تازه شو




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : علی تمسک تبار


عنوان شعر اول : رباعی 1
تا چند سکوت را روا می دارید
اهریمن پست را خدا می دارید
تا کی به حقارت گذرانید زمان
این زشتی و زنگ را صفا می دارید

عنوان شعر دوم : رباعی 2
باید که ز راه عقل بیرون برویم
از بهر دوای پیش مجنون برویم
در لانه امن خود نشستن تا کی
پرواز کنیم و زیر بارون برویم

عنوان شعر سوم : غزل 1
سر در ره راستی نهادیم
از رفتن سر نگر چه شادیم
بستند به بند جسم ما را
در ملک خیال بین چو بادیم
ما نغمه مهر می سراییم
آزادی و عشق را نمادیم
بس شاخه شکست و بس خزان رفت
با این همه سبز ایستادیم
در خلوت خویش فکر جمعیم
هر لحظه پی اتحادیم
ما زخم کم از ستم نخوردیم
جانان عزیز کم ندادیم
لیکن برسد زمان ما نیز
ما تشنه لبان عدل و دادیم
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
این اولین نوبتی است که از آقای تمسک‌تبار شعر می‌خوانیم. شاعر جوانی که سابقهء زیادی در سرایش شعر ندارد. با بررسی این ویژگی‌ها می توانم به ضرس قاطع بگویم که آقای تمسک‌تبار تا کنون خوب پیش رفته است و سرعت پیشرفت مناسبی داشته است. شاعر تا حدود زیادی وزن را می‌شناسد؛ اگر چه گاه پیش می‌آید که وزن از دستش خارج می‌شود اما این‌طور هم نیست که او مطلقاً از اوزان عروضی چیزی نداند. به هر حال برای اینکه همین ایرادهای کوچک وزنی هم از بین برود، پیشنهاد می‌کنم که مطالعهء شعر کلاسیک را با صدای بلند، در صدر اولویت تمرین‌های خود قرار دهد. در این صورت، وزن عروضی و موسیقای واژگان آرام‌آرام در ذهن شاعر می‌نشیند. در کنار آن، مطالعه کتاب‌های آموزش وزن و قافیه هم مفید است. اما از وزن که بگذریم به نکتهء بسیار مهم‌تری می‌رسیم و ان هم خلاقیّت و آفرینش شاعر است. در واقع اولین و مهم‌ترین دلیل خواندن اثر ادبی، همانا پیدا کردن و کشف کردن است. شاعر باید بتواند برای مخاطب خود نکته‌ها و مضمون‌هایی کشف کند و در برابرش بگذارد، که او تا آن روز متوجه آن نشده بود. به این «لذت کشف» می‌گویند. خب در سه شعری که شاعر برای این نوبت فرستاده است، ما چندان رگه‌های قوی تازگی را نمی‌بینیم. لازم است شاعر دریچهء نگاه خود را متنوع‌تر کند و همچنین بر نگرش خود تجدید نظر کند. در شعر اول که یک رباعی است، ما تا آخر شعر با نوعی یکنواختی همراه می‌شویم. شعر در کل فراز و نشیبی ندارد. انگار که مقدمه‌ای است برای گفتن حرفی خاص. اما این اتفاق نمی‌افتد و ما با تعدادی مصراع عادی تنها می‌مانیم و نمی‌توانیم متوجه شویم که باید از کدام نقطه و کشف باید لذت ببریم.
شعر دوم البته به اندازه رباعی اول، اشکال کشف ندارد. ضربهء نهایی شعر، قابل تأمل و توجه است. مخاطب از خواندن و دیدن و حس کردن این تصویر و مضمون، متلذذ می‌شود اما مشکل بزرگ «بارون» است. شعر در کل لحن معیار را برای خود برگزیده است. هیچ دلیل خاصی هم برای تغییر فرمان لحن وجود ندارد اما ناگهان می‌بینیم که در مهم‌ترین کلمهء مصرع، یعنی «قافیه» لحن به محاوره برمی‌گردد و می‌شکند. ما در شعر انتظار «باران» را داشتیم اما بنا به جبر قافیه، «بارون» آمده است که توی ذوق مخاطب می‌زند.
شعر سوم هم همان اشکال شعر اول را دارد. مضمون‌پردازی‌ها و تصویرها تازگی و گیرایی ندارند و در کلیشه‌های همیشگی تکرار می‌شوند. لازم است شاعر روی این ویژگی شعرهای خود کار کند.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.