به حکم عشق دل دادن




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حامد رحمانی حسینی


عنوان شعر اول : .
شما که پر شده از یاس و لاله دامن تان
میان فصل خزان دیدنی است، دیدن تان

شما که غیرت چادر سیاه تان نگذاشت
به چشم غیر بیاید ظرافت تن تان

شما که پاشنه های بلند یا کوتاه
همیشه آمده خانم، به راه رفتن تان!

چه بود نام شما؟ من هنوز هم ماندم
پری بخوانمتان یا فرشته یا زن تان..

به "حکم" عشق که "دل" داده ایم، جا شده است
جهان تیره ما در دو چشم روشن تان


حامد رحمانی حسینی


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
ابتد اجازه دهید بگویم به به! شعر جناب رحمانی حسینی را خواندم. در نگاه اول شعر ایشان مخاطب را جذب می‌کند و این شاید بخاطر مضمون+ردیف با دوم شخص جمع(که این روزها کمتر مورد استفاده است) +نوع بیان شاعر باشد. شاعر مشخصا مطالعه خوبی در حوزه شعر معاصر داشته است. معاصر یعنی شعر شاعران هم‌عصر. آقای حسینی 21 ساله‌اند و بنابر نمایه کاربری سه سال سابقه نوشتن شعر دارند. هرچند ابتدای راه هستند اما مشخص است که مسیر را می‌شناسند. حال اگر بخواهم از خیر تعارفات رایج بگذرم باید گفت که همچنان شاید شعر نیاز به چکش‌کاری داشته باشد. از بیت اول بررسی را شروع می‌کنیم. در بیت اول شاعر می‌نویسد :
شما که پر شده از یاس و لاله دامن تان
میان فصل خزان دیدنی است، دیدن تان
آنچه از منطق اثر دستگیر من می‌شود این است که حالا که دامن شما از لاله و یاس پر شده است باید دیدن شما در فصل خزان دیدنی باشد. اولین سوال این ست که چرا خزان؟ باتوجه به اینکه فصل شکفتن و رشد گل‌ها به طور معمول در بهار است اینکه شاعر از واژه خزان به جای بهار استفاده کرده است آیا دلیل خاصی دارد؟
با این‌حال در نگاه اول لحن شعر آنقدر طبیعی ست که مخاطب شاید ابتدا متوجه این نکته نشود. دو بیت بعدی و علی الخصوص بیت سوم از بهترین ابیات به شمار می‌آیند. هرچند از تکه تکه کردن شعر و برچسب خوب و بد گذاشتن بیزارم اما فکر می‌کنم با توجه به تشخص اثر باید راجع به شعر بیت به بیت صحبت کرد تا شاعر این امکان را داشته باشد که با ویرایش آن را به یکی از آثار شاخص خود مبدل کند.
در بیت چهارم شاعر می‌نویسد :
چه بود نام شما من هنوز هم ماندم
پری بخوانمتان یا فرشته یا زن‌تان
ابتدا شاعر از هنوز استفاده می‌کند اما بعد در استفاده فعل از فعل گذشته ساده استفاده کرده است. در حالی که فعل استفاده شده شاید بهتر بود مانده‌ام یا فعل نقلی دیگری باشد. چرا که با قید هنوز مشخص می‌شود فعل انجام گرفته هنوز در طول زمان ادامه دارد. پس در این بیت با اشکال زمانِ فعل مواجه‌ایم. در نهایت به بیت آخر می‌رسیم که هرچند شاعر با آوردن حکم و دل مصرع زیبایی سروده اما مفهوم این مصرع زیبا در آخرین مصرع ادامه پیدا نمی‌کند. شاید بتوان گفت شعر می‌توانست پایانی به مراتب طولانی‌تر و غافلگیرکننده‌تری داشته باشد اما این اتفاق آنچنان که باید نیفتاده است. شعر آقای حسینی گرامی با ویرایشی اندک بسیار خوب خواهد شد. امیدوارم ایشان همانطور که در نوشتن شعر خوب هستند در ویرایش این اثر هم کوتاهی نکنند. در نهایت برای ایشان شادکامی آرزو دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.