تغلیظ بیهوده متن




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : اسحق فتحی


عنوان شعر اول : جوانه
نمناکی لغزان خاک را مکید
و بر تابناکی چشمان خورشید بوسه زد
بی آنکه شنیده باشد
دلشوره های باغ را
در خس خس نفس های باغبان
جوانه ی مسلول
پروای برکشیدن داشت


عنوان شعر دوم : مترسک
با اینکه جرداده اند
کلاغان دهانش را
و ربوده اند
دکمه های چشمانش
چه صبور است مترسک جالیز
که سالهاست
لغزش خنده از لبانش... نمی افتد


عنوان شعر سوم : کودکی
دوستی بها نداشت
اما بهانه داشت
تا گردن های لاغر کودکی هایمان بسوزد
در بی عاری ظهر تابستان
با شوره های عرق و طعم آلسکا
در بی تابی نفس نفس زدن هایمان
تا سر کوچه
و سهم همیشه‌ی تو
از آن خنکای نارنجی
در سایش زبر دست‌های خاکی بر تن سفال
تا سر مهر ...
با شوق لرزش شانه های بادبادک ها
بی قرار زنگ آخر ...
سرفه های پیاپی پاییز را، نفهمیدیم
... تا روزهای زمستان کوتاه آمدند
و شانه‌های تاب خورده را نبود
تابِ برداشتنِ ...
غمی دیگر
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اسحق سلام. می‌دانیم که شعر به واسطه‌ی بر هم زدن نظم معمول زبان، متمایز می‌شود و هر چه قدر این خروج از نظم به زیبایی اتفاق بیفتد و به کیفیت هنری منتهی شود، در تعالی حال و احوال متن موثرتر خواهد بود. اسحق فتحی با تمسک به همین منطق ادبی در تلاش است تا وضعیت شاعرانه و اتمسفری موثر برای مخاطب بیافریند و در این راه از تصویرسازی و تصویرگریزی‌ها و رفتارهای عاطفی که به تهییج روانی مخاطب بینجامد نیز سود می‌جوید. آن چه که در این سال‌ها کمتر به آن چه توصیه می‌شود همین ارزش هنری متن است. غفلت از زیبایی می‌تواند به سقوط متن منجر شود و مخاطب اگر صرفاً بناست به دریافت‌هایی متفکرانه و برداشتی آزاد از رویدادی دست بیابد خود را در دشواری‌های شعر رها نمی‌کند و به سراغ دیگر متونی می‌رود که شاید بیش از شعر درک و دریافت فرد را افزایش دهند اما قطعاً فاقد آن چه که از آن التذاذ هنری یاد می‌شود، می‌باشد. اسحق در این رویکرد با این که به اثرگذاری زبان‌ورزی و ساخت هنری واقف است اما در بسیار وقت‌ها با کم‌توجهی و عدم وسواس، از خلق امر زیبا فاصله می‌گیرد و تلاش خود را عقیم می‌گذارد. این وضعیت عموماً با دخالت عبارات شبه‌شاعرانه و توضیحات غیرلازم و شکست‌های نُرم طبیعی زبان اتفاق می‌افتد که در زیر به نمونه‌هایی از آن ها اشاره می‌کنم:
نمناکی لغزان خاک را مکید/ و بر تابناکی چشمان خورشید بوسه زد (شعر اول)
چه صبور است مترسک جالیز/ که سال‌هاست/ لغزش خنده از لبانش... نمی افتد (شعر دوم)
خب قاعدتاً وقتی می‌گوییم توضیحات غیرلازم بدین معنی است که مخاطب در چرخه‌ی شناخت و ادراک خود می‌تواند برخی داشته‌ها را پیش‌بینی کند و چشم در راه گزارش‌های توضیحی شاعر نماند و شاعر نیز با اعتقاد به شعور ذاتی مخاطب به نحوی، قلمفرسایی کند که بخشی از تعهدات خود را به مخاطب واگذار نماید. حالا در یکی دو سطر اشاره شده این وضعیت را بررسی خواهیم کرد تا متوجه‌ی رویکرد اسحق فتحی بشویم:
«بر تابناکی چشمان خورشید بوسه زد» که تاکید بر تابناکی خورشید جز خروج از ایمان به دانش مخاطب و تغلیظ بیهوده‌ی متن به صنایع ادبی نیست. فرض کنیم شاعر می‌گفت: «بر چشم خورشید بوسه زد» و یا خلاصه‌تر این که «بر خورشید بوسه زد» چه اتفاقی می‌افتاد که نمی‌توانست موید ذهنیت شاعر باشد؟ در نمونه‌ی دوم با ذکر موقعیت «جالیز» که ناگفته در خودِ واژه‌ی «مترسک» نهفته است همین اتفاق تکرار شده است و در انتهای سطر واژه‌ی «لغزش» هیچ کمکی به انتقال تصویر نمی‌کند. این وضعیت وقتی توقع مرا دوچندان می‌کند که اسحق فتحی در اتفاقاتی بسیار بدیع توانش خود را اثبات کرده است و مخاطب را بسیاروقت‌ها غافلگیر کرده است. به نظرم آن چه که می‌تواند این توانمندی را تقویت کند علاوه بر تمرین نوشتن و تحریر رویدادهای ذهنی و اکتشافات شهودی، دوباره‌خوانی آثاری است که می‌تواند اسحق را در نوجویی‌ها و تقرّب بیشتر به شعر امروز و فضای غالب ادبیات نزدیک‌ترکند. آن چه که من به واسطه‌ی شناخت شخصی‌ام از شعر امروز اسحق متوجهم چندان تمایزی با شعر دهه‌ی هفتاد او ندارد و قطعاً این وضعیت زاده‌ی فاصله‌گرفتن‌های گاه و بی‌گاه از تولید و نیز عدم تداوم ارتباطی با بدنه‌ی شعر می‌تواند لحاظ شود. چشم در راه آثار تازه‌تر دوست ارجمندم جناب اسحق فتحی که متلالو از مطالعات و اصطکاکات ادبی باشد هستم.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
اسحق فتحی » 5 روز پیش
درود بر جناب بهداروند نقد هوشمندانه و راهگشای تان تلنگر بجائی ست برای تداوم ارتباط با بدنه ی شعر امروز کشور،چرا که پیر مردهایی مثل من سالهای از دست رفته را هنوز زندگی می کنیم و پر بیراه نگفته اید که نوشته هایم توفیر چندانی با آنچه در سالهای دور بودند ندارد(حداقل در این سه مورد) چرا که نوشته های همان حوالی هستند و جرح و تعدیل های تازه هم نتوانسته فضایشان را تغییر دهد.برقرار باشبد و بامید دیدار

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.