در اهمیت وجود کلمه



عنوان مجموعه اشعار : ...
عنوان شعر اول : فواره
قسم به هرچه در دین گفت یزدان
به رایج بودن تکریم انسان
به سین شین دال و ذال و میم،سوگند:
به واژهای در این سینه زندان

که مجرم میشود هر که بخواهد
گلِ خوش بوی عشقش را ببوید
که اینجا اسکله یعنی که دریا
لبانِ خشکِ ساحل را نبوسد!

که رودی کوچک و آزاد بودیم
و می جستیم دریایی رها را
ولی در راه ما سدی بنا شد
که زندانی کند این قطره ها را

که ما از بس که قومی ساده بودیم
کلام هر شَقی را سود دیدیم
عطش ها داشتیم و حرف آنها
سرابی بود،اما رود دیدیم

که ما بیچاره ماهی های این رود
همیشه در فرار از کوسه هستیم
و یا از ترس قلابی که دارست
دهان را بسته،فکر بوسه هستیم

ولی این نسل سرکش راه خود را
یقینا می گشاید باز حالا
که فوّاره همیشه برخلافِ
گرانش سیر کرده رو به بالا

#سینا_عباسی

عنوان شعر دوم : میسوزد
از اوّل شب تا به سحر میسوزد
هر کوچه و دروازه اگر میسوزد

باروتِ پر از حرارتِ مردم هست
"آتش که گرفت خشک و تر میسوزد"

#سینا_عباسی

عنوان شعر سوم : ..
...
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
شعر جناب عباسی را با تاخیر خواندم. ابتدا بر خود لازم می‌دانم از ایشان بابت تاخیر پیش امده در نقد اثرشان معذرت بخواهم. پس از این مسئله با توجه به اینکه با تاخیر پیش آمده پیامی از ایشان در فضای مجازی دریافت کرده‌ام به نظرم آمد بد نباشد پیش از ورود به نقد شعر در مورد پیام ایشان که در رابطه با انتشار اثر و حواشی مربوط به آن بود چند خطی بنویسم.
بارها پیش آمده که از شاعران می‌پرسند چگونه شعر می‌نویسید. چگونگی سرایش شعر و حسی که به شاعر در لحظه به قول خودمان الهام دست می‌دهد یکی از مسائلی‌ست که اغلب شاعران نیز از توصیف آن عاجزند. گویی نوعی بی‌قراری سراغت بیاید و کلمات به ذهنت هجوم آورده باشند. البته حس هر شاعر ممکن است با دیگر شاعران تفاوت داشته باشد اما یک چیز در این میان مشترک است. معمولا شاعران (البته آن‌هایی که به صورت جوششی شعر می‌نویسند) بعد از نوشتن شعر مایل‌اند سریع شعر سروده شده را برای کسی بخوانند یا به کسی نشان دهند. یا حتی وقتی شاعر اثری را می‌سراید گویی دچار نوعی بی‌قراری برای انتشار اثر به هر صورت می‌شود که البته این دومی خود مخاطراتی دارد که در ادامه عرض می‌کنم.
معمولا شاعران جوان در انتشار اثرشان عجولند. من یا دیگر شاعران نیز این دوره را تجربه کرده‌ایم. این حرکت چند آفت دارد. اول از همه زمانی که شما شعری را سریعا در دسترس مخاطب قرار می‌دهید امکان هر حرکتی برای ویرایش بعدی را از خود می‌گیرید. اگر به هر شعر به عنوان اثری که قرار است از شما باقی بماند نگاه کنید متوجه می‌شوید که ممکن است در آینده دوست داشته باشید بخش‌هایی از اثر خود را ویرایش کنید.
اما اگر صورت اولیه شعر شما در ذهن مخاطب باقی مانده باشد دیگر فرصتی برای تغییر شعر به نسخه بعدی نخواهید داشت. شعری از من در هر دو کتابم تکرار شده است اما یک بیت این شعر در این دو کتاب متفاوت از دیگری‌ست. بعد از اینکه غزلم را در کتاب اولم منتشر کردم بازخوردهایی از مخاطب داشتم که چرا زمان چاپ بیتی از این شعر تغییر کرده. خلاصه در نهایت مجبورشدم شکل اولیه شعر را که در وبلاگم منتشر کرده بودم در کتاب بعدی منتشر کنم. آفت بعدی در همین خاطره‌ای که گفتم پنهان شده. باری مخاطب با تحسین یا تقبیح یک شعر ممکن است سلیقه ما را جهت بدهد. حال آنکه شاعر یا هنرمند بهتر است جلوتر از مخاطب حرکت کند و این هنرمند است که وظیفه تغییر سلیقه عمومی را به دوش می‌کشد. آفت بعدی انتشار زود هنگام اثر عدم رعایت حقوق معنوی‌ست که متاسفانه اغلب رعایت نمی‌شود. ممکن است شعر شما خیلی راحت توسط دیگران کپی برداری شود. و مسئله آخر اینکه علت اصلی شباهت بیشمار شعر شاعران امروز به همین مطالعه آثار هم در فضای مجازی ست. فلذا اولین توصیه من به شما صبوری‌ست! مسئله دیگر این که بدانید هرچقدر منتقد شما عالم باشد باز هم بهترین منتقد اثرتان شما هستید. پس ممکن است روند نوشتن یک شعر سال‌ها طول بکشد. یا حتی ایده شعرهای نه چندان قوی ابتدایی سال‌ها بعد به کارتان بیاید. پس در انتشار اثر در صفحه مجازی عجول نباشید.
به شعر می‌رسم. اولین چیزی که در مورد شعر شما به ذهنم رسید کلمات مورد انتخاب شماست. وقتی در حال سرایش شعر هستیم یکی از سوالاتی که بهتر است از خود بپرسیم این است که علت وجودی هر کلمه چیست؟ آیا کلمه استفاده شده آنقدر خوب انتخاب شده که نتوانیم هیچ جایگزین بهتری برای آن پیدا کنیم؟
برای مثال در مصرع اول آیا انتخاب کلمه یزدان به جای خدا یا پروردگار علت خاصی دارد؟ یا فقط بخاطر وزن این کلمه انتخاب شده است؟ بد نیست بدانیم هر یک از این کلمات بار معنایی خاصی دارند. یا به طور مثال انتخاب رایج بودن برای تکریم انسان شاید عبارت صحیحی نباشد. در مصرع سوم نیز سین و شین و دال و... در کنار هم مفهوم خاصی را نمی‌رسانند. اگر حروف مقطعه انتخابی در کنار هم مفهومی خاص را می‌رساندند شاید عمق مصرع بیشتر می‌شد. جزییاتی که معمولا در هنگام سرایش شعر به راحتی از کنارشان می‌گذریم بعدها بهانه خوبی به دست منتقد می‌دهند. به قول مرحوم حسینی «شاعری می‌لنگید/ناقدی نان می‌خورد»
اما در ادامه اگر بخواهیم به مفهوم بپردازیم باید بگویم که وجود بندی چون بند سوم دلیل مبرهنی‌ست که جناب عباسی را شاعری با آینده‌ای روشن بدانم. توجه به المان‌ها، مراعات نظیر، استفاده از سمبل‌ها همه در این بند اجرا شده است. در مورد بند دوم اثر نکته‌ای وجود دارد که حتما باید ذکر شود. هم‌قافیه کردن ببوید با ببوسد به دلیل قافیه نبودن ریشه فعل به موسیقی کناری ضربه می‌زند. ببوی و ببوس با هم هم‌قافیه نیستند و َد صرفا نمی‌تواند موجب هم‌قافیه شدن این دو فعل شود.
در نهایت بر خلاف ابتدای کار که بد نیست ویرایش شود، پایان‌بندی شعر جناب عباسی خوب پیاده شده. توجه به مفهوم و آرمان‌های اجتماعی از جمله مواردی‌ست که در شعر ایشان مشاهده می‌شود.
برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.