پیش نیازهای شعر امروز




عنوان مجموعه اشعار : آیینه ی رجا
شاعر : حسین مهرابی


عنوان شعر اول : آیینه ی رجا


سلام بر تو
ای هشتمین دریا
هر بار که از تو می نوشم
تشنه تر می شوم
خاصیت آب دریا ، همین است
*****

ای شرقی ترین طلوع
روسیاهم و ...
عاشق گنبد طلاییِ تو
آری؛
عجیب زاغ، عاشق فلزات است
*******
ای هفتمین برگ یاس
از آن زمان که مسموم شدی
تمام تاک ها
در اوج غم
از پا افتادند و...
عصا به دست شدند
و من نیز
شعله ورم از تو و می بارم
شاخه هایِ تَر ، چون می سوزند
از چشمشان
اشک می ریزد
*******

ای آیینه ی رِجا
یا رضا "ع"
شعرم به برکت نامت
به فضای بی وزنیِ آسمانها
به اوج ها، رسیده است
در خَلاء ، همه چیز ، بی وزن است

حسین مهرابی

عنوان شعر دوم : سنگ و جرثقیل
تنِ فولادی و سختِ سنگ را
جرثقیل آمد و در هم کوبید.
سنگ نالید ...وَ گفت:
" آهنی. از دل من جوشیدی
تو که زاییده ی اعماق منی
پس چنین گستاخی
از کجا آوردی ؟"
جرثقیل امّا گفت:
" مادر من هستی...
( احترامت واجب)
دِینی بر گردن من مانده کنون
که تو را با همه نیرویم
روی دستم بنشانم ...آرام

ببرم تا بتراشند تورا
قیمتی تر گردی
سنگِ مرمر گردی
یا گرانیت و...
کمی بالاتر...



عنوان شعر سوم : غربال
آسمان ، غربال و....
هر ستاره
مثل یک سوراخی
تهِ این غربال است
که خبر می دهد از آن طرفِ دنیامان
که سراسر ، ( نور) است
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
دوست ارجمند ما جناب «حسین مهرابی» از پس زیستن‌های در جهان شعر، به تجربیاتی دست یافته است که عموماً متولد گنجینه‌ی کهن شعر فارسی می‌باشند. موقعیتی که در خلق ادبی می‌تواند به او کمک کند تا ضمن بهره‌مندی از تدارکات ادبی شعر کلاسیک، مولفه‌های مدرنیته‌ی شعر را نیز بیاموزد و به کار گیرد. شعر، مجال بیان عواطف و ارجاع هیجاناتی است که توامان منتهی به کلیتی مفهومی شوند که آورده‌ای برای مخاطب داشته باشد. در شعر آزاد وجه ممیزه‌ی شیوه‌های اجرای شعر و رویکردهای زبانی تمایزاتی را با شعر کلاسیک ایجاد کرده است که باید برای ورود به این چرخه حتما از آن باخبر باشیم و البته اگر بخواهم در خصوص آگاهی یا عدم آگاهی «حسین مهرابی» در این خصوص اظهار نظر کنم باید بی‌تعارف بگویم که در آغاز راه است و باید بیشتر مطالعه و ممارست داشته باشد. شاعر در این سه متن ارسالی صرفاً موزون‌نویسی به شیوه‌ی کلاسیک را کنار گذاشته است و با همان لحن و لهجه و داشته‌های لغوی و رویکرد زبانی به نوشتن شعر آزاد همت کرده است. قاعدتاً این چرخش به دلیل ناآشنایی و نامکشوف بودن به مرور زمان نیاز دارد و آقای مهرابی ناگزیر است که یکی از رویه‌های اجرایی شعر را برگزیند که بنا به تجربه می‌گویم کمتر شاعری را می‌توان به نمونه ذکر کرد که هم در شعر کلاسیک موفق باشد و هم در شعر آزاد. این یک سوی تولید ادبی و از دیگر سو آن چه که می‌خواهم به دوست ارجمندم توصیه کنم؛ تمرکز در «خلق امر زیبا»ست. بدین معنی که اگر قرار است به ستایشی، شعری رقم بخورد؛ این ستایش باید در بستر ادبیات اتفاق بیفتد و مخاطب، ممدوح را نه از روی اشارات مستقیم و القاب مشهور که در خلال روابط متنی کشف کند. به نمونه‌هایی از این دست توجه می‌دهم:
- ای هشتمین دریا!
- ای شرقی‌ترین طلوع
- ای هفتمین برگ یاس
- ای آیینه‌ی رِجا یارضاع
برای این که بتوانم منظورم را با ذکر مثالی بیشتر روشن کنم از «مرتضی حیدری آل‌کثیر» شعری نقل می‌کنم که در کنار جاذبه‌های ادبی و خلق زیبایی توانسته است وجه ستایشی خود را نیز ادا کند. اما این وجه بر شعر غالب نبوده است و متن با حفظ اصالت ادبی و به صورت غیرمستقیم ممدوحی را نیز وصف و مدح کرده است.
نام تو چیست؟ گفت: به نام خدا «کریم!»/ از ابتدای واقعه تا انتها، کریم/ مهمان شعرهای تو امشب منم، چه خوب!/ لب های خسته! جمله بسازید، با کریم/ بد نیست، سفره با کلمات تو پُر شود/ مهمان تویی! ولی من و این دست، چاکریم!/ لب می‌زنی به نور دعا، این صدای توست: «عرّفنی یا الهی بمعناک یا کریم»/ نجوا کنان به چشم جهان پا گذاشتی/ خورشید و ماه، پیش تو مثل دو یا کریم/ من نیز بر در تو گدایم خدا وکیل!/ امروز با تو هستم و فردا، خدا کریم!/ ما عاشقان نور کلام تو پیشِ تو/ یا کورِ بی ملاحظه هستیم یا کَریم!
در متن های ارسالی به ویژه شعر موزونی که احتمالا بر مبنای شعر نیمایی نگاشته شده است می‌توان مواردی هم چون ضرورت توزیع وزن در سطرها، تازگی محتوا و ارتباط عمودی سطرها و انتشار کلیت معنایی در تمامیت شعر را متذکر شوم اما ترجیح می‌دهم اول چشم در راه این پرسش باشم که «حسین مهرابی» برای تدارک پیش نیازهای شعری خود کوشاست یا خیر؟

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.