سرعت یادگیری را افزایش دهید




عنوان مجموعه اشعار : بوی گندم
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : غزل
ببین که مشکلات روبه روی ما نمیشود
و قامتم ز ماجرا که هیچ تا نمیشود

تمام لحظه ها به چند تار پای بند است
گناه عمر ما به یک زمان جزا نمیشود

برای من صدای رعد آسمان قشنگ است
چگونه گریه های ابر بی صدا نمیشود؟

بگو که خواب و تب مرا نمیدهد دوباره جان
که زندگی فقط به رویا منتها نمیشود

در این جهان بی وفا کسی مرا ندیده است
که بعد مرگ خویش آدمی عزا نمیشود

عنوان شعر دوم : سپید
دیدی.....
مانعی برایم نیست
برای گذشتن از تو،
به کلید گریه تکیه دادم
باتو یا بدون تو

عنوان شعر سوم : سپید
بوی گندم مرا
به یاد خندیدن تو می اندازد
باهم کاشتیم اما
بدون هم برداشتیم
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر نوجوان جناب سیدرضا محمود هاشمی، قبل‌تر هم در خصوص آثار ایشان یادداشتی نوشته بودم و الان به بهانه این نقد تازه آن آثار و نقد را مرور کردم، در نقد قبلی با عنوان اولویت یادگیری با مقدمات است! به شاعر عرض کرده بودم که بهتر است فراگیری مقدمات شعر را در اولویت قرار دهد، اینکه ما مرتب تمرین نوشتن کنیم فی النفسه بسیار هم خوب و کارساز خواهد بود اما این تمرین وقتی برای ما موفقیت بیشتری به همراه دارد که ضمیمه‌اش یادگیری‌های تازه باشد.
وقتی ما در ابتدای راه قرار داریم باید با جدیت به سراغ مقدمات برویم، مقدمات در شعر کلاسیک و سپید تا حدودی با هم متفاوت‌اند، در شعر کلاسیک شناختن وزن و قافیه و شناخت شیوه صحیح به کارگیری از آن‌ها در اولویت است، در شعر سپید درک موسیقی درونی کلام و شیوه‌ی صحیح تقطیع را می‌توان از مقدمات ضروری دانست، برخی از مقدمات هم مشترک‌اند، مانند شناخت ما از زبان، به عنوان تعیین کننده‌ترین عنصر، درک صحیح از مضمون یابی، درک درست از معاصر بودن و نسبت تخیل و عاطفه با متن.
شما در ابتدای مسیر هستید پس انتظار ندارم تمام این‌ مقدمات را آموخته باشید، همین که در نقد شدن جدی هستید امیتاز برزگی برای شما محسوب می‌شود.
باید سعی کنید پله به پله در درک مقدمات پیشرفت کنید، وزن و قافیه را می‌توان در چند جلسه تئوری یا با مطالعه یکی دو کتاب فراگرفت، و بعد با آزمون گیری شخصی از خود بر اساس شعر توانمندی خود را در زمینه درک وزن و قافیه بالا ببرید.
ببین که مشکلات روبه روی ما نمیشود
و قامتم ز ماجرا که هیچ تا نمیشود
تمام لحظه ها به چند تار پای بند است
گناه عمر ما به یک زمان جزا نمیشود
برای من صدای رعد آسمان قشنگ است
چگونه گریه های ابر بی صدا نمیشود؟
بگو که خواب و تب مرا نمیدهد دوباره جان
که زندگی فقط به رویا منتها نمیشود
در این جهان بی وفا کسی مرا ندیده است
که بعد مرگ خویش آدمی عزا نمیشود
ضمن دعوت از شما برای ویرایش متن شعر‌ها از لحاظ دستوری در بررسی این غزل با مشکلات وزنی و زبانی متعددی مواجهیم، خوشبختانه از عهده‌ی رعایت قافیه برآمده‌اید. در برخی از سطرها مثل سطر شروع شعر که اتفاقا یکی از سطرهای تعیین کننده از جهت ارتباط مخاطب با متن است معنا کامل نیستف ببین که مشکلات روبروی ما نمی‌شود. من به عنوان مخاطب در درک این سطر عاجزم، وقتی من حرف شاعر را درست متوجه نشوم طبعا از حیث عاطفی هم نمی‌توانم با آن ارتباط برقرار کنم، و وقتی این اتفاق در سطر اول بیفتد، مخاطب برای بقیه شعر هم توجه ویژه‌‍ای کنار نمی‌گذارد، در اکثر مصاریع فرد وزن دچار اختلال است. سطر آخر هم درست مانند سطر اول از حیث معنا نارساست. که بعد مرگ خویش آدمی عزا نمی‌شود/ من در درک ارتباط این مصرع با مصرع قبل دچار مشکلم. حتی خود مصرع را هم نمی‌توانم درک کنم، مگر آدمی قبل از مرگ خودش عزا می‌‎شود که نوشته‌اید بعد از مرگش نمی‎شود، شاید منظورتان عزادار است، شاید الان مضمونی که در ذهن شما بوده برای سرودن این بیت بسیار هم کامل باشد اما این باید روی کاغذ هم کامل می‌آمد.
دیدی.....
مانعی برایم نیست
برای گذشتن از تو،
به کلید گریه تکیه دادم
باتو یا بدون تو
و
بوی گندم مرا
به یاد خندیدن تو می اندازد
باهم کاشتیم اما
بدون هم برداشتیم
در این دو شعر سپید کوتاه در دومی موفق‌تر بوده‌اید، دست کم مضمون قابل درک است، و عاطفه کار باورپذیرتر است، فراموش نکنید درشعرهای کوتاه این سطر‌ها و کلمات نیستند که نماینده کشف ذهنی شما هستند، بلکه کشف بیرون از شعر شکل می‌گیرد و شما با کلمات صرفا آن را به یاد مخاطب می‌آورید، برای تبدیل شدن این گونه شعر‌های کوتاه به آثار موفق باید قدری در تقطیع و موسیقی درونی تمرین بیشتری کنید و سعی کنید مضمون‌های خلاقانه‌تری را بیافرینید.
با آرزوی موفقیت.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.