هنر قانون گریزی به نام شعر




عنوان مجموعه اشعار : دفتر تنهایی
شاعر : هاشم سیدی


عنوان شعر اول : حسرت بی انتها
من تماشایی ترین ویرانه ام بانوی من
در جنون عاقل ترین دیوانه ام بانوی من

بوسه هایت کار دستم داد ؛آخر این شدم
حسرتی بی انتها از شانه ام بانوی من

مثل پاییزی بدون وقفه بارانی شدم
اضطراب غرق در این خانه ام بانوی من

چشم هایت آخرش کار عرق را کرد نه؟!
مثل خیامم که در پیمانه ام بانوی من

خوب یادم هست آن آرامش از چشمان تو
بعد تو باروت در این خانه ام بانوی من

آشنایی گنگ بودم قبل تو اما ببین
با تمام شهر من بیگانه ام بانوی من

شاعرم کرد آخرش چشمان تو بانوی من
آخرین راه از همین میخانه ام بانوی من

عنوان شعر دوم : نبض طغیان
اولش از آخرش گفتم به کفران می رسم
من ز موج چشم تو در نبض طغیان می رسم

گفته بودم در دو چشمت غرق شد دیوانگی؟؟!
من ز چشمت اندک اندک تا به عصیان میرسم

گفته بودم نازنین باور کنی یا بگذری
من از این لبخند تو روزی به بحران میرسم

ترک دین دین ماحصل چشمان و لبانت نازنین
از کدامین قبله ات روزی به ایمان میرسم

آن تب چشمان تو هر روز من را میکشد
من ز اوج اش تا به نزدیکی هذیان میرسم

گفته بودی تو برو دیگر سراغ من نیا
می روم اما بدان با ابر و باران میرسم

عنوان شعر سوم : غبار آه
غبار آه درون دهلیزم
بدون تو شبیه پاییزم

چقدر مجهول شدم ببین
غروب جمعه ای غم انگیزم

هنوز در همان کوچه ام بانو
در انتظار از تو لبریزم

غریب در کنار این مردم
جدا؛جدا خود شباویزم

من از خودم؛تو؛شهر شاکی
تمام روز من گلاویزم

تو گمشده‌ای در شهر یا من
که من دهان شعر خونریزم

درون سینه مانده عشقت آه!
ولی کنار تو چقدر ناچیزم

کنار من نیا ولی ببین
جدا ز تو شبی بلاخیزم!

چرا باز آمدی تو بانو؟!!
زخم برای خنجر تیزم

درون من نمانده نا برو!!!!!!
شکسته پیرمرد بی چیزم
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
سه غزل از جناب سیدی عزیز خواندم. طی مدتی که مشغول نقد آثار در پایگاه نقد شعر بوده‌ام با مسئله جالبی رو به رو شده‌ام. اغلب عزیزان نویسنده در سنین زیر 20 سال هستند و تقریباً همگی در حوزه کلاسیک بر اوزان عروضی تسلط دارند. نمی‌دانم این تسلط تنها به صورت سماعی اتفاق افتاده یا خیر اما نتیجه کار برای منِ مخاطب نیمچه حرفه‌ای رضایت‌بخش است. در نهایت یعنی برای پخت غذایی که شعر باشد مواد اولیه درست ست فقط باید بدانیم از هرکدام چه بریزیم و چطور بسازیم که در انتها غذایی دلپذیر ارائه دهیم.
حال اگر بخواهم با همین بیان به بررسی اشعار جناب سیدی بپردازم، ابتدا باید بگویم که سلیقه‌ی آدم‌ها ممکن است در همین مبحث غذا بسیار متفاوت باشد. در شعر که به نوعی با خلاقیت طرفیم هم همین‌طور است. به طوری که در اعصار مختلف با انواع مختلفی از شعر رو به رو بوده‌ایم و چه بسا روزی روزگاری نیمایی آمده و کودتایی در دولت شعر به راه انداخته، به گونه‌ای که تا مدت‌ها شعر کلاسیک را خانه نشین کرده است. پس ابتدا باید این را بنویسم که ممکن است بخشی از حرف‌های من در حوزه سلیقه جا بگیرد و بخش دیگر آن بی‌طرفانه باشد و به کار شاعر بیاید. در بحث شعر سلیقه جایگاه بالایی دارد. از قول شاملو در کتاب «درباره‌ی هنر و ادبیات» نقل شده «ممکن است شاعر تعریفی برای شرکت در اختیار نداشته باشد اما اشعار درخشانی بنویسد که ناقدان بتوانند مشخصات آن را فرموله کنند. به هر تقدیر هر تعریفی که از شعر به دست داده شده تعریفی بوده در محدوده‌های متعدد مختلف. محدوده‌هایی مثل برداشت شخصی و جغرافیای فرهنگی و خلقیات اقلیمی و روانشناسی اجتماعی هزار و موضوع دیگر... منظورم این است که نمی‌توان از حوزه هنری تعریفی زمان شمول به دست داد هر تعریفی شاید بتواند مدتی کسانی را قانع کند و معیاری موقتی به حساب بیاید اما مسلماً نمی‌تواند و نباید حکم نهایی شمرده شود». به هر ترتیب با توجه به اینکه شعر فرمول نمی‌شناسد نظر ناقد نیز تا حدی به فرمول‌های ذهنی خودش برمی‌گردد. به شعر ایشان باز می‌گردیم. 20 ساله که بودم شاعری در نقد شعرم گفت فلان حرکت در شعر دیگر از مد افتاده است. واقعیت این است که شاعران جوان معمولا به دلیل مطالعه زیاد آثار شاعران هم‌نسل یا شاعران گذشته زیاد پیش می‌آید که از تصاویر معمول یا تکنیک‌های گذرا استفاده کنند. یکی از مسائلی که روی شعر چنین تاثیری نی‌گذارد استفاده از ردیف‌هایی ست که شاعران پیشتر بسیار از آن استفاده کرده‌اند. ردیف شعر اول دارای چنین مسئله‌ای‌ ست. این مشکل به مرور زمان با مطالعه عمیق‌تر آثار شاعران گذشته و معاصر حل خواهد شد. مسئله بعدی دقت در انتخاب کلمات و حروف اضافه است که به مرور مثال‌هایی نیز نقل خواهد شد. در بیت چهارم کلمه عرق کژتابی دارد. معمولا کلمات یا بار منفی دارند یا مثبت. مثلا بین دو کلمه موجب یا منجر کلمه منجر بار منفی بیشتری دارد. یا مثلا بین رویداد و رخداد هم همین مسئله مشاهده می‌شود. کلماتی چون شراب، می و... می‌تواتن جایگزین خوبی برای این کلمه باشند چرا که زبان کلی اثر تقریبا نئوکلاسیک است.
یا مثلا در بیت پنجم :
خوب یادم هست آن آرامش از چشمان تو...
شاعر می‌خواهد بگوید آرامشی که در چشم‌هایت بود یا آرامشی که از چشم‌هایت گرفتم را به یاد دارم اما در این بیت با ضعف تالیفی که اتفاق افتاده زبان بیت بهم ریخته است. اتفاقی که در این چند شعر بسیار زیاد تکرار شده است. بیت ششم شعر اول هم به جای از باید با بیاید. تا به عصیان رسیدن(تا اضافه)، تا به نزدیکی(باز هم تا اضافه) از دیگر موارد هستند. مسئله بعدی رساندن مفهوم است. هرچند این شعر شعر در جایگاه خود با توجه به سن و سابقه شاعر بسبار قابل ستایش‌اند اما فارغ از این مسائل شعر در رساندن مفهوم به طور کامل موفق نبوده است. یکی از ابیاتی که در شعرهای ایشان مورد پسندم بود بیت آخر شعر دوم است. خودم هم در یکی لز شعرهایم بیتی نزدیک به این بیت دارم : می‌رسم با باد اگر روزی بسوزانی پری...
در نهایت در بررسی اشعار ایشان به شعر سوم می‌رسیم با وزن اگر اشتباه نکنم فاعلاتن فاعلاتن فعلن که در برخی ابیات هم به نظر می‌رسد از وزن خارج شده است. هرچند شاعر قافیه سختی را انتخاب کرده اما تقریبا از پس آن برآمده است. شعر می‌توانست کوتاه‌تر باشد. از سویی به طور کلی پرداختن به وزن‌های دشوار خود می‌تواند در آینده چالشی برای سنجیدن شاعر به شمار بیاید. چرا که امکانی چون چینش کلمات به شکلی دیگر در اختیار شاعر می‌گذارد که به مرور موجب تشخص شعر خواهد شد.
در نهایت برای جناب سیدی آرزوی موفقیت دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.