دربارۀ تزاحم تصویر




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : نجمه سادات سیدی


عنوان شعر اول : .
کشیدی شالِ گردن را کمی با ناز بالاتر
از این دشت دو کوه برفی قفقاز بالاتر

گرفتی نیم ماهت را تو از چشمان من اما
خسوف تازه آوردی ، کشیدی باز بالاتر...

گرفته خاطرم را بس محاق ماه لبخندت
مگر هست آخر از شالت ، مکدرساز بالاتر؟

تو هستی باز می بینم شگفتی های هستی را
ندیدم از خداوندت هنر پرداز بالاتر

مسلمان می شود هر کس که می بیند تو را با این
"دوتا خورشیدِ در مهتاب" از این اعجاز بالاتر؟

نمی دانم که چشمانت کجا می خواند آدم را
بهشت کهکشان ها؟ نه! از آن یک فاز بالاتر!

سراشیب دو کوه برفی ات یخ بسته ، شالت را
تو باید می کشیدی از همان آغاز ، بالاتر!

عنوان شعر دوم : .
دلسوخته ای؟ کسی تو را رنجانده؟
برداشته؟ انداخته؟ برگردانده؟
ته دیگ شکسته! از دهان افتاده!
ما مثل همیم، هردومان ته مانده...

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
تلاش شما برای نوآوری ستودنی است. همین که شاعر به دنبال تصویرهای تازه برود، به تشبیهات و فرآورده‌های ذهنی شاعران پیش از خود بسنده نمی‌کند و سعی می‌کند با تصویرهای کلیشه شده، بازی کند و هنرآوری کند و چیزی تازه از دل آن بیرون بکشد، قابل توجه است اما راستش را بخواهید، به نظرم در این تلاش نوآورانه، توفیق زیادی نداشته‌اید. می‌خواهم دربارۀ این عدم توفیق کمی برایتان بنویسم و بیان کنم که چرا به نظرم در این تلاش باید تجدید نظر کنید.
ایراد اصلی شعر شما را منتقدان با عبارت «تزاحم تصویر» بیان کرده‌اند. تزاحم تصویر را به عبارتی می توان «کوشش شاعران برای انباشته کردن و در کنار هم چیدن هرچه بیشتر تصویرها و صور خیال در کمترین ابیات است.» دانست. یعنی اینکه شاعر سعی می‌کند به یک تصویر و یک خیال انگیزی بسنده نکند و با ارائۀ تصویرهای پیاپی، مخاطب را در دنیایی خیالی غرق کند. اما گاه این مسأله باعث می‌شود تصویرها در هم فرو بروند و به جای لذت آفرینی باعث ایجاد ابهام و گنگی بشوند. راستش را بخواهید توضیح شما دربارۀ تصویری که ساخته‌اید با آنچه شعر به مخاطب ارائه می‌دهد خیلی سنخیت ندارد. دلیلش این است که سعی نکرده‌اید در برخی از بیت‌ها، به مخاطب توضیح بدهید یا کدهایی در شعر بگذارید که مخاطب به سمت تصویر هدایت شود. مخاطب به جای اینکه به سمت مفهوم و تصویر مورد نظر شما هدایت شود، با تصویرهایی پیاپی بمباران شده است و بالاخره نمی‌فهمد که معشوق شعر مرد است یا زن. خودتان می‌دانید که تصویر دو کوه برفی و دو خورشید و ... براساس ذهنیت مخاطب باعث می‌شود که معشوق را زن تصور کند اما هیچ نشانه‌ای دربارۀ مرد بودن مخاطب در شعر نیست تا همین ابهام اولیه را هم رفع کند. خوب بود اگر از همان اول مثلاً در تصویر تشبیه ریش به دشت، عجله نمی‌کردید و از همان کلمۀ ریش یا ته ریش استفاده می‌کردید تا بعد از تشبیه استفاده کنید. (کاری به زیبایی تصویر و تشبیه ندارم) گاهی بد نیست خودمان را جای مخاطب بگذاریم و ببینیم آیا مخاطب می‌تواند در این کلاف پیچیده و معمای سخت به معنای مورد نظر ذهنی شاعر راه یابد یا نه.
با این وجود از تلاش برای نوآوری و ساختن تصویرهای تازه ناامید نشوید و با همین شور و انگیزه پیش بروید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.