توجه به واکنش آواییِ واژه‌ها در کنار هم




عنوان مجموعه اشعار : کوچه ی شب
شاعر : سیدصادق خاموشی


عنوان شعر اول : غزل ۱
صندوق و انتخاب چه؟ ای انتخاب من!
با تو چه جای پرسش و پاسخ، جواب!

در کشور دلم بنشین، رای من تویی
ای منتخب! برس تو به حال خراب من

تعظیم جز به خالق رویت مگر رواست؟
ای مردمان چشم تو عالیجناب من

حرف از بهشت و وعده ی گندم چه می زنی؟
ای گونه هات سیبم و چشمت شراب من

بشکن طلسم ساحره ی پیر قصه را
ای تو پری فرشته ی خواب و کتاب من

تکلیف آسمان شب آلود، روشن است
با انعکاس روی تو ای آفتاب من

عنوان شعر دوم : غزل دو
زمانه در پی جادو، به فکر نیرنگ است
عجوزه جای پری رو درون نارنگ است

«دلم برای خودم تنگ می شود گاهی»
در این زمانه که آیینه نیز از سنگ است

از آسمان به زمین، سخت سنگ می بارد
شکسته بالم و عمریست پای من لنگ است

برای دیدن خورشید، تا کجا برویم؟
کنون که فاصله با او هزار فرسنگ است

کجا کجا دل من؟! ای غریب در میهن
به هر کجا بروی آسمان همین رنگ است


عنوان شعر سوم : رباعی
ترس از دل خویش دور باید بکنیم
هر آینه، فکر نور باید بکنیم
با دست پر از مهر و تفاهم، امروز
از کوچه ی شب، عبور باید بکنیم
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
معتقدم شاعری که سرودن در قالب‌های شعر سنتی را انتخاب کرده، در مقایسه با شاعران سپیدسرا، به‌ویژه آن طیف از شاعران سپیدسرا که نه از مسیر شعر سنتی، بلکه از مسیر نثرنویسی و متن‌نویسی به شعر سپید رسیده‌اند، توجه و علاقۀ بسیار بیشتری به موسیقی شعر دارد و نسبت به موازینِ موسیقایی شعر، بسیار حساس‌تر و وفادارتر است. به همین جهت از شاعران سنتی‌سرا، حتی اگر گام‌های نخستین را در مسیر برمی‌دارند، توقع می‌رود گوش موسیقاییِ حساس‌تری نسبت به موسیقیِ واژه‌ها در کنار هم، و به‌بیانی واکنشِ آواییِ واژه‌ها نسبت به‌هم داشته باشند. به‌عنوان نمونه:
در «صندوق و انتخاب چه؟ ای انتخاب من!»، تلفظ «چه» و «ای» در کنار هم دشوار است.
در «با تو چه جای پرسش و پاسخ، جواب من!»، تلفظ «چه جای» دشوار است.
در «در این زمانه که آیینه نیز از سنگ است»، تلفظ «آیینه نیز» دشوار است.
‌در «از آسمان به زمین، سخت سنگ می‌بارد»، تلفظ «سخت» و «سنگ» در پیِ هم، با توجه به اینکه هر دو مختوم به هجای کشیده‌اند، دشوار است.

امّا گذشته از توقع حساسیت شنوایی شاعر سنتی‌سرا نسبت به واکنشِ آواییِ منفیِ برخی واژه‌ها در کنار هم* این انتظار نیز از شاعرانی که صاحب تجربۀ سرایش بیشتری هستند می‌رود که به‌مرور زمان، نحوۀ برخوردشان با نحو کلام، به شکلی دربیاید که دکلماسیونِ طبیعی نحو زبان، حتی پس از پذیرش وزن عروضی حفظ شود، به‌گونه‌ای که وقتی مخاطبی آن شعر را می‌خواند، ساختار نحویِ جملات را آنقدر طبیعی و مطابق هنجار ببیند، که با خود بگوید اگر من می‌خواستم همین حرف‌ها را به زبانی غیر از شعر بگویم، با همین کلمات، با همین جمله‌بندی، و با همین ساختار نحوی آن را بیان می‌کردم. و شعرهای آقای خاموشی به‌خوبی از این ویژگی برخوردار است، به‌جز چند مورد محدود، که با بازخوانی‌های مکررِ بعدی شعر توسط شاعر، قطعاً برطرف خواهد شد، مانند:
«ای منتخب! برس تو به حال خراب من» که در آن، به‌لحاظ نحوی، «تو» کاملاً زائد است، چراکه این ضمیر، در بطن فعل امر «برس» مستتر است.

* بد نیست اینجا که صحبت از حساسیت شنواییِ شاعر نسبت به واکنش حروف واژه‌های کنار هم است، چند نمونۀ خوب از توجه هنرمندانه و بسیار هوشمندانۀ مهدی اخوان‌ثالث به واکنش حروف انتهای واژۀ اول و ابتدای واژۀ دوم را از نظر بگذرانیم، صرفاً به این جهت که توجه شاعر را به ظرفیت آواییِ واژه‌های کنار هم جلب کنیم:
اخوان‌ثالث به زنجیرۀ آواییِ واژه‌ها توجهِ بسیار داشته و در مواردی (در خلق نوعی ردالعجز الی‌الصدر) دست به نوآوری زده و به‌جای تکرار واژۀ پایان بیت یا مصراع یا سطر، در ابتدای بیت یا مصراع یا سطر بعد، به تکرار آواییِ آخرین هجای واژۀ پایانی سطر در ابتدای سطر بعد پرداخته است، و مثلاً صامت «ه» در انتهای سطر را به‌عنوان بخشی از واژۀ «همچنان» در ابتدای سطر بعد، ضمیر «من» در انتهای سطر را به‌عنوان بخشی از فعل «منگر» در ابتدای سطر بعد، و وجهِ آواییِ ضمیر «تو» در انتهای سطر را به‌عنوان بخشی از واژۀ «تُکمه» در ابتدای سطر بعد تکرار کرده است:
ای بهارِ همچنان تا جاودان در راه!/ همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر/ هرگز و هرگز/ بر بیابانِ غریبِ من/ منگر و منگر/ سایۀ نمناک و سبزت هرچه از من دورتر، خوشتر/ بیم دارم کز نسیمِ ساحرِ ابریشمینِ تو/ تُکمۀ سبزی بروید باز بر پیراهن خشک و کبود من
و در نمونه‌هایی دیگر، با تکرار حرف آخر هرسطر در ابتدای اولین کلمۀ سطر بعد، توالی آوایی ساخته است:
دوستان و دشمنان را می‌شناسم من/ زندگی را دوست می‌دارم/ مرگ را دشمن
هرسری آخر به سنگی می‌خورد زین‌ در/ رشتۀ عمر حریفی را که در اینجا گره افتاد
هر شکستی قصه‌ای دارد، صدایی نیز/ زیر این گنبد صداها بیشتر پیچد

و حتی در مواردی یکی از دو حرف مشابهِ پایان و آغاز دو کلمۀ کنار هم را حذف، و به‌نوعی دو واژه را باهم ترکیب کرده است:
فراخِ آسمان‌ها، دور و نزدی ـ کیپ و تنگاتنگ، پُر است از خیمه‌های نور، بر اشکوبه‌های ابر

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۳
سید محمد سیدالحسینی » یکشنبه 09 آذر 1399
در مصرع چه جای پرسش و پاسخ تو ای جواب من به نظر من پاسخ اضافه است .خود جواب من داره پاسخ دادن نشون میده.
سیدصادق خاموشی » یکشنبه 16 آذر 1399
سپاسگزارم
سیدصادق خاموشی » یکشنبه 02 آذر 1399
عرض سلام و احترام از راهنمایی های شما بسیار سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.