از فضاهای امروزی باید بیشتر بهره برد




عنوان مجموعه اشعار : نماز بی وضو
شاعر : پوریا علیرضایی


عنوان شعر اول : نماز بی وضو
نگرد در پی من جستجو ندارم من
به جز هوای لبت آرزو ندارم من
.
مرا بچش که شرابم عجیب کهنه شده‌ست
به غیر بوسه ی داغت سبو ندارم من
.
اگرچه بی تو ترک خورد قلب محزونم
هنوز شیشه ام و پشت و رو ندارم من
.
گرفت لشکر موی تو سرزمینم را
شکست کشور دل آبرو ندارم من
.
غزل نوشتم و دیدم که باز باطل شد
(نماز شعر من اما دوباره باطل شد)
برای از تو سرودن وضو ندارم من

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
از آقای پوریا علی‌رضایی، 21 ساله از گیلان، با تجربه و سابقه‌ی حدود سه سال شاعری، یک شعر به دستمان رسیده با نام «نماز بی‌وضو» که یک غزل پنج بیتی است. قدما غزل کمتر از هفت بیت را قبول نداشتند اما در شعر امروز حتی غزل چهار بیتی هم پذیرفتنی است؛ اگرچه معمولا غزل‌ها کمتر از پنج بیت نیستند. اخیرا هم «غزل مینی‌مال» درست کردند که بحثش بماند؛ غزلی که سه بیتی است گویا. به نظر من، غزل کمتر از پنج بیت (و گاه چهار بیت) دیگر غزل نیست و باید نام دیگری برایش انتخاب کرد.
غزل دوست جوان ما در کل غزل خوبی است؛ غزلی است تقریبا نوکلاسیک؛ یعنی به لحاظ فضا و زبان، کمی امروزی‌تر از غزلیات امثال رهی معیری‌هاست و در مجموع در ردیف غزلیاتی از نوع غزلیات ابتهاج قرار می‌گیرد و نه مثلا غزل‌های محمدعلی بهمنی و حسین منزوی و سیمین بهبهانی و...
سخن از ارزش‌گذاری این نوع غزل بر آن نوع از غزل نیست؛ از روی نشانه‌ها درصدد پی‌بردن به جایگاه غزل علیرضایی هستیم. حتی کلماتی از این غزل یادآور غزل دیروز است که در غزل نوکلاسیک، غزل‌سرایان کم‌وبیش مجاز به آوردشان هستند؛ کلماتی مانند سبو، محزون، شراب، لشکر و... نه این‌که شاعر امروز و نوگرا اجازه‌ی استفاده از چنین کلماتی را نداشته باشد، به‌خصوص کلماتی نظیر لشکر و شراب و... اما نوع استفاده از این کلمات در جملات و سطرها و در تعابیر کلی و جزیی، نشان از گرایش این غزل به شعر قدیم دارد، با اندکی گرایش و تمایل به غزل نوکلاسیک و غزل امروز؛ مثل سه بیت ذیل:
«اگرچه بی‌تو ترک‌خورد قلب محزونم
هنوز شیشه‌ام و پشت و رو ندارم من
گرفت لشکر موی تو سرزمینم را
شکست کشور دل، آبرو ندارم من»
غزل نوشتم و دیدم که باز باطل شد
برای از تو سرودن وضو ندارم من.»
اگرچه دو بیت اول، کاملا به شعر و غزل قدیم تمایل دارد؛ آن هم نه از نوع پرتصویر و زبان‌آور غزل حافظ و مولانا که هنوز هم برایمان تازگی‌های خودش را دارد، بلکه بیشتر به غزل‌های کهنه‌‌شده‌ی شاعران نه‌چندان مشهور و قوی:
«نگرد در پی من جستجو ندارم من
به جز هوای لبت آرزو ندارم من
مرا بچش که شرابم عجیب کهنه شده‌ست
به‌غیر بوسه‌ی داغت سبو ندارم من.»
ضمن این‌که در بیت اول، کلمه‌ی «جستجو»، معنای مصراع را مختل کرده است؛ اگرچه مخاطب منظور شاعر را می‌فهمد، اما غلط، غلط است و توجیه ندارد. زیرا به‌جای «جستجو» باید شاعر می‌گفت: «"جستجوکردن" ندارم من» که البته در این صورت مشکل وزنی پیدا می‌شود و...
کلمه‌ی «عجیب» در بیت دوم هم کاملا برای پرکردن وزن آمده است و اضافی است. در عوض سه بیت آخر تعابیر جالب و زیبایی دارد، مانند:
«شیشه‌ام و پشت و رو ندارم» و «شکست کشور دل»
که در این‌جا، «شکست کشور دل»، برعکس کلمه‌ی «جستجو» در بیت اول که غلط بود، نه تنها درست است، بلکه «شکست‌خوردن کشور دل» را نیز تداعی می‌کند. اگرچه کلمه‌ی «محزون» فقط برای پرکردن وزن و کهنه‌کردن فضای غزل آمده است و نقش دیگری ندارد.
زیباترین تعبیر این غزل، تعبیر «باطل‌شدن غزل است، از آن رو که برای سرودنش شاعر وضو نداشته است.» این‌گونه تقدس‌دادن به غزل، آن هم با تعبیری بکر و نیز در پایان غزل تاثیری بسزا دارد. در واقع مطلع و مقطع هر غزلی باید بهترین ابیات یک غزل باشند.
با این‌همه، این غزل به‌لحاظ قدرت زبانی و تسلط شاعر بر کلمات و ابیات، وضعیت خوبی دارد؛ ابیات و مصراع‌هایی نظیر:
«به جز هوای لبت آرزو ندارم من»
«هنوز شیشه‌ام و پشت و رو ندارم من»
«گرفت لشکر موی تو سرزمینم را
شکست کشور دل، آبرو ندارم من
غزل نوشتم و دیدم که باز باطل شد
برای از تو سرودن وضو ندارم من.»
اما پاسخ به دو سوال شاعر جوان ما:
پاسخ اول را که کلیت نقد تشریح کرد.
جواب دوم سوال نیز بله است؛ بله، این‌گونه ارتباط بین اجزای شعر حفظ می‌شود، اگر شاعر بتواند کلیتی را در ارتباط عمودی رعایت کند. در واقع اگر هر بیت غزل را دارای مضمون و معنای دیگر بدانیم که کلیتی بتواند آن‌ها را به‌نوعی به هم پیوند دهد، کار سرودن غزل به درستی انجام شده است. به‌قول حافظ: «کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردیم.»
البته این تعریف غزل دیروز است که دامان غزل نو امروز را هم در کل رها نکرده است(اگرچه ادعاها چیز دیگر است)؛ مگر در غزل‌های روایی که حالت داستانی دارد. شاعران قدیم هم گاه چنین غزل‌هایی دارند و طبعا ارتباط افقی و عمودیشان یکی است. اما چون غزل روایی در بین غزل‌سرایان امروز رواج یافته، ادعای ارتباط افقی و عمودی‌داشتن غزل هم بالا گرفته است. اگرچه نمی‌توان سعی بزرگان عرصه‌ی غزل نو را در ارتباط با انسجام هرچه بیشتر غزل نادیده گرفت.
با امید موفقیت بیشتر برای آقای علیرضایی، تاکید می‌کنم که مصالعه‌ی کتابهای خوب و ارتباط با پایگاه نقد شعر را حفظ کند.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.