رو به رشد



عنوان مجموعه اشعار : به دیدارم بیا
عنوان شعر اول : گل شادی
من که فراموش نکردم تو ر ا
عاشق تو بودم وهستم بیا
قهر نکن بانوی خوش روی من
پیش بیا محرم آغوش ما
جز تو کسی نیست که مستم کند
دلبر جامانده ز افسانه ها
گریه کنی یا که بخندی بلا
هر دو قشنگنند و لی نازنین
گرچه هدف ناز خریدن بود
گریه کجا و گل شادی کجا

عنوان شعر دوم : اشک حسرت
بباری بر مزارم اشک حسرت
واین گونه کشی نازم به منت
ولی ان روز دیگر فرصتی نیست
وتومی مانی و پتک ندامت
بیا با من بمان ای بانوی من
من دیوانه محتاج محبت
دلی دارم که می ارزد به دنیا
بابر با هزاران مال و ثروت

عنوان شعر سوم : به دیدارم بیا
فدای چشم مست تو بگو از من چه می خواهی
که خواب هر شبم باشی تو با آن شوکت شاهی
عجب مهمان زیبایی که ناخوانده به خواب آید
عجب شاهی که می آید به دیدار پر کاهی
به دیدارم بیا شهبانوی رویای تنهایی
به دیدارم بیا رویای صد ساله هر از گاهی
تمام آرزوی من تویی ای از همه بهتر
که مردن را روا باشد برای این چنین ماهی
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم!
با اینکه اولین بار است شعرهای شما را می‌بینم اما سادگی و بی‌پیرایه بودن از آنها نمایان است و اطمینان دارم شخصیت شاعر نیز به همین انداره زلال و دوست داشتنی است. از همین سه شعر نیز می‌توانم روند رو به رشد شاعر را ببینم و مطمئنم اگر تلاش کنید به سطوح بالاتری از هنر شعر خواهید رسید.
برجستگی‌هایی که در این سه اثر توجه من را به خود جلب کرده یکی اینکه صد درصد این ابیات - با همه خوب و بدش- متعلق به خود شماست. شاعر اینها را خلق کرده -بی هیچ مددی از جای دیگر- و پای نوشته‌هایش ایستاده است. این در نوع خود خیلی خوب است.
نکته دوم اینکه: برای سابقه یکساله در شعر، شیب صعودی قابل قبولی داشته‌اید. این حاکی از آن است که می‌خواهید زود به نتیجه برسید و دنبال یاد گرفتن و رشد هستید. امیدوارم این روحیه همچنان در شما بیدار باشد و هیچگاه از آن دست نکشید که همه ما محتاج دانستنیم.
اما چند نکته تخصصی در مورد این سه شعر هم چاشنی این نوشته می‌کنم؛ شاید روزی به دردتان بخورد و مرا یاد کنید:
از محاسن این سه شعر این است که موجزند و کوتاه. معلوم است که به دنبال قافیه‌سرایی و اطناب شعر نبوده‌اید؛ اما یادتان باشد یک وقت ایجاز بیش از حد، مانع از ابلاغ پیام و رسانایی کلام نشود. شعر اگر کوتاه باشد یا بلند خیلی مهم نیست؛ اما باید به بلوغ برسد و کامل باشد. یعنی ابتر و ناتمام نماند. باید جابیفتد در ذهن مخاطب و حرف نگفته‌ای نداشته باشد ومخاطب را اصطلاحا یک لنگ پا نگه ندارد. مثلا شعر اول (گل شادی ) به نظر ناتمام رها شده است. باید حداقل یک بیت تمام کننده میداشت.
از این منظر، من دو شعر دیگر را هم ناکامل می‌دانم. احساس می‌کنم حرف نهایی را هنوز نزده‌اید.
از خوبی‌های دیگر این سه شعر این است که موسیقی‌های متفاوت و متناسبی دارند و نشان می‌دهد شما در همین ابتدا از موسیقی کارکرد خوبی می‌کشید و روی وزن خاصی تمرکز ندارید.
شاخصه دیگر این سه شعر کوتاه از نظر من، عاطفه قوی آنهاست. شما خوب از عنصر عاطفه استفاده می‌کنید و هر سه شعرتان به شدت عاطفی‌اند.

نکته دوم.
در شعر گل شادی به نظر می‌رسد غفلت کرده‌اید و یک مصراع جا افتاده است. شاید هم جابجا نوشته‌اید چون تعداد مصراع‌ها زوج است اما روند غزل از بیت چهارم به هم ریخته است.
نکته سوم :
تناسب و مراعات‌النظیر کلمات محوری در هر بیت را همواره در نظر داشته باشید. مثلا در بیت سوم شعر اول، کلمه محوری "مستی" است؛ اما در کل بیت هیچ واژه‌ای آن را پوشش نمی‌دهد. مثل شراب، ساقی، میخانه، می، جام ، ساغر و ...
همین طور کلمه" افسانه" در مصراع دوم آن؛ و این سوال مطرح می‌شود که چطور از مستی به افسانه می‌رسیم بدون برقراری هیچ پیوندی؟
در شعر دوم، کلمه" پتک" به همین شیوه رها شده و پشتیبانی نمی‌شود و "کاه" و "ماه" در شعر سوم نیز از همین جنس‎‌اند.
اما ذکر چند تاکید و توصیه هم خالی از لطف نیست:
نخست اینکه تلاش کنید شعرهایتان به‌روزتر باشند. به زبان و نقش آن در شعر امروز و مخاطب‌پسند بودن بیشتر توجه کنید. به هر تقدیر با مضامین و موضوعاتی که شما کار کرده‌اید شعرهای فراوان و قوی‌تری در ادبیات ما وجود دارد. مخاطب امروز اگر هم بخواهد آثاری با همین زبان و شیوه بیان را بخواند و دنبال کند قطعا به سراغ شعرهای بهتر و مشهورتر و چهره‌های نام‌آور می رود. چرا باید شعرهای دست چندم من و شما را بخواند. به همین دلیل است که من و شما ناگزیریم برای ارائه‌ای متفاوت و بیانی دیگرگون. حتی خود شما هم دیگر از مغازه‌های سنتی توی بازارچه‌های قدیمی خرید نمی‌کنید. اینقدر که فروشگاه‌های شیک و چشم‌نواز و بزرگ با تنوع محصول در شهرها رواج پیدا کرده همه ما دوست داریم برای تنوع هم که شده راه طولانی تری را طی کرده و مایحتاج‌مان را از آنها فراهم کنیم حتی اگر ساعتها پشت صندوق ها معطل شویم. این تنوع‌طلبی در مخاطب شعر امروز هم به شدت وجود دارد.
و نکته اخر اینکه هر سه شعر شما صرفا مقفی بود و هیچ کدام ردیف نداشت. ردیف در شعر فارسی کامل کننده موسیقی کناری است و اتفاقا انحصار و تمایزی که من به دنبال ان هستم بیشتر با کاربرد "ردیف" ساخته و پرداخته خواهد شد و در بهره‌مندی از قافیه‌های بکر و کم کاربرد به دست می‌آید. پس روی موسیقی کناری یعنی قافیه و ردیف بیشتر تمرکز کنید و از همه ظرفیت آن بهره‌مند شوید و تلاش کنید که طعم بکر بودن شعرتان را به مخاطب بچشانید.
دیگر ملالی نیست جز حسرت دو سه پیمانه شعر ناب. باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۱
اصغر کشاورز » 5 روز پیش
سلام استاد .حدود یک هفته بود که برای دیدن نقد شعرهایم انتظار کشیدم و خیلی خوشحالم که ارزشش را داشت.این قدر زیبا نقد کرده اید که دوست دارم همیشه شما شعرهایم را نقد کنید.در چند ماه گذشته هم چندین شعر ارسال کرده بودم ولی هیچ وقت این طور خوشحال نشده بودم.من به شما غبطه می خورم که چه قدر با حوصله می نشینید و شعر های که دیگران سروده اند را نقد می کنید.از اینکه وقت گرانبهایتان را صرف شعر هایم کردید ممنونم استاد.فقط یک سوال داشتم چه وقت سطح شعرهایم در حد یک هفته نامه محلی خواهد بود؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.