پیش از هر چیز




عنوان مجموعه اشعار : سپید ۴
شاعر : سعید فلاحی


عنوان شعر اول : لیلا
تو ،،،
آب و هوا و ابرِ باران در من
وَ روشنی‌ی خانه و کاشانه!
ای خوب به من کمی بیندیش که سخت
دوستت می دارم!
تو،،،
قوس و قُزح در آسمانهای منی
یک لحظه نفس بکش مرا!
بر چهره‌ی من
طراوتی سبز بزن
از آبی و سرخ نیز
قابی از عکسم را
به اتاقِ ذهنت بسپار
و مرا آوازی در دِه از
تکرارِ بلوغی با هفده سالگی‌ات...
و برایم در تنهائی‌هایت
شعری بنویس!

به صدایت
تکرارم کن در بودن‌های خوابِ اتاق
تا مرا دریابی
-- لیلا!

عنوان شعر دوم : محدوده‌ای به وسعت دنیا
جغرافیای من
--چشمان توست؛
سرچشمه‌ی کرانه‌یی گمنامِ رودها
کرانه‌ی تمامی‌ی دریاها!
وَ من،،،
کویری خشک
دلبسته‌ی نسیمِ نگاهت؛
چشمان روشنی که
نه لندن،
نه کازابلانکا با خودش دارد
این طُرفه در نجابتِ توست
که سرزمینم را می‌تابد

چشمِ تو اوجی‌ست
مانندِ اورست...
زیباتر از تمامِ کشمیر!
و تلخ مثلِ افغانستان
چیزی نظیر شعرِ کردستان!
--آه!

در بابِ فتح تو
چه مردانی
جان سپردند!
ردِّ تو،
یورتمه‌ی اسب‌ها
جغرافیای چشمِ تو،،،
پلنگ‌کُش است، آی!


شب‌های شب
در امتداد چشمانت
عبور می‌کنم تا
مدیترانه.
و گم می‌شوم در
-- مالدیو
می‌میرم در
- لایزپیگ!
کاش راهی داشتم؛
از این حریمِ مقدس
تا میقات!

و کاش می‌شد،
می شد،
می شد،
نفس کشید و،
--نمُرد!


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
پیش از هر چیز، بیان این نکته مهم است که به‌کارگیری نکته‌هایی که پیش‌ازاین توسط منتقدان پایگاه نقد شعر عنوان شده‌اند به پیشرفت کیفیت بیانی سروده‌هایتان کمک خواهد کرد.
تشریح و توضیح در تقابل با کلامی خالی از حواشی و عناصر غیر لازم است. منطق نثری و اطناب از مهم‌ترین عارضه‌هایی است که این متن‌ها به آن دچارند. مؤلف حداکثر تلاش خود را کرده تا به مخاطب بفهماند چه احساسی دارد و ازاین‌رو هر چه پیش می‌رویم سعی می‌کند تا احساس شخصی‌اش را بیشتر توضیح دهد و بیشتر و بیشتر از صناعت شعری فاصله می‌گیرد.
نکته‌ی دیگر این‌که در این سروده‌ها از کلیشه‌های مرسوم در دلنوشته‌ها استفاده شده است، در نوع ترکیب‌های استخدام‌شده، بوی تازگی به مشام نمی‌رسد، ذهنی‌گرایی غالب است و در تشبیه‌ها به وجه دقت کافی نشده است. برای این‌که مصداقی‌تر سخن گفته باشیم به چند مورد از ترکیب‌ها اشاره خواهد شد. ترکیب‌هایی مثل «اتاقِ ذهن» و «طراوت سبز» به ذهنی‌گرایی دچارند و در مواجهه با ترکیب «کویری خشک» باید این نکته را متذکر شد که خشکی با ذات کویر آمیخته است و کویری که خشک نباشد کویر نیست! بنابراین استخدام صفت «خشک» برای «کویر» در تقابل با ایجاز و توضیحی اضافی است. در رابطه با استخدام ترکیبی مثل «نسیمِ نگاه» بایستی عنوان کرد که تکرار آنچه پیش‌ازاین بارها گفته و نوشته شده، نسبتی با نوگرایی و خلق جهان شخصی هنرمند در اثر هنری‌اش ندارد. در ارتباط با سطرهای «چشمِ تو اوجی‌ست/ مانندِ اورست/ زیباتر از تمامِ کشمیر!/ و تلخ مثلِ افغانستان/ چیزی نظیر شعرِ کردستان!/--آه!...» هر چه بیشتر به وجه شبه تشبیه «چشم به اورست» می‌اندیشیم کم‌تر درمی‌یابیم. در ادامه اگر اضافه‌ها و صفت‌ها و... را حذف کنیم به سطری مثل «چشمان تو افغانستان است» می‌رسیم که چنان چه این تشبیه و به‌طورکلی این مضمون، در ارتباطی کارا و مؤثر با دیگر اجزای متن پرورانده می‌شد به‌صورت بالقوه این امکان وجود داشت که با نگاهی متفاوت به هستی نگریسته شود و شاهد خلق هنری در عالم واژه‌ها باشیم.

منتقد : مسعود میرقادری

- دبیر علمی یک دوره از همایش فصلی به ساعت اصفهان - عضو هیئت مؤسس کانون ادبی مهر - مشاور کانون ادبی قند پارسی دانشگاه اصفهان - داوری در جشنواره‌ی شعر قند پارسی دانشگاه اصفهان -داوری بخش شعر کلاسیک در جشنواره‌ی ادبی ماورا -همکاری با نشریه‌‌ی «صبح اندیشه»



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.