مبانی لذت خوانش و نوشتار




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : اسحق فتحی


عنوان شعر اول : کولبر
هن و هن زنان به کولاک...
بر زخمشانه ی صخره ها بیش از خویش
باری به وسعت هستی اش
به کول بر...
تا نشانه رفت در شیار مگسک
شانه ی زخم خورده را به کوه لاخ بی کسی ش
دَرَ----نگ...
به شانه نشسته تیری فرو فتاد
چون سنگ ریزه ای
تا سپیده دم آرام گرفته برفابرف
بر کول نشسته بخت اش را
سپیدی برف


عنوان شعر دوم : سلحشوری
من از انتهای سلحشوری می آیم
از ته نگات
در اعوجاج گرم صحرا ...
از بستر خیس واژه ها ...
از لابلای شنیع ترین روزها ...
جایی که واژگان مادینه از عشق تهی اند
و مردانگی، خمار کنار خیابان
و تو با این همه بوسه های بی بدیل که بر لبهات خشکیده بگو
از رطوبت کدام آغوش حرف می زدی
تا مرا بخشکانی؟


عنوان شعر سوم : باران بهاری
امتداد جاده را نگریستم، تا جایی که انحنایش اجازه داد
تا در انتها دیگر از چشمم افتاده باشی ...
رقص خیس نگاهت از لابلای مژه ها را
می شد شمرد
و هق هق تو در گلوی زخمی ناودان
آب پاشیده باران بهاری جاده را
و تو با همان بوی نجیب در خاطرم ثبت می شدی
نقد این شعر از : مهدی بهار
سه اثر آزاد از آقای اسحق فتحی را به نقد می‌نشینیم. آنچه از شمایل کلی کار برمی‌آید اینست که ایشان شاعری خلاق و تصویرگرا هستند که قوت و توان آفرینش تصاویر مجسم را دارند و همین نکته باعث می‌شود که خواننده شعر ایشان و درون‌مایه‌ی آن را به خاطر بسپارد. در کنار اینکه در برخورد نقادانه با آثار ایشان می‌توان راحت‌تر و بی‌پرواتر به گفتگو نشست. چرا که وی از مراحل بدوی نقد فرم و زبان و محتوی گذر کرده‌اند و منتقد می‌تواند بی‌پرده‌تر با اثر وی برخورد کند.
در شعر اول با تصاویر به هم پیوسته‌ی متناسبی روبروییم و در یک روایت و پی درپی و مکمل هم می‌آیند و ادامه پیدا می‌کنند. واژگانی که به جای درست خود نشسته‌اند و نقش درستی در تصویر و جمله گرفته‌اند و ارتباط نامرئی آنها با یکدیگر نکته‌ی ملموس این شعر است.
اما چیزی که مقداری باعث گنگی می‌شود استفاده از برخی ترکیبهاست که به بررسی آنها میپردازیم.
ترکیب قیدی ی نامانوس "هن و هن‌زنان" به جای هن و هن‌کنان ،یا کوه‌لاخ که تاکنون نمونه آن در ادبیات ما مشاهده نشده اند. باید قابلیت پذیرش در جمله و ذوق مخاطب را داشته باشند تا بتوانند ماندگار شوند که به نظر من این اتفاق برای این دو نیفتاده است.اما این اتفاق برای زخم‌شانه افتاده است و ترکیب زیبایی متناسب با فضا را به وجود آورده است.البته ناگفته نماند که ایهام تبادر در "به کول بر" که شیوه ی زبانی سبک خراسانی را در ذهن متبادر می‌کند کار بسیار زیبایی‌ست که لذت دوچندانی را به مخاطب می‌دهد و ارج و احترام و بزرگی حماسه‌واری به کولبر داده است.
اما نکته مهمی که شاعر باید به آن بایست با وسواس فراوان مبادرت ورزد تقطیع درست نوشتاری آن است.ببینید:


هن و هن کنان به کولاک...
بر زخمشانه ی صخره ها
با بیش از خویش باری به وسعت هستی‌ش
به کول بر...
تا نشانه رفت در شیار مگسک
شانه ی زخم خورده را به کوه لاخ بی کسی ش
دَرَ----نگ...
به شانه نشسته تیری
فرو افتاد
چون سنگ ریزه ای
...

با مقداری جابجایی هم توانستیم به خوانش صحیح‌تر شعر کمک کنیم، هم اینکه تصاویر آن واضح‌تر شد.
اما شاعر باید یادش باشد که مگسک شیار ندارد. آن ستون درجه است که شیار دارد و مگسک بایست در شیار ستون درجه قرار بگیرد تا هدف‌گیری دقیق باشد. اینها نکاتی‌ست که شاعر باید در استفاده از آن دقت لازم را داشته باشد.در بخش آخر شعر هم مقداری گنگی که حاصل از پس و پیش کردن ترکیبهاست پیش آمده که باید مورد بازنگری قرار گیرد تا این شعر خوب یکدستی خود را حفظ کند.

در شعر دوم زبان دچار تشتت می‌شود .یک دوگانگی که از یک زبان آرکاییک تا یک زبان محاوره نوسان پیدا می‌کند.
این اتفاق در اشعار مهدی اخوان‌ثالث(به عنوان مثال شعر زمستان) هم دیده می‌شود. اما نوع چیدمان و تسلط اخوان بر واژگان و کارکرد آنها باعث می‌شود که مخاطب این تنوع زبانی را احساس نکند.
اما در شعر آقای فتحی از غبار روبی از واژه اعوجاج تا "ته نگات" جاده‌ای کشیده نشده و فاصله این دو پرتگاه زبانی‌ئی ست که خواننده را از لذت بردن از مضمون و کلیت شعر پرت می‌کند. داستان تقطیع نوشتاری شعر دوم نیز نیاز به بازنگری دارد. اما بهتر از شعر اول نوشته شده است.

اما در شعر سوم که دوباره به اینگونه مینویسمش:

امتداد جاده را نگریستم،
تا آنجا که انحناش اجازه داد
تا در انتهاش
دیگر از چشمم افتاده باشی ...

رقص خیس نگاهت
از لابلای مژه ها را
می شد شمرد

و هق هق تو
در گلوی زخمی ناودان

باران بهاری
آب پاشیده بود جاده را
و تو
ثبت می‌شدی در خاطرم
با همان بوی نجیب

در چیدمان بالا سعی کردیم آکسان‌ها را به گونه‌ای قرار بدهیم که کانون تصویری و واژگانی مضمون در ابتدای بندها قرار بگیرد.این چیدمان به مخاطب اجازه می‌دهد که در درگاه بند، روی نمانام آن متمرکز شود و هسته مرکزی جملات را بشناسد.
ویژگی دیگر این چیدمان آهنگ درونی و بیرونی و هم‌آوایی بیشتر و بهتر است که به روانی کلام کمک می‌کند.
با توجه به غنای شاعرانگی که در قلم آقای فتحی به چشم می‌خورد، امیدوارم که دقت و تامل بیشتر در این نکات گفته شده، همچنان شاهد و خواننده‌ی اشعار دیگر و بهتر ایشان باشیم.

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۱
اسحق فتحی » شنبه 17 آبان 1399
سلام و عرض ارادت خدمت منتقد گرانمایه استاد مهدی بهار، فرمایش شما در خصوص شیار مگسک ایراد بجائی ست اما استفاده من از این ترکیب به این اعتبار است که این شیار فقط برای دیدن مگسک (و نه چیز دیگر) کارآیی دارد و هر چند از نظر فیزیکی شیار متعلق مگسک نیست اما از نظر کارآیی این تعلق وجود دارد و استفاده من به این اعتبار بود. و البته و ایراداتی را که ذکر کردید فروتنانه می پذیرم و از راهنمائی های شما بسیار سپاسگذارم و بهره ها بردم . برقرار و تندرست باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.