ضعف‌های فنی




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : مهدی قائم پناه


عنوان شعر اول : گل محمد جان
های
گل محمد جان
سرُم امشو به دامون خدایه
دلُم یک مشت اندوه بار درده
خدا امشو همه عالم رو ول کرد
نشست پای دلُم از بس که تنگه.


دِلُم می خواد یه شاخه گل بگیرم
زِ دستون خدای مهربونُم
بُرُم تا آخر ای دشت پرخون
بکارُم لاله ی ماتم زِ جونُم


اُقَد لاله تموم دشت پُر شه
که رنگِ خون سردارُم بگیره
براش یک پیرهن قرمز بسازم
که فردا چهل چراغ برپا بگیره


خدا می دونه حالُم بس خرابه
دلُم دریای درده بی حسابه
ازو روزی که جونُم از برُم رفت
چنو مُردُم که جونُم در کبابه.


گلُم
جونُم
نگارُم گل محمد
بگو از کی بپُرسُم حال و روزت
ندارم بال و پر هر شو دریغا
که چو پروانه سوزُم از نبودت.


عنوان شعر دوم : باران

آیا در این شب تاریک غم زده
در موجِ این تلاطم ایامِ بی نشان
آیا کجا بیابمت زِ کدامین کهکشان
حالا تو گو خبر زِ که پرسم زِ دخترم
آیا کجاست دخترم، باران کجاست .

دردا همان پدر که به دستان خود گرفت
دستانِ هستی خود را به دستِ خویش
اکنون فشرده غمی در وجود خویش
آیا کجاست آن همه شوقی که یک پدر
در دست دختر خود می نهد به دست.

پر می کشد حکایتِ این هجر تا افق
اکنون فشرده غمی در وجودِ خویش
باران تمام گشت و او هنوز
گوید به دشت و دَمَن با دلی حزین:
آیا کجاست آن همه شوقی که یک پدر
در دست دختر خود می نهد به دست .


عنوان شعر سوم : غریبستان
چند روزی است در این آبادی
هر کسی را بینی
روزه اش تنهایی است
با تمامِ غم و اندوه درون فرسایَش
به گمانم که سکوتِ ابدی در راه است .

آه از درد نهان
بغض هایی پنهان‌
چه سخن ها مانده
در دلِ مردم این داغستان‌.

لاجرم
می تراود اشک از
چشم های دختری سر گردان‌
که پدر کرده از او مِهر نهان
او به دل می خواهد
شِکَند روزه ی تلخ و عبث انها را
درد این قصه همین است چه کس
درک خواهد کُند اینک سخن دختر را
او که در غربت سختی تنهاست .

با چه شوقی آن شب
دخترک گشت به سوی خانه
تا که یابد پدرِ پیرِ گران بارش را
تا که گوید به پدر ، بودنش وَه زیباست
( راستش را خواهی
که چه زیباست همین بودن ها
یا نشستن لب حوض
یا سَر سفره غذا خوردن ها )
حیف تا یافت پدر را پدرش گفت به او :
دور گردا زِ من ای دخترک بی پروا
دور گردا زِ من ای فتنه ی شوم دوران

درد اینجاست
دخترک مُرد با آن همه رویا آنجا .
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
از آن جا که آثار شما متفاوت و ظاهراً در هر قالبی دستی دارید و در نگاه اول ضعف‌های فنی مزاحمت بیشتری در خوانش ایجاد می‌کنند لازم می‌دانم در این مقطع به این ضعف‌ها بپردازم تا زمانی که برطرف شوند و از آن به بعد وارد مرحله‌ی شناخت ماهیت هنری آثار شویم.
شایان ذکر است که سرودن در قالب‌های کلاسیک آموختن فنون بیشتری نیاز دارد مخصوصاً شناخت وزن و قافیه بهتر آن است که تا شاعر در این فنون به مهارت کافی نرسیده به ممارست در این باب ادامه دهد. برای روشن شدن بیشتر بهتر آن می‌بینم که آثار را تک تک بررسی کنم تا کارآیی بیشتری داشته باشد:
شعر اول :
اثر در قالب دوبیتی با توجه به دوبیتی های باباطاهر و فایز سروده شده که احساس در آن‌ها قابل توجه و شایان تحسین است اما قافیه‌ها می‌لنگد اگر دقت کنید واج (ه) در پایان مصراع‌های اول و دوم و چهارم ردیف است و محاوره است که در نوشتار غیر محاوره در جایگاه رابطه‌ی (است) قرار گرفته و ردیف است با این مشخصات شعر قافیه ندارد چون واژگان ماقبل ردیف: خدا، درد و تنگ هستند که هم‌قافیه نیستند ضمناً وزن مصراع چهارم هم می‌لنگد به عبارت دیگر واج (ت) از (نشست) ساقط است و به لفظ در نمی‌آید مگر این که آن را هم به صورت محاوره‌ای: (نشس) بنویسید.
دو بیتی بعد:
این دو بیتی هم قافیه‌ای ناقص است دقت کنید واج (م) در پایان واژگان: بگیرم، مهربونم و جونم الحاقی است و برای شناخت قافیه باید ابتدا حروف الحاقی حذف شوند که با حذف آن‌ها می‌ماند: بگیر، مهربونم و جونم که دو تا آخری هم‌قافیه‌اند اما اولی با آن دو هم‌قافیه نیست ضمناً در مصراع چهارم هم یک ضعف تألیف دیده می‌شود و از نظر دستوری باید چنین باشد: بکارم لاله‌ی ماتم به جونم.
دو بیتی بعد:
باز هم مشکل قافیه که واژگان : شه، بگیره که تکرار است هم‌قافیه نیستند ضمناً پیراهن هم بهتر است با فعل (بدوزم) بیاید نه ساختن و البته ارتباط پیراهن و چلچراغ هم نامعلوم است و علاوه بر آن واج (غ) از چراغ ساقط است و چلچرا تلفظ می‌شود و همچنین صفت قرمز به پیراهن باید اضافه شود که نشده است: پیراهنِ قرمز که اگر به صورت اضافه بخوانیم وزن خراب می‌شود.
دوبیتی بعد:
قافیه‌ها و وزن ایرادی ندارد اما مصراع چهارم ضعف دارد چون اگر مرده چگونه جون کبابه تازه در کباب بودن معنا ندارد.
دوبیتی بعد:
مصراع اول که اصلاً قافیه ندارد و دو قافیه‌ای مصراع دوم و چهارم هم اشتباه است چون (ت) الحاقی است و باقی می‌ماند: روز و نبود که هم‌قافیه نیستند ضمناً پروانه باید در بود شمع بسوزد نه در نبودش.

شعر دوم :
شعر ظاهراً در قالب نیمایی است و می‌دانیم که در این قالب وزن باید رعایت شود تنها شاعر در این قالب تساوی مصراع‌ها را می‌تواند به هم بزند و وزن بعضی از مصراع‌ها که در بالا به جا گذاشته‌ام خراب است.

شعر سوم :
و وزن این دو مصراع از شعر پایانی هم خراب است و بعضی از مصراع‌ها معنای دقیقی ندارد مثل:
روزه‌اش تنهایی است

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.