نشانه و شعر




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : مهدی حق طلب


عنوان شعر اول : به برادر شهیدم محسن حججی
شطرنج بی معنی ست،
شطرنج بی معنی ست
سرباز ها اینجا
هر سو که میخواهند می تازند
با ان تفنگ بیمناک
ان سو...
باشاخه گل
این سو...

سربازها اینجا
قلب تعلق را
بر ان سپید و ان سیاهی ها
بر ان طرف ها
این طرف ها
بر
رنگ تعلق چیره می دانند..

شطرنج بی معنی ست
شطرنج بی معنی ست
سربازها اینجا
در انتهای راه
شاهانه می میرند...
نه
انتهایی نیست
سربازها اینجا
نمی میرند...!



عنوان شعر دوم : .
خیابان
خیابان
هزاران مغازه
یکی مثل عطاری کنج کوچه
نمی شد
نمی شد...

خیابان
خیابان
مغازه
مغازه
به دنبال تو گشته ام من
و هربار آنجا رسیدم
به لبخند
عطر تورا پیر عطار
افشاند
ودرگریه هایم
مرا سیر خنداند...
#
دوباره
دوباره
از ان عطر مست و
به هر سو روانه
پی تو
خیابان
خیابان
مغازه
مغازه...


عنوان شعر سوم : .
ان شیخ
با خطبه های سوزناکش
یا ان برادر های مخمل رو
که حکم های شرع را از حفظ می دانند
نمی دانند!
حتی پدر
که سالهای سال قانع بود
یا مادرم
که هر نماز صبح
مبعوث می شد تا هدایت کرده باشد خاندانش را
نمی داند
من هم نمیدانم!

باید که از نانوا فقط پرسید
معنای دوزخ را
او خوب می داند
او خوب می داند...
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر يك بسته ي نشانه شناسانه است و نشانه واحدي ست در شعر كه علاوه بر معناي اوليه ي خود ، معني يا معاني ثانويه هم مي تواند داشته باشد . نشانه مي تواند استعاره ، نماد يا حتي اسطوره باشد . شير كه نشانه ي دليري و كوه كه نشانه ي استواري ست ، استعاره هستند و شاخه ي زيتون كه نشانه ي صلح است يك نماد محسوب مي شود .
هر شاعر تلاش مي كند در شعر خود نشانه گذاري كند و همچون هر شاعر ديگري در هر شعر اصيل ديگري ، حرف خود را با واسطه ي استعاره و نماد و اسطوره بزند و از مستقيم گويي بپرهيزد . با اين حال نشانه سازي كار ساده اي نيست . پيشينه و فرهنگ پشت واژه ها ، فرهنگ و پبشينه ي ادبي هر منطقه يا كشور و بالاخره متن ها و فرامتن هاي رايج در ميان مخاطبان از مهم ترين عوامل موثر در نشانه سازي شاعرانه محسوب مي شود .
شعر نخست آقاي «مهدي حق طلب» در باره ي شهيد «محسن حججي» ، خودآگاه يا ناخودآگاه در پي نشانه سازي آن هم از نوع استعاري است اما كمتر توانسته ميان اصل ماجرا و سيستم نشانه گذاري خود ارتباطي درست و منطقي برقرار نمايد . او نمي تواند حتي در نهايت شعر هم به اين نتيجه برسد كه صحنه ي نبرد واقعي مورد نظرش بالاخره شباهتي به صفحه ي شطرنج دارد يا خير ؟!
شاعر در به كارگيري زبان و كلمات هم بايد دقت بيشتري به خرج دهد . آيا منظور اصلي شاعر تفنگي ترسناك نبوده است و اشتباها به تفنگ صفت بيم ناك نداده است ؟! چيرگي قلب تعلق بر رنگ تعلق چه مفهومي را تداعي مي كند ؟
شعر دوم اما با نشانه گذاري حساب شده تر شاعر ، داراي ژانر موضوعي مشخصي است . شعري عاشقانه با فرمي كه سرگشتگي و آوارگي راوي را در پي معشوقش به خوبي اجرا مي كند . روايت مجنوني معاصر كه به جاي بيابان ها ، در خيابان ها دنبال ليلاي معاصر مي گردد و به جاي وحوش از عطاري ها سراغ ليلا را مي گيرد !
شعر سوم آقاي «مهدي حق طلب» وجهي منتقدانه دارد . انتقاد از نوع دين داري مومنان در روزگار معاصر . در اين شعر ، راوي همه را نادان مي داند حتي خود را و اين ناداني را نقص دين داري مومنان معاصر مي داند . ناداني شيخ و برادران مخمل رو و مادر به طرز شاعرانه اي ترسين شده اما ناداني پدر نه ! قناعت پدر ربطي به دانايي او ندارد .
نقطه اوج اين شعر پايان بندي آن است كه در لايه بندي زيرين خود تا حدي عرفاني هم هست . يك نانوا بيش از همه ي اين ها حتي بيش از شيخ يا بيش از مادر پيامبر راوي دوزخ را بهتر مي شناسد . نگاهي عيني گرا و بياني تلخ و گزنده همراه با طنزي تلخ كه مخاطب را حتي با پايان شعر در بند متن نگه مي دارد . شعري تفكربرانگيز و تكان دهنده .
«مهدي حق طلب» بايد كار با زبان را جدي تر بگيرد و علاوه بر محتوا در كار تصوير سازي با زبان بيشتر تلاش كند . او اميدوار كننده است ...

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.