبان امروز رایج نیست (بطن، خمود، رو متاب، ...) هم کلیت زبان شعر، متنی قدمایی را یادآوری می‌کند. این در حالی است که قرار است مخاطب این متن، جامعه امروزی باشد و نه گذشتگان. پس لطفاً تا می‌توانید زبان امروزی به کار بگیرید. نه به معنای اینکه از کلمات کوچه و بازاری استفاده کنید، بلکه به معنای اینکه مخاطب خودتان را خوب بشناسید و با این شناخت حتی اگر کلمات بسیار کهم هم به کار می‌برید، آن را برایش قابل فهم کنید. کاری که شاعران بزرگ روزگار ما، مثل اخوان و شاملو انجام می‌دهند. آنها در شعرشان از کلمات قدیمی هم ساتفاده می‌کنند، خودشان هم کلمه می‌سازند، اما بافت متن طوری است که مخاطب امروزی آن را می‌پذیرد. این مهارتی است که با اشتغال مداوم به کلمات حاصل می‌شود.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس، منتقد ادبی و مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. مؤسس و اولین سردبیر پایگاه نقد داستان. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۱
حمید احمدی » پنجشنبه 06 آذر 1399
سلام و عرض ادب. خیلی ممنونم از انتقاد سودمند و راهنماییهای خوب شما.دو نکته هست که بنده باید خدمتتون عرض کنم.اول اینکه منظورم از پر،برگ هستش.ودوم ساز خار هست.وقتی باد به یک بوته خاردار بوزه،اگه دقت کنید یه صدای نی مانندی میده که شبیه به یک موسیقی میمونه.ومنظور من از ساز خار همین بود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.