تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هر شب




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : علی قره باغی


عنوان شعر اول : .
تو را با سینه‌ای از غم تمنا می کنم هر شب
نبودت را به چشم خون تماشا می کنم هر شب

به هر اختر شب هجران و روز وصل می گویم
جنون آمیز با مهتاب نجوا می کنم هر شب

تو رفتی با خودت بردی از این خانه هیاهو را
و من تنها و با این غم مدارا می کنم هر شب

تو پنهانی چو غم هایی که در سینه است همراهم
تو را آن سان که باشد ناله، پیدا می کنم هر شب

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به غزلی چهار بیتی از دوست شاعرمان علی قره‌باغی، در ابتدا از ایشان درخواست می‌‎کنم اطلاعات پرونده‌‎شان را در سایت تکمیل کنند، چرا که این مساله باعث می‌شود منتقد با درک درست‌تری نسبت به سابقه شاعری ایشان به سراغ متن برود.
عنوان این نقد را از مطلع یکی از غزل‌های بسیار مشهور استاد محمدعلی بهمنی انتخاب کردم، به سبب یکسانی وزن و ردیف و قافیه آن غزل با شعر جناب قره‌باغی.
دیدم بد نیست نه از حیث مقایسه بلکه از حیث شناخت ظرفیت‌‎ها شاعر عزیز را دعوت کنم حتی اگر آن شعر را پیشتر هم مطالعه کرده یکبار دیگر آن غزل را با دقت بیشتر بخواند.

تو را گم می‌كنم هر روز و پیدا می‌كنم هر شب
بدین سان خواب‌ها را با تو زیبا می‌كنم هر شب
تبی این گاه را چون كوه سنگین می‌كند آن گاه
چه آتش‌ها كه در این كوه برپا می‌كنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش‌ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می‌كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می‌كنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می‌كنم هر شب
تمام سایه‌ها را می‌كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می‌كنم هر شب
دلم فریاد می‌خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می‌كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می‌كنم هر شب
"استاد محمدعلی بهمنی"

در ابتدا هم گفتم، ابدا قصد مقایسه این دو شعر را ندارم، اما از آن جا که نقد ما بیشتر جنبه کارگاهی به خود بگیرد به یکی از ویژگی‌های مهم این دو غزل یعنی ردیف آن اشاره می‌کنم، ردیف "می‌کنم هر شب" جز این که ردیف بلندی محسوب می‎شود، قدری خاصیت ایستایی دارد، یعنی با توجه به قید زمانی که در خود دارد و ترکیب آن با فعل شعر را پیش‌بینی پذیر می‌کند یعنی فی النفسه ردیف چندان موفقی به نظر نمی‌آید. اما هوشمندی و توانمندی شاعر در همین نقاط حساس خودنمایی می‎کند، شاعر عزیز در غزل چهاربیتی اهمیت زیادی برای آن "هرشب" ردیف قائل نبوده است، جز در مصرع مهتاب که آن هم ارتباط چندان خلاقانه‌ای نیست ردیف را می‎توان با "هر روز" "هر عصر" "هربار" و ... تعویض نمود و در واقع اتفاق خاصی هم ‌نمی‌افتد. اما در غزل استاد بهمنی جز این‌که عاطفه کلام و ارتباط مضمون‌ها با شب به قوت ردیف افزوده در اکثر ابیات با خلق تصویرها و استفاده از عبارتی وجود شب را به عنوان ردیف توجیه پذیر می‌کند برای مثال در سطر آخر وقتی شاعر"تا صبح" را می آورد فی‌الواقع دارد به ردیف شعر خدمت می‌‎کند.
جناب قره‌باغی عزیز، شعر شما از حیث عاطفی غنی‌ست و این نشان دهنده این است که می‌توانید با تمرین و دقت نظر بیشتر غزل‌های عاشقانه‌ی زیبایی بنویسد، قدری نگاه عاطفی‌تان را به روز کنید، نبود معشوقه و درد هجران برای یک انسان امروزی هم وجود دارد، پس این مضمون‌‍‌ها کهنه نیستند، اما می‌‎شود با قدری امروزی‌تر نگاه کردن تصاویر شاعرانه‌‎تری آفرید که مخاطب امروز ارتباط بیشتری با آن برقرار کند. فراموش نکنید ما قرار نیست تنها شاعری باشیم که حافظ خوانان شعر ما را می‌خوانند، بلکه کمال آن است که طوری بنویسید که مخاطبی که تا امروز شعری نخوانده با خواندن شعر شما مشتاق شعر خواندن بشود.

امیدوارم به زودی از شما شعرهای بهتری بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
علی قره باغی » چهارشنبه 30 مهر 1399
سلام خیلی ممنون از نقد خوبتان قبل تر از نقد شما منتقدین گرامی پایگاه نقد شعر اشکال امروزی نبودن را گوش زد کرده بودند و من با تمام توان در صدد رفع این اشکال بودم و هستم اما اگر امکانش هست می خواستم از شما خواهش کنم که اشکال های موجود دیگر در شعر را هم بفرمایید تا با رفع آن ها شعرم ارتقا پیدا کند خیلی ممنون البته ناگفته نماند نقد افتادگی ردیف شب را نیز فرمودید و بجا هم فرمودید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.