شناخت با قیاس




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : اسحق فتحی


عنوان شعر اول : -
با دست پر آمد
این بار پدر
به بازو گرفته زخمیش
که وبال گردن بود با خنده ای ...
زبری ریشش
گونه های کودکی ام را می خراشید
و نفس هاش
بوی گوگرد و کلر* می داد



*دوعنصری که تشکیل دهنده عامل شیمیایی خردل هستند

عنوان شعر دوم : -
با پدر رفتم
که آغشته به خردل
سلول هاش در تقلای اکسیژن
سرفه می کرد
و هر نفس
دردی ش بود بر جگر
آقا ... سی پی آر
تا سوت ممتد
آقا ... تمام
...
و برگشتم
بی پدر اما


عنوان شعر سوم : چارنال
در تک و تا...
اسبهایمان چه نجیبانه !
از سنگینی زین های زخم خورده
تاب می‌آورند
سنگ‌های دردناک نشسته بر سم های بی نعل را
در نوازش مواج یال ها به چار نال*
و نفس بریده به گرگ میش
با بوی داغ بر کپل های زیباشان...
چشم انتظاری خانه را
راه می زنند*



*چارنال همان چهار نعل است در گویش بختیاری
*هم به معنی غارت کاروانیان است و هم به معنی ساز زدن و کنایه از سرود گفتن
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
شعر اول و دوم که در یک حال و هواست ساختاری شبیه به هم دارد اگر دقت کنید پیداست که فضای توصیف شده فضایی واقعی است گرچه ممکن است ذهنی باشد اما قطعاً فضایی استعاری که در خیال شاعر خلق شده باشد نیست و چنین فضاهایی چون عریان است و تنها یک پیام آشکار دارد نمی‌تواند به تأویل برود پس نتیجه این است که فضای توصیفی هرچند ذهنی استعاری نیست و فضای احساس است حال ببینیم آیا ممکن است توصیف چنین فضایی به گونه‌ای باشد که استعاری بوده و تأویل بپذیرد پاسخ مثبت است و این اتفاق وقتی می‌افتد که فضای توصیفی شبیه فضای احساس باشد نه این که خود فضای احساس باشد مسلم است که این دو فضای توصیفی را اگر شاعر ندیده است قطعاً شنیده است پس خاطره‌ی خود او یا خاطره‌ای دوستی است که برای شاعر بیان کرده یا خبری است که جایی خوانده است در حالی که متون تأویل پذیر مشابه فضای احساس شاعر هستند نمی‌خواهم بگویم این دو فضای توصیف شده را شاعر خود تجربه کرده ممکن است تجربه‌ی دیگری باشد که شاعر آن را از زبان او به زبان خود بیان داشته است به هر صورت این دو متن در فضای احساس است و شعار است نه شعر.
دوست عزیز ممکن تقاضاهای شعر دفاع مقدس شما را به نوشتن این متون کشانده باشد یا این که برای عقب نماندن از قافله آن‌ها را نوشته‌اید باید بگویم اگر فضای خیالتان را از صحنه های جنگ و پیامدهای آن انتخاب می‌کنید باید بدانید زمانی متن شما شعر می‌شود که فضای توصیفی شبیه فضای احساستان باشد و متفاوت از آن و فقط شبیه آن تا خواننده‌ی شما آن را به تأویل برده و هر طور دوست دارد تفسیر کند و به احساسی که دوست دارد برسد نه به احساس شما!

و اما متن سوم که شعر است و احساس خاصی را فریاد نمی‌کند تنها توصیف فضایی خیالی است و خوانندگان آن پس از تأویل به احساس‌های و پیام‌های متفاوتی می‌رسند.
دوست عزیز شما با مقایسه این شعر با دو متن پیشین بخوبی می‌توانید به ماهیت هنری شعر پی ببرید این متن مشابه فضای احساس شماست نه عین آن در نتیجه روایت شما کاملاً استعاری است و تأویل‌پذیر و شعر است و شعر بسیار زیبا و کاملی است توصیه می‌کنم تفاوت این شعر را با دو متن قبل بخوبی درک کنید و از این پس چنین بسرایید.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۳
اسحق فتحی » 9 ساعت, 19 دقیقه پیش
بسیار عالی ... پاسخم را دریافتم و از جنابعالی بسیار ممنونم گویا باید در نوشته هایم تجدید نظری اساسی کنم ...ارادتمندم استاد مستقیمی
اسحق فتحی » 2 روز پیش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد مستقیمی و تشکر از راهنمایی هایتان اما در خصوص نوشته های اول و دوم آیا جز این است که هر نوشته دارای فرمی ست و معنایی؟ و با پذیرفتن ضرورت تاویل پذیر بودن متن، آیا "ویژگی های فرمی" موجود در متن تاثیری در برکشیدن یک نوشته از سطح یک متن صرفا" شعاری به یک متن هنری نمی تواند داشته باشند؟
محمد مستقیمی (راهی) » 1 روز پیش
منتقد شعر
سلام فرم و زبان روایت و آرایه‌های ادبی همه و همه لوازم روایت هستند و نمی‌توانند ماهیت هنری ایجاد کنند ماهیت هنری ویژگی خاصی است که با ایجاد فضای استعاری که آفریده‌ای هنرمند است و تنها مشابه فضای احساس اوست به وجود می‌آید و این اتفاق قبل از روایت می‌افتد پس لوازم روایت هیچ دخالتی در تولید فضای استعاری ندارند و ماهیت ایجاد نمی‌کنند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.