بی عشق و علاقه نتوان انسان بود!




عنوان مجموعه اشعار : حرف بی شک
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : غزل
ای مرد ز خاک قبر بر خیز
از حال و هوای مرگ بگریز

برخیز که حالمان خراب است
چون آمده فصل گریه پاییز

در دست تو باغ ظلم این شهر
شاید بشود ز خنده لبریز

از بیشه ی غم رهایمان کن
از جنگل سوگ و حزن هم نیز

بر بام بلند این زمستان
خورشید تو هست مهر انگیز

از تنگ و قفس نجاتشان ده
ماهی و پرنده های شالیز

هی میخک نقره ای بیا تا
باران و خزان کنند پرهیز



عنوان شعر دوم : رباعی
بی عشق نباشد تب آواز وجود
بی عشق و علاقه نتوان شعر سرود

ای آدم دل سنگ ببین راز مرا
بی عشق و علاقه نتوان انسان بود

عنوان شعر سوم : سپید
از این شب
شاید گذشتم.....
اما
از تو و جولان
درد همان ساعت
نه!!!!!
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
درود.
در نقد شعر قبلی گفته بودم که با چرا شروع کنید و خوشحالم از این پیشرفت که "چرایی"
شعر گفتن خود را یافته‌اید. در واقع شما یک قدم بلند به سمت مضمون‌اندیشی و مضمون‌پردازی برداشته‌اید که این قدم شروع شاعرانگی‌های بسیاری در سطرهای شما خواهد بود. باید قبول کنیم در سن و سال شما که هنوز در دهه دوم زندگی هستید تجربه‌هایی در همین حدود قابل دفاع و هم اندازه با شناخت و جهان بینی شماست پس می‌خواهم بگویم شما نسبت به سن و سالی که دارید در جایگاه خوبی هستید، از این تشویق و تمجید نسبت به کارتان خشنود بشوید ولی مغرور نه! چرا که در نهایت مخاطب کاری ندارد که 18 سال دارید یا 180 سال، او از شما شعر می‌خواهد و سطرهایی که بتواند با آن همذات پنداری کند پس راه شما برای شاعر شدن هنوز طولانی و پر پیچ و خم است.

آنچه که من در اثر شما می‌بینم مضامینی ست که نیاز دارد به کشف و سپس به تألیف آن کشف برسد تا آنچه در ذهن شماست بدرستی بر کاغذ بنشیند چرا که با نوشتن این سطر:
بی عشق و علاقه نتوان انسان بود
نشان دادید که مکاشفات درونی در ذهن شما در حال رخ دادن است اما اینکه چگونه مکاشفات شما به مجسمات و تصورات ذهنی تبدیل شود که پس از آن بتوانید مضمونی که درخور حیات بخشیدن است را روی کاغذ بیاورید، مشکل کار شماست. اینجاست که نبود "کشف شاعرانه" برای تجسم مکاشفات ذهنی خود را نشان می‌دهد.

"کشف شاعرانه چیست؟ (اسماعیل امینی)
گاهی در نقد شعر با این عبارت مواجه می‌شویم که فلان شعر کشف شاعرانه ندارد، برخی از شاعران کم تجربه و مخاطبان عام شعر گمان می‌کنند که این اصطلاح برای سنگ اندازی در راه شاعران دیگر است.

گاهی برای منتقد توضیح می‌دهند که من در این شعر منظورم این بود که مثلاً ارزش عشق و وفاداری را نشان بدهم و از بی وفایی‌ها انتقاد کنم، آیا همین‌ها ارزش ندارد؟

گاهی برخی تقدس موضوعی شعر را برای پوشاندن ضعف‌های شعر وسیله قرار می‌دهند و مثلاً می گویند؛ این شعر دربارهٔ حماسهٔ کربلاست، آیا به نظر شما حماسهٔ کربلا مهم‌تر است یا کشف شاعرانه؟

این مانند آن است که کسی با خطی نازیبا آیات قرآن کریم را بنویسد و در مقابل انتقادات، بگوید که آیات قرآن مهم‌تر است یا خوشنویسی؟

باری کشف در شعر ممکن است در هر یک از عناصر آن اتفاق بیفتد؛ در زبان شعر یا در مضمون یا در محتوا و یا حتی در قالب و قافیه و صورت کلمات.

برای آشنایی با انواع کشف در شعر نمونه‌هایی را بررسی می‌کنیم:
1- غم دل با تو گویم غار/ بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟/ صدا نالنده پاسخ داد: آری نیست/ در این شعر، انعکاس صدای گوینده در غار و بازگشت چند هجای پایانی در پیوند با معنای مورد نظر شاعر، جرقهٔ کشف را آفریده است.

2- فرق است میان آن که یارش در بر با آن که دو چشم انتظارش بر در

در این بیت شباهت کلمات و تفاوت معنایی آنها (جناس) در دو کلمهٔ ساده و پرکاربرد (در- بر) زیبایی کشف را به خواننده عرضه می‌کند.

3- دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک چک چک چکار با پنجره داشت

در این شعر پیوستگی میان صدای چکه‌های باران با کلمه‌ای پرسشی (چکار)، کشف شاعرانه‌ای بدیع را آفریده است.

4- / کوه‌ها با همند و تنهایند هم چو ما با همان تنهایان/

در این شعر یک تصویر طبیعی، یعنی وضع قرار گرفتن کوه‌ها در طبیعت با تصرف هنری شاعر و نسبت دادن تنهایی به آن‌ها، کشف شاعرانه ایجاد کرده است.

5- هم چو عکس آب تشویش از بنای ما نرفت مرتعش بوده ست گویی پنجهٔ معمار ما

در این بیت، تخیل ظریف شاعر با کمک گرفتن از دو رویداد طبیعی (لرزیدن تصویر در آب – لرزیدن دست انسان بر اثر اضطراب وبیماری) یک حالت روحی و درونی را مجسم کرده است.

6- خاقانی در قصیده‌ای با ردیف" آینه" و با این سرآغاز:

ما فتنه‌ایم بر تو، تو فتنه برآینه ما را نگاه در تو، تو را اندر آینه

در بیتی مدعی می‌شود که اسکندر آینه را برای قرار گرفتن در ردیف این شعر ساخته است:

گر نه ردیف شعر مرا آمدی به کار مانا که خود نساختی اسکندر آینه

و به این ترتیب، ردیف را که تکرار کلمه است و به ویژه در قصیده گاهی ملال آور می‌شود، جانی تازه بخشیده است.

7- به قدر عبور تو از آن سوی شیشه بود اگر لحظه‌ای جهان به چشمم قشنگ شد

در این بیت، یک اتفاق ساده (عبور معشوق از پشت پنجره) انگیزهٔ کشفی ظریف است با بیانی عاطفی و صادقانه که تمامی عشق واندوه و دلدادگی به معشوق و دلزدگی از دنیا در آن نمایان است.

8- تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست

این بیت پایانی از غزلی است با این مطلع:

آواز عاشقانهٔ ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

در این بیت، ردیف دشوار غزل (در گلو شکست) در بیان یک اتفاق عاطفی و ناتمام ماندن سخن به هنگام وداع و بغض، جان تازه‌ای گرفته است و چون در پایان غزل است درگسترش معنای شعر به ویژه سخن آغازین غزل بسیار مؤثر است. کشف شاعرانه چیست؟

گاهی در نقد شعر با این عبارت مواجه می‌شویم که فلان شعر کشف شاعرانه ندارد، برخی از شاعران کم تجربه و مخاطبان عام شعر گمان می‌کنند که این اصطلاح برای سنگ اندازی در راه شاعران دیگر است.

گاهی برای منتقد توضیح می‌دهند که من در این شعر منظورم این بود که مثلاً ارزش عشق و وفاداری را نشان بدهم و از بی وفایی‌ها انتقاد کنم، آیا همین‌ها ارزش ندارد؟

گاهی برخی تقدس موضوعی شعر را برای پوشاندن ضعف‌های شعر وسیله قرار می‌دهند و مثلاً می گویند؛ این شعر دربارهٔ حماسهٔ کربلاست، آیا به نظر شما حماسهٔ کربلا مهم‌تر است یا کشف شاعرانه؟

این مانند آن است که کسی با خطی نازیبا آیات قرآن کریم را بنویسد و در مقابل انتقادات، بگوید که آیات قرآن مهم‌تر است یا خوشنویسی؟

باری کشف در شعر ممکن است در هر یک از عناصر آن اتفاق بیفتد؛ در زبان شعر یا در مضمون یا در محتوا و یا حتی در قالب و قافیه و صورت کلمات.

برای آشنایی با انواع کشف در شعر نمونه‌هایی را بررسی می‌کنیم:

1- غم دل با تو گویم غار/ بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟/ صدا نالنده پاسخ داد: آری نیست/ در این شعر، انعکاس صدای گوینده در غار و بازگشت چند هجای پایانی در پیوند با معنای مورد نظر شاعر، جرقهٔ کشف را آفریده است.

2- فرق است میان آن که یارش در بر با آن که دو چشم انتظارش بر در

در این بیت شباهت کلمات و تفاوت معنایی آنها (جناس) در دو کلمهٔ ساده و پرکاربرد (در- بر) زیبایی کشف را به خواننده عرضه می‌کند.

3- دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک چک چک چکار با پنجره داشت

در این شعر پیوستگی میان صدای چکه‌های باران با کلمه‌ای پرسشی (چکار)، کشف شاعرانه‌ای بدیع را آفریده است.

4- / کوه‌ها با همند و تنهایند هم چو ما با همان تنهایان/

در این شعر یک تصویر طبیعی، یعنی وضع قرار گرفتن کوه‌ها در طبیعت با تصرف هنری شاعر و نسبت دادن تنهایی به آن‌ها، کشف شاعرانه ایجاد کرده است.

5- هم چو عکس آب تشویش از بنای ما نرفت مرتعش بوده ست گویی پنجهٔ معمار ما

در این بیت، تخیل ظریف شاعر با کمک گرفتن از دو رویداد طبیعی (لرزیدن تصویر در آب – لرزیدن دست انسان بر اثر اضطراب وبیماری) یک حالت روحی و درونی را مجسم کرده است.

6- خاقانی در قصیده‌ای با ردیف" آینه" و با این سرآغاز:

ما فتنه‌ایم بر تو، تو فتنه برآینه ما را نگاه در تو، تو را اندر آینه

در بیتی مدعی می‌شود که اسکندر آینه را برای قرار گرفتن در ردیف این شعر ساخته است:

گر نه ردیف شعر مرا آمدی به کار مانا که خود نساختی اسکندر آینه

و به این ترتیب، ردیف را که تکرار کلمه است و به ویژه در قصیده گاهی ملال آور می‌شود، جانی تازه بخشیده است.

7- به قدر عبور تو از آن سوی شیشه بود اگر لحظه‌ای جهان به چشمم قشنگ شد

در این بیت، یک اتفاق ساده (عبور معشوق از پشت پنجره) انگیزهٔ کشفی ظریف است با بیانی عاطفی و صادقانه که تمامی عشق واندوه و دلدادگی به معشوق و دلزدگی از دنیا در آن نمایان است.

8- تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست

این بیت پایانی از غزلی است با این مطلع:

آواز عاشقانهٔ ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

در این بیت، ردیف دشوار غزل (در گلو شکست) در بیان یک اتفاق عاطفی و ناتمام ماندن سخن به هنگام وداع و بغض، جان تازه‌ای گرفته است و چون در پایان غزل است درگسترش معنای شعر به ویژه سخن آغازین غزل بسیار مؤثر است."

علی ایحال بزرگترین ضعف شعر شما این است که هیچ نقطه قوتی ندارد و بزرگترین نقطه قوت آن این است که هیچ نقطه ضعفی ندارد. شعر شما خنثی و بی اتفاق و تکراری است. باید به جهان پیرامون خود نگاه کنید و با جهان بینی خود آنچه در ذهن دارید را به کشف‌های شاعرانه از اتفاقات روزمره برسانید. موفق باشید.

منتقد : احمد امیرخلیلی

شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، رضا صادقی، سیامک ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.